به گزارش نبض وطن، اسماعیل بقائی چهارشنبه شب ۱۵ مهر ۱۴۰۵ در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: وطن، هویت، ایمان، فرهنگ و همه آنچه نشان و نشانه ایرانیبودن ما است، چیزهایی نیستند که برای دوست داشتنشان لازم باشد مدام نامشان را تکرار کنیم؛ اینها عناصری هستند که در جانمان نشستهاند، مثل بوی خاک بارانخورده، مثل یک سرو کهنسال، مثل شعری که روحمان را به پرواز درمیآورد.
وی افزود: «سهراب سپهری برای نشان دادن این نشانهها نام رودها و کرانهها را تکرار نمیکرد بلکه شاعرانه سراغ سرچشمهای میرفت که در لحظه لحظه زندگیمان جاری و در ذرات وجودمان متبلور شده است:
من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه، مهرم نور
دشت، سجاده ی من
من وضو با تپش پنجره ها میگیرم
در نمازم جریان دارد ماه
جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست:
همه ذرات وجودم متبلور شده است.
زادروز شاعر شوریده کاشانی را گرامی میداریم.»



