به گزارش نبض وطن، ژو رونگ (Zhou Rong) خبرنگار ارشد روزنامه «ون وی پو» (Wen Wei Po)، یکی از قدیمیترین و پرنفوذترین روزنامههای چینیزبان در منطقه هنگکنگ در یادداشتی برای ایرنا به بررسی «چشمانداز روشن توسعه روابط اقتصادی و تجاری ایران و چین» پرداخت و نوشت:
ایران و چین از پایهای محکم و مکمل برای توسعه روابط اقتصادی و تجاری برخوردارند. دو کشور در زمینههای امنیت انرژی، زیرساختها، اتصال زنجیرههای تأمین و همکاری ژئواکونومیک با چشماندازهای مهم و بلندمدتی روبهرو هستند. ظرفیتها و چشماندازهای اصلی برای تعمیق همکاریهای اقتصادی و تجاری میان چین و ایران را به چند دسته می توان تقسیم کرد:
مکملبودن راهبردی در بخش انرژی
۱. اتصال بلندمدت عرضه و تقاضا: ایران بهعنوان یکی از کشورهایی که از غنیترین ذخایر نفت و گاز جهان برخوردار است، میتواند برای رشد پایدار اقتصادی چین، تأمین انرژی بلندمدت و باثباتی فراهم کند. در مقابل، چین بزرگترین و قابلاعتمادترین مقصد صادرات نفت خام ایران است.
۲. فرآوری عمیق در زنجیره صنعتی: با پیشرفت توافقنامه همکاری جامع ۲۵ ساله میان چین و ایران، همکاری دو طرف از تجارت ساده نفت خام به بخشهای بالادستی و پیشرفتهتر زنجیره صنعت پتروشیمی ارتقا مییابد؛ از جمله پالایش مشترک، همکاری فنی در زمینه گاز طبیعی مایعشده، الانجی، و توسعه مشترک پارکهای تولید محصولات شیمیایی.
توسعه زیرساختها و اتصال به ابتکار «کمربند و راه»
۱. شریان شبکه حملونقل: ایران یک گره جغرافیایی طبیعی است که آسیای مرکزی، خاورمیانه و اروپا را به هم متصل میکند. توانمندیهای ممتاز چین در ساخت راهآهن پرسرعت، بنادر و پلها میتواند بهخوبی با نیاز فوری ایران برای نوسازی شبکه ریلی، مانند راهآهن پرسرعت تهران ـ مشهد، و توسعه بنادر چابهار و بندرعباس هماهنگ شود.
۲. زیرساختهای دیجیتال و ارتباطات: فناوریهای پیشرفته چین در حوزه ارتباطات نسل پنجم، هدایت ماهوارهای، شهرهای هوشمند و تجارت الکترونیک فرامرزی میتواند به ایران کمک کند تا در شرایط دشوار بینالمللی، بهسرعت به جهشی در توسعه اقتصاد دیجیتال دست یابد.
نوآوری در سازوکارهای مالی و تسویه با ارزهای محلی
۱. دورزدن تحریمهای طرف ثالث: اجماع روبهرشد دو کشور درباره دلارزدایی و تسویه با ارزهای محلی، یعنی مبادله مستقیم ارزهای محلی میان یوان چین و ریال ایران، خطرات ژئوپلیتیکی خارجی را برای تجارت دوجانبه بهطور چشمگیری کاهش میدهد.
۲. اتصال شبکههای مالی: با عضویت رسمی ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس، چین و ایران میتوانند در چارچوب مالی چندجانبه و با استفاده از سازوکارهایی مانند بانک توسعه جدید، مسیرهای امنتر و کارآمدتری برای پرداختهای فرامرزی، سرمایهگذاری و تأمین مالی بررسی و ایجاد کنند.
انتقال ظرفیت تولید و ارتقای صنعتی ایران
۱. بومیسازی خودرو و ماشینآلات: برندهای خودرویی و ماشینآلات ساختمانی چین سهم عمیقی از بازار ایران به دست آوردهاند و همکاریهای آینده از «واردات صرف» به سمت «مونتاژ بومیسازیشده، CKD/SKD» و بومیسازی زنجیره تأمین قطعات در حال تحول است.
۲. همکاری در انرژی سبز: در مواجهه با تغییرات اقلیمی و گذار انرژی، ایران از منابع گسترده نور خورشید و باد برخوردار است. چین نیز بهعنوان بزرگترین تولیدکننده تجهیزات فتوولتائیک و انرژی بادی در جهان، چشمانداز بسیار گستردهای برای همکاری در توسعه انرژی پاک با ایران دارد.
چالشها و مسیرهای واقعگرایانه و عملگرایانه
ملاحظات مربوط به رعایت تحریمها: با وجود چشماندازهای گسترده، به دلیل محدودیتهای ناشی از صلاحیت قضایی فراسرزمینی و فشارهای خارجی، همکاریهای اقتصادی و تجاری چین و ایران عمدتاً از طریق سازوکارهای ویژه، منعطف و عملگرایانه پیش میرود؛ از جمله تسویه غیر دلاری، تهاتر، مانند «نفت در برابر زیرساخت»، و اتصال مستقیم شرکتهای کوچک و متوسط دو کشور.
همکاری مالی عمدتاً بر پایه یوان چین انجام میشود و ایجاد کارخانههای مشترک در ایران ممکن است تنها مسیر تحقق منافع متقابل و نتایج برد ـ برد باشد. همکاری مالی با محوریت «تسویه با یوان» شریان اصلی برای گشودن بنبست است، در حالی که «کارخانه مشترک» در ایران برای پیشبرد تولید بومیسازیشده، نقش سنگِ ثبات و تکیهگاه اصلی را ایفا میکند. ترکیب این دو، در واقع تنها راهی است که دو طرف میتوانند از موانع ژئوپلیتیکی خارجی عبور کنند و به منافع متقابل واقعی و نتایج برد ـ برد دست یابند.
منطق برد ـ برد و تازهترین روندهای توسعه این مدل همکاری عمیق، در جنبههای کلیدی زیر منعکس میشود:
همکاری مالی: یوان نهتنها ابزار تسویه، بلکه «پناهگاه امن» است
۱. دلارزدایی کامل: در مواجهه با «صلاحیت قضایی فراسرزمینی» خارجی و محدودیتهای نظام سوئیفت، تجارت دوجانبه چین و ایران بهطور کامل به سمت قیمتگذاری، تسویه و پایاپای با یوان، RMB، تغییر مسیر داده است. این امر تجارت اصلی میان دو کشور، بهویژه در حوزه انرژی و کالاهای عمده، را بهطور کامل از خطر مداخله هژمونی مالی خارجی رها کرده است.
۲. بازگشت حلقهبسته یوان: یوانی که ایران از طریق صادرات نفت و محصولات پتروشیمی به چین به دست میآورد، میتواند بدون تبدیل به سایر ارزهای خارجی، مستقیماً برای خرید ماشینآلات پیشرفته، قطعات الکترونیکی، قطعات خودرو و تجهیزات کارخانهای چین استفاده شود. این چرخه بسته «نفت خام در برابر محصولات صنعتی» تا حد زیادی تراز پرداختهای ایران را تثبیت کرده است.
۳. اتصال به نظام پرداخت فرامرزی، CIPS: با ادغام رسمی ایران در چارچوب چندجانبه کشورهای بریکس، چین و ایران در حال تسریع اتصال عمیق میان نظام پرداخت فرامرزی چین، CIPS، و نظام پرداخت مالی داخلی ایران هستند. این روند یک مسیر مالی امن، منطبق با مقررات و کمهزینه برای مبادلات مستقیم اقتصادی و تجاری میان شرکتهای کوچک و متوسط و سرمایه خصوصی دو کشور فراهم میکند.
احداث کارخانههای مشترک: تغییر کیفی از «صادرات محصول» به «جاسازی ظرفیت تولید»
۱. عبور از محدودیتهای وارداتی ایران: دولت ایران برای حمایت از صنایع داخلی و ذخایر ارزی خود، مدتهاست بر بسیاری از کالاهای صنعتی نهایی، از جمله خودرو، سهمیههای وارداتی سختگیرانه یا ممنوعیتهایی اعمال کرده است. شرکتهای چینی میتوانند با ساخت کارخانه از طریق سرمایهگذاری مشترک با شرکتهای ایرانی و تحقق تولید بومی به شکل مونتاژ انبوه، CKD/SKD، بهخوبی از موانع تجاری عبور کرده و مستقیماً وارد بازار داخلی ایران و بازارهای پیرامونی آن شوند.
۲. انتقال فناوری و زنجیره تأمین: ساخت کارخانه مشترک فقط به معنای ایجاد یک واحد تولیدی نیست، بلکه به معنای سرریز تجربه بالغ چین در مدیریت صنعتی، مزیت مهندسان و زنجیرههای تأمین محلی، مانند قطعات خودرو، ماژولهای فتوولتائیک انرژی نو و لوازم خانگی هوشمند، به ایران است. این موضوع مستقیماً با راهبرد ملی ایران برای رهایی از وابستگی تکمحصولی به انرژی و دستیابی به «خودمختاری صنعتی» همراستا است.
۳. کاهش هزینههای تولید و لجستیک: ایران از هزینههای انرژی بسیار پایین برخوردار است؛ برق و گاز تقریباً رایگان تلقی میشوند. همچنین نیروی کار جوان، فراوان و تحصیلکرده دارد و از موقعیت جغرافیایی ممتازی برخوردار است که آسیای مرکزی و خاورمیانه را به هم متصل میکند. شرکتهای چینی با ایجاد کارخانههای مشترک در ایران نهتنها میتوانند هزینههای تولید را بهطور چشمگیری کاهش دهند، بلکه میتوانند ایران را به مرکز تولید و لجستیک منطقهای برای بازارهای خاورمیانه، قفقاز و آسیای مرکزی تبدیل کنند.
منافع متقابل برای تحقق سود متقابل و نتیجه برد ـ برد
۱. برای چین: چین میتواند سهمی بلندمدت و پایدار از تأمین انرژی خارج از کشور را تثبیت کند؛ بازار جدیدی برای ظرفیت صنعتی داخلی خود در حوزههای پرمصرف انرژی و بسیار رقابتی، مانند خودروهای انرژی نو، باتریهای لیتیومی و ماشینآلات ساختمانی، بگشاید؛ و همزمان بینالمللیسازی یوان را شتاب بخشد و زیستبوم یوان را بهعنوان ارز ذخیره بینالمللی و ارز معاملات واقعی غنیتر کند.
۲. برای ایران: ایران میتواند خطر « صنعت زدایی» ناشی از محاصره و محدودیتهای بلندمدت غرب را کاهش دهد؛ فناوری، تجهیزات و زیرساختهای دیجیتال پیشرفته و موردنیاز خود را به دست آورد؛ شمار زیادی شغل محلی ایجاد کند؛ بازار اجتماعی و اقتصادی خود را تثبیت کند؛ و فشار ژئوپلیتیکی را با موفقیت به نیروی محرکه درونی برای صنعتیشدن و ارتقای صنعتی تبدیل کند.
