به گزارش نبض وطن، لیلا قلیجایی با طرح مفهوم «بازدارندگی ایران و پیچیده شدن محاسبات راهبردی طرف مقابل در منطق امنیت ملی»، اظهار داشت: قدرت دفاعی زمانی به بازدارندگی تبدیل میشود که طرف مقابل پیش از هر اقدام، ناچار باشد این پرسش بنیادین را با خود تکرار کند که هزینه و پیامد این اقدام تا کجا قابل کنترل خواهد بود؟
این استاد دانشگاه افزود: از این منظر، اهمیت توان دفاعی ایران را نمیتوان صرفاً با تعداد تجهیزات، برد موشکها یا حجم سامانههای نظامی سنجید بلکه ارزش راهبردی آن زمانی آشکار میشود که بتواند اطمینان طرف مقابل به موفقیت یک اقدام نظامی سریع، محدود و کمهزینه را کاهش دهد.
این کارشناس حقوق بینالملل با بیان اینکه بازدارندگی اساساً «مدیریت محاسبات» است، ادامه داد: هر اندازه یک بازیگر بتواند هزینه اقدام علیه خود را افزایش دهد، دامنه پاسخهای احتمالی را برای طرف مقابل نامطمئن سازد و نشان دهد که قادر است پس از دریافت ضربه نیز ظرفیت واکنش خود را حفظ کند، تصمیم به آغاز یا گسترش منازعه دشوارتر خواهد شد.
وی تاکید کرد: تحولات چند سال اخیر البته یک واقعیت مهم را نیز نشان داده است و آن اینکه بازدارندگی به معنای جلوگیری مطلق از هرگونه حمله نیست.
قلیجایی گفت: وقوع برخوردهای مستقیم نشان داده که هیچ سازوکار بازدارندهای مصون از شکست یا خطای محاسباتی نیست اما آزمون واقعی بازدارندگی در مرحله بعدی رخ میدهد؛ یعنی جایی که طرف مقابل هنگام بررسی ادامه عملیات، توسعه دامنه درگیری یا ورود به یک جنگ طولانی، با مجموعهای از هزینههای نظامی، اقتصادی، منطقهای و سیاسی روبهرو میشود.
وی خاطرنشان کرد: تحلیلهای راهبردی منتشر شده در سال ۲۰۲۶ نیز بر همین تغییر تأکید دارند و از تلاش ایران برای تقویت «بازدارندگی از طریق تحمیل هزینه» در کنار سایر ابزارها سخن گفتهاند.
کارشناس حقوق بینالملل با بیان اینکه در چنین شرایطی، یکی از مهمترین کارکردهای قدرت دفاعی، سلب امکان طراحی سناریوی مطمئن از طرف مقابل است، افزود: در برنامهریزی نظامی، خطرناکترین متغیر برای مهاجم الزاماً قدرت مطلق رقیب نیست؛ بلکه ناتوانی در پیشبینی نقطه پایان بحران است.
قلیجایی اظهار داشت: اگر تصمیم گیرنده نداند یک عملیات محدود به همان سطح باقی میماند یا زنجیرهای از واکنشها را در عرصههای نظامی، دریایی، اقتصادی و منطقهای فعال میکند، ضریب احتیاط در تصمیم او افزایش مییابد.
وی با بیان اینکه ظرفیتهای موشکی و پهپادی در این چارچوب اهمیت مضاعف پیدا میکنند، عنوان کرد: ارزیابیهای مراکز مطالعاتی بینالمللی در سال ۲۰۲۶ نشان دادهاند که استفاده انبوه از سامانههای نسبتاً کمهزینه میتواند شبکههای دفاعی بسیار گرانقیمت را تحت فشار قرار دهد و مساله «اقتصاد دفاع» را نیز وارد معادله بازدارندگی کند؛ یعنی طرف مقابل نه فقط باید به امکان رهگیری تهدیدها، بلکه به هزینه استمرار دفاع در یک منازعه طولانی بیندیشد.
قلیجایی ادامه داد: از سوی دیگر، جغرافیای ایران و پیوند امنیت منطقه با انرژی و کریدورهای حیاتی، سبب میشود هر سناریوی درگیری گسترده، پیامدهایی فراتر از میدان نظامی پیدا کند که همین امکان سرایت هزینهها به تجارت، انرژی، حملونقل و امنیت منطقهای، یکی از متغیرهایی است که برنامهریزان خارجی ناچارند در محاسبات خود لحاظ کنند.
وی بیان کرد: به همین علت، در راهبرد بازدارندگی امروز، توان نظامی به تنهایی تعیین کننده نیست بلکه ترکیب قدرت دفاعی، تابآوری ملی، ظرفیت اقتصادی، دیپلماسی و مدیریت هوشمند بحران است که میتواند بازدارندگی را پایدار کند.
کارشناس و عضو هیاتعلمی حقوق بینالملل با بیان اینکه نقطه نهایی بازدارندگی نیز نه شلیک بیشتر، بلکه کاهش احتمال جنگ است، گفت: قدرتی بازدارندهتر است که طرف مقابل را پیش از ورود به منازعه، نسبت به امکان دستیابی به اهدافش مردد سازد، بنابراین، مهمترین پیام توان دفاعی ایران زمانی شکل میگیرد که این برداشت در ذهن هر طراح نظامی تثبیت شود که آغاز یک رویارویی شاید ممکن باشد، اما تعیین دامنه، هزینه و نقطه پایان آن الزاماً در اختیار آغازکننده نخواهد بود.
وی افزود: قدرت دفاعی زمانی بیشترین اثر راهبردی را دارد که «عدم قطعیت» را برای طرف مقابل و «اطمینان» را برای دفاع ملی تولید کند.
قلیجایی عنوان کرد: در چنین معادلهای، بازدارندگی نه نمایش قدرت، بلکه هنر قرار دادن یک علامت سؤال بزرگ مقابل هر سناریوی تعرض است که میتواند محاسبات اولیه را تغییر دهد و هزینه تصمیم برای ورود به یک تقابل گسترده را بهطور معناداری افزایش دهد.
صاحبنظران بر این باورند در نبردهای اخیر ایران نهتنها توانست قابلیت بازدارندگی خود را حفظ کند، بلکه با نمایش تداوم تولید و آمادگی عملیاتی، این پیام را مخابره کرد که هرگونه ماجراجویی جدید با پاسخ متناسب روبهرو خواهد شد.
در شرایطی که آمریکا و برخی متحدان منطقهایاش با اتکا به روایتهایی از فروپاشی توان دفاعی ایران، سیاست فشار حداکثری و تهدید نظامی را پیش بردند، واقعیتهای میدانی و صنعتی چیز دیگری را نشان داد.
جمهوری اسلامی ایران نهتنها در برابر این فشارها تسلیم نشد، بلکه با اتکا به ظرفیتهای بومی، صنایع دفاعی خود را تقویت کرد و ثابت کرد که برخلاف تصورات دشمنان، همچنان حرفهای جدی برای گفتن در عرصه دفاعی دارد.
تولید پهپادها، که یکی از ابزارهای اصلی بازدارندگی نامتقارن ایران بشمار می رود، به سطحی رسیده که حتی برخی ارزیابیهای غربی نیز سرعت بازسازی آن را فراتر از انتظار اولیه توصیف کردهاند؛ در حوزه موشکی هم با وجود آسیب به برخی تأسیسات روزمینی، بخش قابلتوجهی از ظرفیتهای ذخیرهسازی و پرتاب زیرزمینی حفظ شده و آسسبها تاثیری در روند تولید و ظرفیت دفاعی نداشته است.



