• امروز : سه‌شنبه, ۱۴ مهر , ۱۴۰۵

چرا دونالد ترامپ نتوانست چین را از ایران دور کند؟

  • کد خبر : 207619
  • ۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۵
چرا دونالد ترامپ نتوانست چین را از ایران دور کند؟
دیدار اخیر سران ایالات متحده و چین در واشنگتن هیچ نشانه‌ای از تمایل پکن برای فاصله گرفتن از تهران ارائه نداد؛ امری که نشان می‌دهد تداوم نبرد هفت‌ماهه و ایستادگی جمهوری اسلامی، محاسبات استراتژیک رهبران چین را تقویت کرده است تا ایران را همچنان به عنوان شریکی حذف‌ناشدنی حفظ کنند و در برابر تهدیدها و تحریم‌های تجاری کاخ سفید تسلیم نشوند.

به گزارش نبض وطن، یون سون، پژوهشگر ارشد اندیشکده مرکز استیمسون در پایگاه خبری-تحلیلی المانیتور پیرامون پیامدهای دیدار سران چین و آمریکا نوشت که نشست ۲۴ سپتامبر میان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین حاوی شواهد بسیار اندکی بود که نشان دهد پکن حاضر است با وجود فشارهای سنگین واشنگتن، از تهران فاصله بگیرد.

به نوشته این پژوهشگر تجاوز نظامی آمریکا به ایران که اکنون هفتمین ماه خود را پشت سر گذاشته‌است، برعکس انتظار کاخ سفید، برآورد استراتژیک پکن را تقویت کرده که ایران همچنان یک شریک راهبردی برای منافع چین باقی مانده است. پیش از برگزاری این نشست، دولت ترامپ فشارهای گسترده‌ای را وارد ساخته بود تا پکن شماری از مطالبات آمریکا را برای کاستن از سطح پیوندهایش با ایران عملیاتی کند. نخستین و مهم‌ترین مطالبه، موضوع واردات نفت خام از ایران و درآمدزایی برای دولت این کشور بود.

با وجود نبرد جاری و محدودیت‌های اعمال‌شده بر تنگه هرمز، چین در سال ۲۰۲۶ همچنان به خرید بخش اعظم (حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد) صادرات نفت دریایی ایران ادامه می‌دهد. اگرچه مقیاس تجارت نسبت به دوره پیش از درگیری دستخوش دگرگونی شده، اما خریداران چینی خرید نفت خام ایران را قطع نکرده‌اند؛ چنان‌که طبق داده‌های موسسه کپلر، میانگین واردات نفت چین از ایران در ماه اوت به ۵۳۴ هزار بشکه در روز رسید که در مقایسه با رقم ۱.۴ میلیون بشکه در سال ۲۰۲۵ کاهشی را نشان می‌دهد، اما همچنان شریانی حیاتی است.

بن‌بست تحریم‌های بانکی و شکست تهدیدهای خزانه‌داری آمریکا

حمایت‌های مالی حاصل از این تبادلات، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا را واداشت تا در واپسین هفته ماه اوت، بانک‌های چینی را تهدید کند که اگر در تراکنش‌ها تسهیل‌گری کنند و بخشی از زیست‌بومی باشند که نفت ایران را به پول نقد تبدیل می‌کند، هدف تحریم‌های ثانویه قرار خواهند گرفت. با این وجود، اعمال تحریم‌های فراگیر علیه بانک‌های بزرگ چینی برای واشنگتن بسیار دشوار است.

تجارت نفت ایران غالباً از طریق موسسات مالی کوچک و محلی نظیر «بانک کنلون» هدایت می‌شود؛ نهادی که در سال ۲۰۱۲ به دلیل ارائه خدمات به بانک‌های تحت تحریم ایران توسط خزانه‌داری مجازات شده بود و طبق گزارش سال ۲۰۲۵ خزانه‌داری، بخش عمده‌ای از عواید نفتی ایران را نگهداری می‌کرد.

در نقطه مقابل، بانک‌های اصلی و بزرگ چین شبکه‌ای تنیده‌شده در سیستم مالی ایالات متحده دارند و قطع دسترسی آن‌ها به حساب‌های کارگزاری دلاری، مبادلات گسترده با بانک‌ها و شرکت‌های آمریکایی را دچار اختلال شدید می‌کند.

وزارت خزانه‌داری البته شمار بیشتری از اشخاص و نهادهای چینی را به اتهام کمک به تامین قطعات تسلیحاتی برای ایران در فهرست سیاه قرار داده است؛ روندی که در سایه گزارش‌ها پیرامون ارسال محموله‌های دارای کاربرد دوگانه و داده‌های اطلاعات مکانی ادامه دارد. با این حال، این تحریم‌ها تاکنون نتوانسته‌اند تغییری در محاسبات کلی پکن ایجاد کنند. حتی در اردیبهشت‌ماه گذشته، پکن برای نخستین بار با استناد به «قانون مقابله با تحریم‌های خارجی»، به پنج پالایشگاه داخلی خود دستور داد از تحریم‌های آمریکا به دلیل خرید نفت خام ایران پیروی نکنند.

این بن‌بست پرسشی دشوارتر پیش روی واشنگتن می‌گذارد: کاخ سفید واقعاً چه ابزار تهدید یا تشویقی در دست دارد که بتواند پکن را به تجدیدنظر در ارزش روابط با ایران وادار سازد؟ توافق‌های بسیار اندک در بیانیه پایانی نشست ترامپ و شی نشان داد که با وجود بهبود روابط دوجانبه در مسیر یک «رابطه سازنده و ثبات استراتژیک»، اجماع میان پکن و واشنگتن بر سر شرایط لازم برای پایان جنگ بسیار شکننده و کم‌مایه است.

دکترین عمل‌گرایی پکن و واقعیت ماندگاری جمهوری اسلامی

از نگاه راهبردی چین، توجیه واشنگتن و تل‌آویو برای آغاز تجاوز نظامی علیه ایران از همان ابتدا سست بود، چرا که تصمیمی یک‌جانبه قلمداد می‌شد و بر پایه هیچ‌گونه اجماع بین‌المللی استوار نبود. با این حال، پکن دلایلی برای پرهیز از درگیری مستقیم با واشنگتن داشت، زیرا پیوند آن با تهران ماهیتی عمل‌گرایانه دارد نه تعهدی کورکورانه، و دستگاه دیپلماسی چین به دنبال تثبیت روابط با ترامپ بود؛ از همین رو، انتقادات اولیه پکن از آمریکا و اسرائیل سنجیده مطرح شد.

اما به موازات آنکه مشخص شد آمریکا نتوانسته به هدف اولیه خود برای پیروزی سریع و بستن پرونده دست یابد، پکن به این واقعیت اذعان کرد که نظام سیاسی ایران قابل چشم‌پوشی نیست و تا زمان پایان نیافتن این بحران، امنیت خلیج فارس رو به افول خواهد بود.

این ارزیابی حاوی پیامدی سرنوشت‌ساز است: در آینده قابل‌پیش‌بینی، ایران با وجود فشارهای وارده، بازیگری کلیدی در خاورمیانه باقی خواهد ماند. اگر چین در آغاز نبرد زمانی که برخی تصور می‌کردند نظام به خط پایان رسیده حاضر به رها کردن تهران نشد، اکنون که ایستادگی و تاب‌آوری آن به اثبات رسیده، تمایل بسیار کمتری برای واگذاری این موقعیت خواهد داشت.

چین همواره استراتژی موازنه قوا را در خاورمیانه پیگیری کرده است. اگرچه مناسبات تجاری پکن با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به مراتب از تجارت با ایران فراتر می‌رود، اما تداوم جایگاه ایران به عنوان یک قدرت موثر منطقه‌ای بدین معناست که چین دلیلی برای خصومت یا به حاشیه راندن تهران نمی‌بیند.

خطوط قرمز نفوذ دیپلماتیک پکن بر محاسبات تهران

از آغاز نبرد نظامی، پایتخت‌های عربی هیئت‌های متعددی را به پکن فرستادند تا چین را به ایفای نقش میانجی و اعمال نفوذ بر ایران ترغیب کنند. اما اهرم‌های فشاری که پکن می‌تواند علیه تهران به کار بگیرد، محدودیت‌های جدی دارد. نخست اینکه در دستگاه محاسباتی پکن، حمله به ایران مصداق تجاوز نظامی یک‌جانبه از سوی آمریکا و اسرائیل بوده و ترور رهبر عالی یک کشور مستقل امری غیرقانونی و غیرقابل‌قبول است.

بر این اساس، هرگونه فرمول برای پایان نبرد، نیازمند دریافت نوعی تضمین امنیتی معتبر از سوی واشنگتن و تل‌آویو است و نمی‌تواند بر پایه امتیازات یک‌طرفه از سوی ایران بنا شود؛ با توجه به عدم تمایل اسرائیل به پذیرش چنین تضمین‌هایی، پکن تهران را برای پذیرش آتش‌بس یک‌جانبه زیر فشار نخواهد گذاشت.

دوم اینکه تمایل چین برای ورود به این کارزارها به نتایج عملی آن وابسته است. همان‌طور که ناکامی پکن در منصرف کردن روسیه از جنگ اوکراین یا وادار ساختن پیونگ‌یانگ به کنار گذاشتن سلاح هسته‌ای نشان داد، هیچ کشوری پیشنهادهایی را که منافع بنیادین ملی‌اش را تضعیف کند نمی‌پذیرد. تجربه هفت ماه گذشته نشان داده است که تهران مصمم به پیشروی است تا تسلیم؛ بنابراین هرگونه تلاش نسنجیده از سوی پکن برای وادار ساختن ایران به عقب‌نشینی، پیوندهای راهبردی چین با این کشور را بدون ایجاد صلح مخدوش خواهد کرد و شی جین‌پینگ هیچ انگیزه‌ای برای پذیرش چنین ریسکی ندارد.

لینک کوتاه : https://www.nabzevatan.ir/?p=207619

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.