به گزارش نبض وطن، محمد الایوبی روزنامهنگار و نویسنده فلسطینی در یادداشتی در روزنامه مستقل لبنانی «الخنادق» با بررسی ابعاد این تحول نوشت: در سیاست رژیم صهیونیستی، بحرانها صرفاً به نتایج یک رأیگیری محدود نمیشوند، بلکه اهمیت اصلی در نحوه مدیریت در بزنگاههای سیاسی است.
بر اساس این تحلیل، رأی اولیه کنست به انحلال خود را نمیتوان تنها اقدامی رویهای برای برگزاری انتخابات زودهنگام دانست، بلکه این تحول نشانه ورود رژیم صهیونیستی به مرحلهای از بحران ساختاری در ائتلاف حاکم است؛ بحرانی که محدودیتهای نتانیاهو در کنترل اختلافات داخلی اردوگاه راستگرایان را آشکار کرده است.
شکاف در قلب ائتلاف حاکم
آنچه بحران کنونی را از دورههای پیشین متمایز میکند، این واقعیت است که پروژه انحلال کنست این بار تنها از سوی مخالفان دولت مطرح نشده، بلکه بخشی از جریانهای حاضر در ائتلاف حاکم، به ویژه حریدیها نیز از آن حمایت کردهاند. این وضعیت بیانگر کاهش اعتماد میان نتانیاهو و احزاب حریدی است؛ گروههایی که طی سالهای گذشته نقش ستون اصلی بقای سیاسی او را ایفا میکردند.
تحلیلگران معتقدند شکاف کنونی بیش از آنکه یک اختلاف تاکتیکی پارلمانی باشد، نشانه فرسایش تدریجی انسجام داخلی اردوگاه راستگرای اسرائیل است؛ اردوگاهی که پس از جنگ غزه و پیامدهای امنیتی و اجتماعی آن، با فشارهای کمسابقه داخلی مواجه شده است.
بحران قانون سربازی
در نقطه مرکزی این بحران، قانون سربازی اجباری قرار دارد. طبق این قانون، حریدیها باید به سربازی بروند اما آنها به دنبال تغییر قانون و معاف شدن از سربازی هستند. حریدیها نمیخواهند به سربازی بروند و میگویند تحصیل در مدارس دینی و دعا کردن برای ارتش اسرائیل، به جای سربازی است. این مساله سالهاست که به یکی از حساسترین شکافهای اجتماعی در اراضی اشغالی تبدیل شده، اما جنگ طولانی غزه و افزایش تلفات نظامی، آن را به بحرانی تعیینکننده تبدیل کرده است.
افزایش شمار کشتهها و زخمیها، فرسودگی نیروهای ذخیره و فشار فزاینده بر ارتش، موجب شده بخش بزرگی از اسرائیل دیگر پذیرای ادامه معافیت دهها هزار یهودی حریدی از خدمت نظامی نباشد.
در مقابل، احزاب دینی اصرار دارند قانون معافیت حریدیها تثبیت شود؛ این مطالبه خشم جریانهای سکولار و نیروهای ذخیره را تشدید کرده و شکاف اجتماعی در اسرائیل را عمیقتر ساخته است.
به باور ناظران، بحران سربازی اکنون از سطح یک اختلاف سیاسی فراتر رفته و به تهدیدی علیه انسجام داخلی تبدیل شده است.
تلاش نتانیاهو برای مدیریت بحران و بقای سیاسی
محمد الایوبی معتقد است نتانیاهو تلاش میکند انحلال کنست را نه بهعنوان نشانه شکست، بلکه بهعنوان بخشی از فرآیند کنترل بحران، مدیریت کند.
در همین چارچوب، غیبت نتانیاهو در جلسه رأیگیری نیز اقدامی حسابشده ارزیابی میشود؛ وی با این اقدام تلاش کرده است از رویارویی مستقیم فاصله بگیرد و اینگونه القا کند که گویی همچنان کنترل اوضاع را در دست دارد. وی در ادامه نوشت، نخستوزیر رژیم صهیونیستی به خوبی میداند هرگونه تقابل آشکار با جریان حریدی میتواند به فروپاشی فوری ائتلاف منجر شود. از همین روی، راهبرد او مبتنی بر خرید زمان، تعویق تصمیمگیری و مدیریت تدریجی بحران است.
تحلیلگران بر این باورند که نتانیاهو بیش از هر چیز به دنبال تغییر فضای سیاسی داخلی است؛ فضایی که پس از ناکامیهای امنیتی هفتم اکتبر (عملیات طوفان الاقصی در مهر ۱۴۰۲) به شدت علیه او شکل گرفته است.
بهرهبرداری سیاسی از تنشهای امنیتی
بر اساس این تحلیل، کند شدن روند انحلال کنست میتواند فرصتی در اختیار نتانیاهو قرار دهد تا هرگونه تحول امنیتی یا نظامی را بهعنوان دستاورد سیاسی در داخل اراضی اشغالی عرضه کند.
در این چارچوب، تحولات غزه، لبنان یا حتی تشدید تنش علیه ایران ممکن است به ابزاری برای تغییر دستورکار افکار عمومی اسرائیل تبدیل شود؛ راهبردی که هدف آن انتقال تمرکز جامعه از شکستهای سیاسی به مسائل امنیتی و رهبری است.
نتانیاهو طی سالهای گذشته بارها نشان داده که در فضای بحرانهای امنیتی، توانایی بالایی در بازسازی موقعیت سیاسی خود دارد. با این حال، منتقدان معتقدند شرایط کنونی با گذشته متفاوت است؛ زیرا این بار بحران نه فقط دولت، بلکه بنیانهای اجتماعی و سیاسی جریان راستگرای اسرائیل را هدف قرار داده است.
در حالی که مخالفان دولت تلاش دارند تصویری از شکست کامل کابینه نتانیاهو در جنگ، اداره کشور و حفظ انسجام داخلی ارائه دهند، هنوز نمیتوان با قطعیت از سقوط قریبالوقوع او سخن گفت.
با این حال، بسیاری از ناظران معتقدند اسرائیل وارد مرحلهای از فرسایش داخلی شده که ابزارهای سنتی مدیریت بحران دیگر کارایی گذشته را ندارند.
در چنین شرایطی، نبرد بر سر انحلال کنست تنها اختلافی درباره زمان انتخابات نیست، بلکه نبردی بر سر آینده ساختار سیاسی اسرائیل است؛ اینکه آیا نتانیاهو قادر خواهد بود ائتلاف خود را بازسازی و مشروعیت امنیتیاش را احیا کند، یا اینکه اسرائیل وارد مرحلهای از بحرانهای غیرقابلکنترل داخلی شده است.
آنچه تاکنون آشکار شده، این است که نخستوزیر رژیم صهیونیستی بیش از آنکه در پی حل بحران باشد، در تلاش برای مدیریت و به تعویق انداختن آن است؛ راهبردی که ممکن است در نهایت، بحرانهای انباشته را به مسیری غیرقابل مهار سوق دهد.


