به گزارش نبض وطن به نقل از سی.جیتیان، اقتصاد جهانی در سالهای اخیر با چالشهایی همچون تورم دیرپا، درگیریهای منطقهای و زنجیرههای تامین شکننده دستوپنجه نرم کرده؛ شرایطی که جهان را بیش از هر زمان دیگری به محرکهای باثبات رشد و روندی قابل پیشبینی برای توسعه نیازمند کرده است. در چنین فضای پرابهامی، اقتصاد چین بهعنوان یکی از مهمترین تثبیتکنندگان رشد اقتصاد جهانی برجسته شده است.
چین با تبعیت از الگوی توسعهای منحصربهفرد و کارآمد، برخورداری از بازار داخلی عظیم و یک ساختار صنعتی کامل، توانسته رشد باثبات خود را حفظ کند؛ رشدی که به اقتصاد جهانی منافع ملموسی رسانده و به جهانی آشفته، عنصر بهشدت ضروری ثبات و اطمینان را تزریق کرده است.
الگویی متوازن؛ تکیهگاهی برای ثبات اقتصاد جهانی
اقتصاد بازار چین که هم بر پویایی بازار و هم بر هدایت هدفمند سیاستهای دولتی استوار است، توانسته از ناکامیهای بازار و دامهای سیاستگذاری که بسیاری از اقتصادهای غربی و بازارهای نوظهور را گرفتار کردهاند، دور بماند. این الگوی حکمرانی دوگانه، با ایجاد توازن میان رقابت آزاد در بازار و تنظیم و نظارت کلان اقتصادی، در مهار مخاطرات سیستمی و کاهش نوسانات اقتصادی کارآمد بوده است.
همین الگو پکن را قادر ساخته داست تا در دورههای دشواری همچون بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ و رکود اقتصاد جهان در سال ۲۰۲۰ ناشی از همهگیری کرونا، مسیر توسعه را حفظ کند و به توسعه اقتصادی ادامه دهد؛ دورههایی که بیشتر اقتصادهای بزرگ جهان با رشد منفی مواجه شدند. این عملکرد به کاهش شدت رکود اقتصاد جهانی و ممانعت از عمیقتر شدن بحران در سطح جهان کمک کرد.
خلاف اقتصادهایی که تنها به سازوکار خودنظارتی بازار یا کنترل اداری سختگیرانه متکی هستند، تعدیلهای انعطافپذیر و هدفمند سیاستی در چین توانسته است چشماندازی باثبات از رشد را برای سرمایهگذاران جهانی فراهم و بهعنوان لنگری محکم برای نظام اقتصاد جهانی عمل کند. طبق آمار صندوق بینالمللی پول، چین طی بیش از یک دهه گذشته سالانه حدود ۳۰ درصد از رشد اقتصاد جهانی را به خود اختصاص داده و به بزرگترین موتور رشد انفرادی جهان بدل شده است.
بازار داخلی عظیم؛ سهم چین در رونق اقتصاد جهانی
بازار مصرف غولپیکر چین یکی از مهمترین موتورهای تجارت جهانی و رشد فعالیتهای اقتصادی است. دادههای وزارت بازرگانی چین نشان میدهد که این کشور بزرگترین شریک تجاری بیش از ۱۶۰ کشور و منطقه در جهان است و مقصد اصلی صادرات نزدیک به ۸۰ اقتصاد محسوب میشود. چین با جمعیتی حدود ۱.۴ میلیارد نفر و طبقه متوسطی که بهسرعت در حال گسترش و تقاضای مصرفی آن نیز رو به افزایش است، یکی از بزرگترین واردکنندگان جهان به شمار میرود و طیف گستردهای از کالاها را از کشورهای مختلف خریداری و وارد میکند؛ از سویا، گوشت گاو و سنگآهن از برزیل و آرژانتین گرفته تا میوههای تازه و مس از شیلی و پرو، محصولات لبنی از استرالیا و نیوزیلند، کالاهای لوکس و خودرو از اروپا و قطعات الکترونیکی و محصولات کشاورزی از جنوب شرق آسیا.
ارزش مجموع کالاهای وارداتی چین در سال ۲۰۲۵، از ۱۸.۴ تریلیون یوان، معادل حدود ۲.۶۴ تریلیون دلار فراتر رفت؛ وارداتی که سفارشهای صادراتی عظیم و فرصتهای شغلی قابلتوجهی برای تولیدکنندگان سراسر جهان ایجاد کرد. نمایشگاه بینالمللی واردات چین که نخستین در نوع خود در جهان است، بستری باز برای شرکتهای خارجی فراهم کرده تا به بازار چین دسترسی پیدا کنند. چین با آزاد کردن ظرفیت بالای تقاضای داخلی و حفظ ثبات آن، ظرفیت رشد خود را به محرکی برای توسعه مشترک با سایر کشورهای جهان تبدیل میکند.
نظام صنعتی جامع؛ پشتوانه تابآوری زنجیرههای تامین جهانی
چین به عنوان تنها کشور جهان که تمامی دستهبندیهای صنعتی فهرستشده در طبقهبندی صنعتی سازمان ملل را در اختیار دارد، یک اکوسیستم صنعتی مستقل، کامل و در همتنیده ایجاد کرده است. این یعنی چین قادر است تقریبا همه نیازهایش، از کالاهای مصرف روزمره و تجهیزات صنعتی گرفته تا محصولات انرژیهای نو و تجهیزات و ملزومات پزشکی را در داخل قلمروی خود تولید کند.
پکن به لطف چند دهه توسعه، توانسته است در بسیاری مناطق خوشههای صنعتی عظیمی ایجاد کند. این مزیت امکان هماهنگی سریع میان حلقههای مختلف تولید را فراهم میکند و ثبات زنجیرههای تامین را بهشدت افزایش میدهد.
به عنوان نمونه، خط مونتاژ هواپیماهای ایرباس در تیانجین با پشتیبانی نزدیک به ۲۰۰ تامینکننده در سراسر چین، بهطور مستمر هواپیماهای سری A۳۲۰ را برای شرکتهای هواپیمایی جهان تولید میکند که مظهری از توانمندی بخش تولید چین محسوب میشود.
آمار و ارقام نشان میدهد که چین به مدت ۱۶ سال متوالی در ارزش افزوده بخش تولید در رتبه نخست جهان قرار داشته و حدود ۳۰ درصد از کل ارزش افزوده تولیدی جهان را به خود اختصاص داده است.
چین به پشتوانه پایه صنعتی قدرتمند خود، از انعطافپذیری قابلتوجهی در جایگزینی منابع در سمت عرضه برخوردار است. هرگاه یک شوک خارجی حلقهای مشخص از زنجیره تامین را مختل کند، ظرفیتهای داخلی چین میتوانند بهسرعت این خلاء را پر کنند. این شاخصه به کاهش کمبود عرضه ناشی از سیاست حمایتگرایی تجاری و درگیریهای ژئوپلیتیکی و در نهایت کمک به ثبات عرضه جهانی منجر میشود.
اساسا چین یک قدرت برتر صنعتی و تولیدی است که جهان میتواند روی آن حساب کند؛ کشوری که در عصر تغییرات و نوسانات، میتواند بهعنوان یک عامل ثبات و گرهگشا ایفای نقش و لنگری قابل اتکا برای اقتصاد جهانی فراهم کند.



