به گزارش نبض وطن، شهریور برای سینمای ایران تنها ماه پایان تابستان و تغییر جدول اکران نیست؛ در این مقطع، بحث انتخاب نماینده ایران برای رقابت در شاخه «بهترین فیلم بینالمللی» جوایز اسکار نیز به یکی از موضوعات اصلی محافل سینمایی تبدیل میشود؛ انتخابی که معمولاً نام چند فیلم را به صدر اخبار میآورد و پرسشهایی درباره ترکیب کمیته، معیارهای انتخاب، شفافیت روند بررسی و توان واقعی نماینده ایران برای حضور در جمع نامزدها ایجاد میکند.
رقابت امسال اما با سالهای گذشته یک تفاوت بنیادین دارد. آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا برای نودونهمین دوره اسکار، راه دومی برای ورود فیلمهای غیرانگلیسیزبان به رقابت ایجاد کرده است؛ راهی که میتواند انحصار کمیتههای ملی را بشکند و مسیر تازهای پیش روی فیلمسازان مستقل قرار دهد.
ایران؛ از «دایره مینا» تا دو جایزه اسکار
نخستین فیلمی که از ایران به اسکار معرفی شد، «دایره مینا» ساخته داریوش مهرجویی در سال ۱۹۷۷ بود. پس از آن، وقفهای طولانی در حضور ایران شکل گرفت تا اینکه از سال ۱۹۹۴ و با معرفی «زیر درختان زیتون» عباس کیارستمی، حضور سینمای ایران در این رقابت استمرار بیشتری پیدا کرد.
تا پایان نودوهشتمین دوره جوایز اسکار، ایران در مجموع ۳۱ فیلم را بهعنوان نماینده رسمی خود به آکادمی معرفی کرده است. حاصل این حضور، سه نامزدی نهایی، دو جایزه اسکار و دو حضور دیگر در فهرست ۱۵ فیلم برگزیده اولیه بوده است.
نخستین موفقیت بزرگ در سال ۱۹۹۹ رقم خورد؛ زمانی که «بچههای آسمان» ساخته مجید مجیدی به جمع پنج نامزد نهایی رسید؛ هرچند جایزه آن دوره به «زندگی زیباست» ساخته روبرتو بنینی از ایتالیا تعلق گرفت.
سیزده سال بعد، «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی نخستین اسکار تاریخ سینمای ایران را به دست آورد. این فیلم علاوه بر نامزدی در شاخه بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان وقت، در شاخه بهترین فیلمنامه غیراقتباسی نیز نامزد شد.
موفقیت دوم در سال ۲۰۱۷ و با «فروشنده» تکرار شد. فرهادی با دریافت دومین جایزه خود، ایران را به جمع معدود کشورهایی رساند که بیش از یکبار اسکار این بخش را کسب کردهاند.
پس از آن نیز «خورشید» مجید مجیدی و «قهرمان» اصغر فرهادی تا فهرست ۱۵ فیلم برگزیده اولیه پیش رفتند، اما نتوانستند به جمع پنج نامزد نهایی برسند.
بررسی آماری نشان میدهد از میان ۳۱ نماینده رسمی ایران، تنها سه فیلم به نامزدی نهایی رسیدهاند؛ یعنی نرخ موفقیت ایران برای رسیدن به جمع پنج نامزد حدود ۱۰ درصد بوده است. دو جایزه از ۳۱ حضور نیز نرخ موفقیتی در حدود ۶.۵ درصد را نشان میدهد. اگر دو حضور «خورشید» و «قهرمان» در فهرست کوتاه را نیز در نظر بگیریم، تنها پنج نماینده ایران توانستهاند از مرحله اولیه رقابت عبور کنند.
این آمار یک نکته روشن دارد: انتخاب نماینده، تنها نخستین قدم است. داشتن پخشکننده معتبر بینالمللی، حضور در جشنوارههای مهم، بازتاب رسانهای، نمایش مستمر برای اعضای آکادمی و تأمین هزینه یک کمپین حرفهای، در موفقیت نهایی فیلم نقشی کمتر از کیفیت هنری آن ندارد.
چه نهادی نماینده ایران را انتخاب میکند؟
در ایران، بنیاد سینمایی فارابی مسئول تشکیل و معرفی هیأت انتخاب نماینده کشور به آکادمی اسکار بوده است. با این حال، برخلاف تصور رایج، آکادمی الزام نکرده است که نماینده هر کشور مستقیماً از سوی دولت یا وزارت فرهنگ انتخاب شود.
طبق مقررات اسکار، هر کشور باید یک سازمان، هیأت داوری یا کمیته مورد تأیید آکادمی داشته باشد. دستکم ۵۰ درصد اعضای این کمیته باید از هنرمندان یا عوامل حرفهای سینما باشند. اسامی اعضا نیز باید پیش از موعد مقرر برای تأیید در اختیار آکادمی قرار گیرد.
بنابراین، آنچه از نگاه آکادمی اهمیت دارد «کمیته ملی مورد تأیید» است، نه دولتیبودن آن. در برخی کشورها آکادمیهای ملی سینما، انجمنهای تهیهکنندگان یا نهادهای صنفی این انتخاب را انجام میدهند و در برخی دیگر، نهادهای وابسته به دولت یا مجموعهای از نمایندگان دولت و صنوف سینمایی مسئول انتخاب هستند.
هر کشور تنها اجازه دارد یک فیلم را بهعنوان نماینده رسمی معرفی کند. برای نودونهمین دوره اسکار، آخرین مهلت تحویل مدارک فیلمهای بخش بینالمللی ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، برابر با هشتم مهر ۱۴۰۵ تعیین شده است.
شروط اصلی نماینده ایران چیست؟
فیلمی که از مسیر کمیته ملی معرفی میشود باید بیش از ۴۰ دقیقه باشد، خارج از ایالات متحده تولید شده باشد و بیش از ۵۰ درصد گفتوگوهای آن به زبانی غیر از انگلیسی باشد.
فیلم همچنین باید بین اول اکتبر ۲۰۲۵ تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، حداقل هفت روز متوالی در یک سالن تجاری و با فروش بلیت نمایش داده شده باشد. در مقررات جدید، آکادمی اجازه داده است این اکران الزامی، در صورت نیاز خارج از کشور سازنده اما خارج از ایالات متحده انجام شود.
کنترل خلاقه فیلم نیز باید عمدتاً در اختیار شهروندان، افراد مقیم یا اشخاص دارای وضعیت پناهندگی و پناهجویی در کشور معرفیکننده باشد. این بند توضیح میدهد که چگونه یک فیلم فارسیزبان یا اثری ساخته فیلمسازی ایرانی، در صورت داشتن ساختار تولید و عوامل واجد شرایط، میتواند نماینده کشور دیگری شود.
قانون تازه؛ پایان انحصار یک فیلم برای هر کشور
مهمترین تحول اسکار امسال، اضافهشدن یک مسیر مستقل برای ورود به شاخه بهترین فیلم بینالمللی است. تا سال گذشته، فیلمها فقط در صورتی میتوانستند وارد این شاخه شوند که کمیته رسمی یک کشور آنها را انتخاب کند؛ اما از نودونهمین دوره، فیلمهای غیرانگلیسیزبانی که یکی از ۶ جایزه تعیینشده را به دست آورند، بدون نیاز به معرفی از سوی کشورها واجد شرایط رقابت خواهند بود.
این ۶ جایزه عبارتاند از خرس طلایی جشنواره برلین، نخل طلای جشنواره کن، شیر طلایی جشنواره ونیز، جایزه بزرگ هیأت داوران سینمای جهان جشنواره ساندنس، جایزه بهترین فیلم جشنواره بوسان و جایزه «پلتفرم» جشنواره تورنتو.
به این ترتیب، هر کشور همچنان فقط یک نماینده رسمی خواهد داشت، اما فیلم برنده یکی از این جوایز میتواند مستقل از سهمیه ملی وارد رقابت شود. آکادمی همچنین از این دوره خود فیلم را نامزد اسکار میداند و کارگردان جایزه را به نمایندگی از گروه سازنده دریافت خواهد کرد؛ درحالیکه پیشتر کشور معرفیکننده صاحب رسمی جایزه تلقی میشد.
این تغییر بهطور مستقیم پاسخی به یکی از انتقادهای قدیمی درباره اسکار بینالمللی است؛ اینکه سرنوشت یک فیلم ممکن بود نه براساس کیفیت هنری، بلکه بر اثر اختلافهای سیاسی، ممیزی یا تصمیم یک کمیته ملی تعیین شود.
وقتی فیلم ایرانی با پرچم کشوری دیگر به اسکار رفت
معرفی آثار فیلمسازان ایرانی از سوی کشورهای دیگر، اتفاق تازهای نیست. دستکم ۱۲ فیلم ساخته کارگردانان ایرانی در دورههای مختلف نماینده کشورهایی غیر از ایران بودهاند؛ از «پرسپولیس» مرجان ساتراپی برای فرانسه و «زیر سایه» بابک انوری برای بریتانیا تا «عنکبوت مقدس» علی عباسی برای دانمارک.
با این حال، در دو دوره اخیر این اتفاق ابعادی کمسابقه پیدا کرد. آلمان «دانه انجیر معابد» ساخته محمد رسولاف را بهعنوان نماینده خود در نودوهفتمین دوره اسکار معرفی کرد؛ فیلمی فارسیزبان که قصه آن در ایران میگذشت و سرانجام نیز به جمع پنج نامزد نهایی بهترین فیلم بینالمللی راه یافت. انتخاب این فیلم از میان ۱۳ گزینه و توسط هیأتی ۹ نفره انجام شده بود.
یک سال بعد، فرانسه «یک تصادف ساده» ساخته جعفر پناهی را انتخاب کرد؛ فیلمی فارسیزبان، برنده نخل طلای کن و محصول مشترکی که بخشی از ساختار تولید و پشتیبانی آن در فرانسه شکل گرفته بود. این فیلم علاوه بر نامزدی بهترین فیلم بینالمللی، در بخش فیلمنامه نیز نامزد شد.
در همان دوره، ایران «علت مرگ: نامعلوم» ساخته علی زرنگار را بهعنوان نماینده رسمی خود معرفی کرد؛ فیلمی که به فهرست ۱۵ اثر راه پیدا نکرد. پیش از انتخاب نهایی، «زن و بچه»، «پیرپسر»، «رها» و «زیبا صدایم کن» نیز در فهرست محدود گزینههای ایران قرار داشتند.
این وضعیت موجب شد در یک دوره، بیش از یک اثر با زبان، جغرافیا یا سازندگان ایرانی در فضای رقابت بینالمللی اسکار حضور داشته باشد؛ هرچند از نظر حقوقی تنها یکی از آنها نماینده رسمی ایران بود.
آیا امسال هم این اتفاق تکرار میشود؟
تکرار این اتفاق در اسکار نودونهم از نظر مقررات ممکن است و حتی با قانون تازه، احتمال آن افزایش یافته است. از این پس یک فیلم ایرانی میتواند از سه مسیر در فضای اسکار دیده شود: انتخاب بهعنوان نماینده رسمی ایران، معرفی از سوی یک کشور شریک تولید در صورت احراز شرایط یا کسب یکی از شش جایزه بزرگ جشنوارهای.
البته صرف حضور در جشنوارههایی مانند کن، برلین، ونیز یا تورنتو کافی نیست و تنها دریافت جایزه مشخصشده در مقررات آکادمی، مسیر مستقل را فعال میکند.
در میان آثار ایرانی مطرحشده در رویدادهای بینالمللی سال جاری، «کمی نور» ساخته علی عسگری در بخش مسابقه اصلی ونیز و «مراقب» یا «خانه فروریخته» ساخته محسن قرایی در بخش افقهای این جشنواره به نمایش درآمدند. فیلم قرایی محصول مشترک ایران، آمریکا و آلمان معرفی شده و «کمی نور» نیز مشارکت تولیدکنندگانی از چند کشور را در کارنامه دارد.
با این حال، هیچکدام برنده شیر طلایی ونیز نشدهاند و بنابراین صرف حضور آنها در این جشنواره به معنای ورود خودکار به اسکار نیست.
واجد شرایط بودن این آثار برای معرفی از سوی ایران نیز به مسائلی همچون زمان اکران تجاری، مجوزهای لازم، ترکیب تولید و تصمیم نهایی کمیته بستگی دارد. ازاینرو هر فهرستی که پیش از اعلام رسمی منتشر شود، صرفاً گمانهزنی رسانهای است.
گزینه اسکار چگونه باید انتخاب شود؟
تجربه سالهای گذشته نشان داده است مشهورترین فیلم، پرفروشترین اثر یا حتی برنده بیشترین جوایز داخلی، الزاماً بهترین انتخاب برای اسکار نیست. نماینده مناسب باید همزمان چند ویژگی داشته باشد: کیفیت هنری قابل دفاع، قصهای قابل ارتباط برای مخاطب جهانی، سابقه جشنوارهای، پخشکننده بینالمللی، امکان اکران در آمریکا، نقدهای معتبر و منابع مالی لازم برای تبلیغات.
«جدایی نادر از سیمین» پیش از رسیدن به اسکار، خرس طلایی برلین را دریافت کرده و در فصل جوایز آمریکا به اثری شناختهشده تبدیل شده بود. «فروشنده» نیز با جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد جشنواره کن، پشتوانهای مهم برای آغاز رقابت داشت.
در مقابل، بخش مهمی از نمایندگان ایران بدون پخشکننده قدرتمند یا برنامه تبلیغاتی منسجم وارد رقابت شدهاند و معرفی رسمی، عملاً پایان مسیر آنها بوده است. رسیدن به اسکار پروژهای چندماهه است و انتخاب فیلم بدون توجه به پخش و کمپین بینالمللی، حتی برای یک اثر قابلاعتنا نیز نتیجه چندانی نخواهد داشت.
شفافیت؛ مطالبهای فراتر از اعلام یک نام
انتشار فهرست اولیه آثار، اعلام اسامی اعضای کمیته و توضیح درباره معیارهای بررسی میتواند بخش بزرگی از حاشیههای هر سال را کاهش دهد. اعلام تنها نام فیلم منتخب، بدون ارائه گزارشی از گزینههای واجد شرایط و دلایل انتخاب، زمینه شکلگیری این تصور را فراهم میکند که ملاحظات غیرسینمایی بر توان بینالمللی آثار غلبه داشته است.
در مقررات آکادمی نیز تأکید شده است که اطلاعات مربوط به اعضای کمیته، وابستگیهای حرفهای عوامل، جزییات تولید و وضعیت اکران باید دقیق و بهروز باشد؛ در غیر این صورت، آکادمی میتواند فیلم معرفیشده را فاقد صلاحیت اعلام کند.
اکنون پرسش اصلی تنها این نیست که «کدام فیلم نماینده ایران میشود؟» پرسش مهمتر آن است که نماینده انتخابشده چه برنامهای برای دیدهشدن دارد و آیا پس از اعلام نام آن، پشتیبانی حرفهای و مستمری برای حضور در یکی از رقابتیترین شاخههای اسکار شکل خواهد گرفت؟
قانون تازه اسکار، انحصار کمیتههای ملی را تا اندازهای شکسته است؛ اما برای مسیر رسمی ایران همچنان یک انتخاب بیشتر وجود ندارد؛ انتخابی که اگر با شفافیت، شناخت قواعد جهانی و برنامهریزی برای پخش و تبلیغات همراه نباشد، ممکن است بار دیگر تنها به ثبت نام یک فیلم در فهرست بلند نمایندگان کشورها محدود شود.
