به گزارش نبض وطن، بعد از اینکه تیم ملی فوتبال ایران نتوانست از مرحله گروهی جام جهانی ۴۸ تیمی صعود کند، فدراسیون فوتبال تصمیم گرفت با همان کادر فنی برای جام ملتهای آسیا آماده شود. پروسه تمدید قرارداد و مبلغ قرارداد کادر فنی که شایعات زیادی نیز به همراه داشت را نیز کنار میگذاریم و در این گزارش قصد داریم وضعیت تیم ملی فوتبال را در چند سال گذشته و به خصوص آخرین نمایش شاگردان قلعهنویی در فرغانه را مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.
سه گل ازبکستان شاید خیلی زود در میان انبوه اخبار فوتبال گم شود. بازی دوستانه بود مسابقه رسمی نبود و نتیجهاش قرار نیست جامی را از ایران بگیرد. همه این جوابها رو میتوان در فوتبال حرفهای دنیا منطقی دانست و به نوعی نیز درست است. اما نگرانی فوتبال ایران تنها شکست در این دیدار یا کسب نتایج ضعیف گذشته نیست. نگرانی اصلی کیفیت فوتبال و نمایش بازیکنان تیم ملی در زمین بازی است.
ایران در فرغانه بار دیگر در میانه زمین با مشکل اساسی مواجه شد. وقتی بازیکنان ازبکستان در نیمه زمین ایران فشار و پرس انجام میدادند، بازیکنان تیم ملی فوتبال نمیتوانستند از این فشار خارج شوند و گل اول ازبکها نیز با اشتباه احسان حاجصفی روی همین فشارو بیبرنامگی ایران به ثمر رسید.
در طرف مقابل نیز شاگردان قلعهنویی در فاز تهاجمی نیز کاملا بی برنامه بودند و تک موقعیتها نیز روی کارهای انفرادی بازیکنان به وجود میآمد. گل ایران نیز از روی یک ضربه شروع مجدد و اشتباه مدافع حریف به ثمر رسید و در جریان بازی نیز ایران کاملا آشفته و بی برنامه بود. این مشکل بازیسازی و خروج از فشار حریف تنها مخصوص به این دیدار نیست و در سالهای گذشته نیز ایران در خط میانی با مشکل اساسی هافبک بازیساز روبرو بوده است. بازیکنی که بتواند در میانه میدان توپ را از فاز دفاعی به حمله منتقل کند. سوال از کادر فنی و فدراسیون فوتبال این خواهد بود که بعد از گذشت این همه سال که تیم ملی زیر نظر این کادر فنی به میدان میرود چرا کادر فنی پرتعداد و دستیاران قلعهنویی فکری برای این مشکل اساسی نکردهاند؟ چرا هنوز تیم ملی هویت ندارد؟
یک اصطلاح وجود دارد که کیفیت را فدای کمیت کنید. به این صورت که در فوتبال برخی از مربیها اعتقادی به بازی زیبا ندارند و فقط به دنبال کسب نتیجه هستند. اما در تیم ملی فوتبال هیچکدام را نداریم، نه کمیت و نه کیفیت؛ تیم ملی فوتبال بازی تماشاگرپسندی را به نمایش نمیگذارد و کاملا بی برنامه و بدون هویت در زمین به میدان میروند. از طرفی نیز هنوز نتوانستیم به نتیجه دلخواه خود دست پیدا کنیم. در فوتبال مدرن، حتی تیمی که نتیجه را واگذار کرده نیز باید بتواند توضیح دهد چرا و چگونه بازی کرده است. ممکن است مالکیت را به حریف بدهد و روی ضدحمله برنامه داشته باشد ممکن است پرس از جلو انجام دهد. ممکن است با پاسهای کوتاه بازی را کنترل کند. مهم این است که ایدهای وجود داشته باشد و بازیکنان بدانند در هر مرحله از مسابقه چه وظیفهای دارند.
کسانی که به خدمت مقدس سربازی در ارتش جمهوری اسلامی ایران رفتند به خوبی با این واژه آشنایی دارند که «ارتش چرا ندارد». با توجه به اینکه ژنرال فوتبال ایران در این سالها جوابی برای این پرسشها ارائه ندارد باید اینجوری به موضوع نگاه کنیم که شاید تیم ملی فوتبال نیز «چرا» ندارد.
مشکل تیم ملی ایران این است که گاهی فاصله میان خطوط زیاد میشود و در میانه میدان بازیکنی که بتواند بازی را آرام یا سریع کند توپ را از فشار خارج کند و حمله را شکل دهد به چشم نمیآید. این موضوع را نمیتوان صرفاً به غیبت یک بازیکن خاص نسبت داد. کادر فنی تیم ملی باید بتواند از میان بازیکنان موجود راهحل پیدا کند. این دقیقاً همان جایی است که نقش مربی مشخص میشود. در انتخاب نفرات، طراحی تمرین، تغییر سیستم، واکنش به تاکتیک حریف و البته تعویضهایی که جریان مسابقه را تغییر میدهند.
باید دید با توجه به فاصله کوتاهی که تا شروع جام ملتهای آسیا باقی مانده است، آیا تغییراتی در نحوه بازی و تاکتیکهای تیم ملی فوتبال ایجاد میشود و کادر فنی تیم ملی چه تصمیماتی را اتخاذ میکند. در چنین شرایطی یک شکست دوستانه نباید باعث وحشت شود. اما باید زنگ هشدار جدی برای تیم ملی فوتبال باشد. اگر قرار است در عربستان برای قهرمانی بجنگیم باید خیلی زودتر از روز افتتاحیه جام ملتها بدانیم تیم ملی قرار است چگونه فوتبال بازی کند.





