به گزارش نبض وطن، در جریان یک تور یکروزه بازدید از واحدهای صنعتی شهرک صنعتی پرند، صاحبان بنگاههای تولیدی از نزدیک به بیان مشکلات و دغدغههایی پرداختند که به گفته آنان، استمرار فعالیت واحدهای کوچک و متوسط را دشوار کرده است از تأمین سرمایه در گردش و خرید مواد اولیه گرفته تا هزینههای مالیاتی، بیمهای و دشواریهای ناشی از بروکراسی اداری. در این میان، فعالان اقتصادی تأکید داشتند که مساله امروز تولیدکننده صرفاً افزایش هزینهها نیست بلکه نبود ثبات و پیشبینیپذیری در فضای کسبوکار، امکان برنامهریزی بلندمدت را نیز از آنان گرفته است.
این گزارش از آن جهت حائز اهمیت است که به جای انعکاس صرف یک رویداد، میتواند تصویری میدانی از وضعیت بنگاههای تولیدی و فاصله میان سیاستهای حمایتی و مسائل روزمره تولیدکنندگان ارائه کند. شهرک صنعتی پرند به عنوان یکی از کانونهای مهم فعالیت صنعتی، ظرفیت آن را دارد که این مشکلات را از سطح گلایههای پراکنده به یک مسئله عمومی در حوزه تولید، اشتغال و سرمایهگذاری تبدیل کند.
تولیدکننده در تنگنای نقدینگی
یکی از تولیدکنندگان حوزه قطعات صنعتی با اشاره به فشار هزینههای جاری گفت: در شرایطی که بازار با رکود مواجه است، مالیات، حق بیمه، عوارض و جرایم میتواند بخش قابل توجهی از نقدینگی محدود بنگاه را مصرف کند و منابعی برای خرید مواد اولیه، پرداخت حقوق و توسعه فعالیت باقی نگذارد. انتظار تولیدکنندگان حذف مالیات یا کنار گذاشتن الزامات قانونی نیست بلکه باید شرایط اقتصادی بنگاه و وضعیت بازار نیز در نحوه مطالبه هزینهها مورد توجه قرار گیرد.
یکی دیگر از فعالان حوزه صنایع پلاستیک نیز مشکل سرمایه در گردش و دشواری دریافت تسهیلات بانکی را از مهمترین موانع فعالیت واحدهای تولیدی دانست و گفت: وقتی تأمین نقدینگی برای خرید مواد اولیه با فرآیندهای طولانی و پیچیده همراه باشد، تولیدکننده عملاً بخش زیادی از انرژی خود را صرف تأمین هزینههای جاری میکند. در چنین شرایطی، موضوع توسعه، افزایش ظرفیت تولید و ایجاد اشتغال به اولویتهای بعدی تبدیل میشود.
اقتصاد ایران به «فرماندهی در طوفان» نیاز دارد
«امید پیروز» مدرس و مشاور کسبوکار در جریان این تور یکروزه که به منظور بازدید از واحدهای صنعتی شهرک صنعتی پرند انجام شد با توصیف شرایط کنونی اقتصاد به عنوان فضایی پرریسک و پیشبینیناپذیر، گفت: بنگاههای تولیدی در چنین شرایطی نمیتوانند با روشهای سنتی گذشته به فعالیت خود ادامه دهند و باید متناسب با واقعیتهای جدید اقتصادی، ساختارهای خود را بازطراحی کنند.
وی تولید ناب را یکی از راهبردهای مهم برای کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری دانست و افزود: شناسایی نقاط هدررفت، حذف دوبارهکاریها، مهندسی مجدد فرآیندها و کنترل هزینههای پنهان باید در مرکز توجه مدیران بنگاهها قرار گیرد. در شرایط فعلی، مدیران صنعتی بیش از گذشته به تصمیمگیری سریع و دقیق نیاز دارند زیرا تأخیر در شناسایی مشکلات و اصلاح فرآیندها میتواند هزینه بیشتری به بنگاه تحمیل کند.
تولید ناب؛ از انتخاب تا ضرورت
این فعال حوزه کسبوکار با اشاره به بررسی وضعیت شمار زیادی از بنگاههای اقتصادی اظهار کرد: یکی از مشکلات بنگاهها این است که معمولاً زمانی برای اصلاح ساختار اقدام میکنند که مشکل به مرحله بحرانی رسیده است.همانطور که تشخیص زودهنگام در درمان یک بیماری اهمیت دارد در مدیریت بنگاه نیز شناسایی گلوگاههای مالی و عملیاتی باید پیش از آنکه منابع و فرصتهای اصلاح از دست برود، انجام شود.
پیروز تأکید کرد: تولیدکننده باید بداند در کدام بخش هزینه اضافی پرداخت میکند، کدام فرآیند قابلیت حذف یا سادهسازی دارد و چگونه میتوان از ظرفیتهای موجود برای کاهش هزینه استفاده کرد.
«تولید بدون دیوار» برای کاهش هزینهها
این مشاور کسبوکار همچنین بر استفاده از ظرفیتهای موجود و پرهیز از تحمیل هزینههای سنگین سرمایهای به بنگاهها تأکید کرد و گفت: در شرایطی که هزینه ساختوساز و توسعه فیزیکی افزایش یافته است، تولیدکنندگان باید از ظرفیتهای خالی و امکانات موجود بیشترین استفاده را داشته باشند.
وی این رویکرد را تولید بدون دیوار توصیف کرد و افزود: چابکسازی، استفاده از ظرفیتهای بلااستفاده و کاهش هزینههای سربار میتواند به بنگاهها کمک کند تا در شرایط دشوار اقتصادی انعطاف بیشتری داشته باشند.
پیروز همچنین با اشاره به کاهش قدرت خرید خانوارها گفت: تغییر الگوی مصرف جامعه، تولیدکننده را نیز ناگزیر به بازنگری در سبد محصولات میکند.
وقتی قدرت خرید کاهش مییابد، تقاضا برای کالاهای غیرضروری و لوکس نیز کاهش پیدا میکند و بنگاهها باید متناسب با توان اقتصادی مصرفکننده، محصول و قیمتگذاری خود را بازتنظیم کنند. همچنین هجوم تقاضا برای واحدهای مسکونی کوچک را نیز میتوان نشانهای از تغییر رفتار اقتصادی خانوارها و اولویت یافتن موضوع بقا بر توسعه دانست.
مطالبه صنعتگران؛ حمایت عملی به جای شعار
یکی از فعالان حوزه صنایع غذایی نیز با بیان اینکه تولیدکنندگان انتظار معجزه از دولت ندارند، گفت: مهمترین انتظار ما این است که مسیر فعالیت تولیدکنندگان واقعی هموار شود. ثبات در قیمت مواد اولیه، کاهش بروکراسی، دسترسی مناسب به منابع مالی و حذف امتیازهای غیرشفاف از مطالبات فعالان صنعتی است. تولیدکننده زمانی میتواند برای توسعه، اشتغال و افزایش ظرفیت برنامهریزی کند که از ثبات نسبی محیط کسبوکار اطمینان داشته باشد.
پیروز همچنین با انتقاد از برخی فرآیندهای تصمیمگیری در حوزه اقتصاد و تولید گفت: گاهی جلساتی که باید با هدف حل مشکلات بنگاهها برگزار شود به جای تمرکز بر رفع موانع تولید، گرفتار نگاههای سازمانی و بخشی میشود.برای حمایت از تولید، تصمیمها باید بر مبنای منافع عمومی اقتصاد و حفظ بنگاههای مولد اتخاذ شود و دستگاههای مختلف نیز در مسیر مشترکی حرکت کنند.
این مدرس کسبوکار البته تأکید کرد: اصلاح ساختار بنگاهها نیز در کنار حمایتهای حاکمیتی ضروری است و تولیدکنندگان نمیتوانند تمام مشکلات خود را به بیرون از بنگاه نسبت دهند.
تولیدکننده؛ میان بقا و توسعه
برآیند سخنان فعالان صنعتی در این بازدید نشان میدهد دغدغه اصلی بسیاری از بنگاهها عبور از مرحلهای است که در آن بخش قابل توجهی از توان مدیریتی و مالی صرف حفظ فعالیت روزمره میشود. در چنین شرایطی، فعالان اقتصادی معتقدند سیاستهای حمایتی باید از اقدامات مقطعی و شعارهای کلی فاصله بگیرد و به سمت ایجاد ثبات، کاهش هزینههای زائد، تسهیل تأمین مالی و پیشبینیپذیر کردن مقررات حرکت کند. از سوی دیگر، خود بنگاهها نیز ناگزیرند با واقعیتهای جدید اقتصاد کنار بیایند؛ اصلاح فرآیندها، کنترل هزینهها، افزایش بهرهوری، استفاده از ظرفیتهای خالی و تطبیق محصولات با قدرت خرید جامعه، بخشی از این مسیر است.
آنچه از این بازدید میدانی به دست میآید، نشان میدهد مسئله تولید تنها کمبود حمایت مالی نیست بلکه مجموعهای از عوامل از نقدینگی و هزینههای بیمه و مالیات گرفته تا دشواری تأمین مواد اولیه، بروکراسی و بیثباتی مقررات، بر تصمیمهای تولیدکنندگان اثر میگذارد. فعالان صنعتی بر این باورند که حمایت مؤثر از تولید باید همزمان دو مسیر را دنبال کند از یک سو دولت و دستگاههای اجرایی با ایجاد ثبات و کاهش موانع، فضای امنتری برای فعالیت بنگاهها فراهم کنند و از سوی دیگر، مدیران واحدهای تولیدی با کنار گذاشتن شیوههای سنتی، به سمت مدیریت هزینه، تولید ناب و افزایش بهرهوری حرکت کنند. در نهایت، بقای تولیدکننده تنها با تزریق منابع مالی محقق نمیشود؛ آنچه صنعت امروز به آن نیاز دارد، فضایی باثبات، قابل پیشبینی و رقابتی است که در آن حمایت از تولیدکننده واقعی به یک سیاست مستمر و ساختاری تبدیل شود.



