• امروز : دوشنبه, ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵
اندیشکده «موسسه خاورمیانه» اذعان کرد؛

نفت، ابزار فشار ناکام علیه ایران/ سازوکارهای تطبیق اقتصادی و مقاومت ۲ راهکار موثر تهران

  • کد خبر : 174645
  • ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۸:۴۸
نفت، ابزار فشار ناکام علیه ایران/ سازوکارهای تطبیق اقتصادی و مقاومت ۲ راهکار موثر تهران
برخلاف انتظار واشنگتن، کاهش درآمدهای نفتی نه‌تنها ایران را به عقب‌نشینی وادار نکرده، بلکه نشان داده سازوکارهای تطبیق اقتصادی و منطق مقاومت، همچنان تعیین‌کننده مسیر تهران است.

به گزارش نبض وطن به نقل از اندیشکده «موسسه خاورمیانه»، یکی از فرض‌های اصلی در سیاست «فشار حداکثری» این بوده که کاهش درآمدهای نفتی ایران، این کشور را ناگزیر به عقب‌نشینی و پذیرش خواسته‌های آمریکا خواهد کرد اما تجربه‌های گذشته و شواهد کنونی نشان می‌دهد که این فرض لزوماً درست نیست.

اقتصاد ایران در سال‌های اخیر خود را با شرایط تحریم تطبیق داده است. کاهش صادرات نفت، اگرچه فشار قابل توجهی بر منابع مالی دولت وارد می‌کند، اما به‌طور خودکار به تغییر رفتار سیاسی یا راهبردی منجر نمی‌شود. دلیل اصلی این موضوع، نحوه توزیع فشار در ساختار سیاسی و اقتصادی ایران است.

در چنین شرایطی، نهادهای کلیدی حاکمیتی همچنان قادرند منابع مورد نیاز خود را از مسیرهای جایگزین تأمین کنند. ایران طی سال‌ها تحریم، شبکه‌هایی برای دور زدن محدودیت‌ها ایجاد کرده است؛ از جمله استفاده از مسیرهای غیررسمی تجارت، همکاری با شرکای آسیایی، تغییر مسیر صادرات و کاهش وابستگی به نظام مالی غرب. این سازگاری‌ها باعث شده‌اند که حتی در شرایط فشار شدید، کارکردهای اصلی دولت حفظ شود.

از سوی دیگر، منطق راهبردی ایران نیز نقش مهمی در این معادله دارد. از نگاه تهران، تسلیم شدن تحت فشار خارجی، نه‌تنها به کاهش تهدید منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز فشارهای بیشتر در آینده باشد. در چنین چارچوبی، مقاومت حتی با هزینه‌های بالا به‌عنوان گزینه‌ای کم‌هزینه‌تر نسبت به عقب‌نشینی کامل تلقی می‌شود.

در ادامه این گزارش اندیشکده موسسه خاورمیانه آمده است: همچنین، این تصور که فشار اقتصادی به‌سرعت به تغییر رفتار سیاسی منجر می‌شود، با واقعیت‌های ساختاری ایران همخوانی ندارد. برخلاف اقتصادهای باز و مبتنی بر افکار عمومی، در ایران فشار اقتصادی به‌طور مستقیم و فوری به تغییر سیاست تبدیل نمی‌شود. سازوکارهای حکمرانی به‌گونه‌ای است که می‌تواند شوک‌های اقتصادی را در بازه‌های زمانی طولانی‌تر جذب کند، بدون آنکه الزاماً به تغییر راهبردی منجر شود.

عامل مهم دیگر، بُعد هویتی و سیاسی این تقابل است. در بسیاری از تحلیل‌ها، این رویارویی صرفاً یک اختلاف فنی یا اقتصادی تلقی می‌شود، در حالی که از نگاه ایران، این مسئله ابعادی عمیق‌تر دارد و به استقلال سیاسی و جایگاه کشور در نظام بین‌الملل مرتبط است. در چنین شرایطی، پذیرش خواسته‌های طرف مقابل تحت فشار، می‌تواند به‌عنوان تضعیف مشروعیت داخلی نیز تلقی شود.

در نهایت، تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که فشار اقتصادی شدید، اگرچه می‌تواند هزینه‌های قابل توجهی ایجاد کند، اما به‌تنهایی برای وادار کردن ایران به تسلیم کافی نیست.

بر همین اساس، اتکای صرف به ابزارهای اقتصادی برای تغییر رفتار ایران، نه‌تنها ممکن است به نتیجه مطلوب نرسد، بلکه می‌تواند به تشدید تنش‌ها و حتی افزایش احتمال درگیری‌های گسترده‌تر منجر شود. از این رو، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که بدون وجود یک مسیر دیپلماتیک معتبر، سیاست فشار به‌تنهایی نمی‌تواند اهداف اعلام‌شده را محقق کند.

لینک کوتاه : https://www.nabzevatan.ir/?p=174645

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.