به گزارش نبض وطن، «اعزاز احمد چودری» در یادداشتی با عنوان «جنگ در خلیج فارس»، چگونگی همدستی ترامپ و نتانیاهو برای تجاوزگری دیگری علیه ایران به بهانه جلوگیری از ساخت سلاح هستهای و سپس ناکامی آنان در دستیابی به اهداف واهی خود را تشریح کرد.
چودری که از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ به عنوان قائم مقام وزارت امور خارجه پاکستان خدمت کرد، اظهار داشت: جنگی که ایالات متحده و اسرائیل امسال بر ایران تحمیل کردند، در دستیابی به هیچ یک از اهداف مدنظر واشنگتن و تل آویو موفق نبود.
وی گفت: بررسی واقعیتها نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران برنامه هستهای غیرنظامی خود را تحت نظارت پادمانهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی حفظ کرده بود. تهران همچنین داوطلبانه وارد توافق هستهای سال ۲۰۱۵ شد اما دونالد ترامپ، رئیس جمهور وقت آمریکا کسی بود که در سال ۲۰۱۸ کشورش را از این توافق خارج کرد و در دوره دوم ریاست جمهوری خود، کارزار به اصطلاح فشار حداکثری را علیه ایران به اجرا گذاشت.
سفیر پیشین پاکستان در واشنگتن (از ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸) عنوان کرد: در حالی که مذاکرات همچنان در جریان بود، اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ به ایران حمله کرد که به جنگی ۱۲ روزه انجامید. ایالات متحده و اسرائیل که در به زانو درآوردن ایران ناکام مانده بودند، در ۲۸ فوریه امسال حملات مشترکی را علیه ایران آغاز کردند.
وی نوشت: تمام این وقایع در حالی رخ داد که ایران همچنان عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) باقی مانده و تأکید داشت که هرگز در پی ساخت بمب هستهای نیست.
سخنگوی اسبق وزارت خارجه پاکستان تاکید کرد: این بدان معناست که برنامه هستهای تهران تنها بهانهای برای تجاوزگری آمریکا و اسرائیل بوده و میتوان استدلال کرد که هدف واقعی این جنگ، یک توطئه علیه نظام ایران بوده است.
رئیس اندیشکده سیاسی صنوبر در اسلامآباد افزود: تا سال ۲۰۲۰، بسیاری از کشورهای عربی به توافق ابراهیمی پیوسته و روابط خود را با اسرائیل عادیسازی کرده بودند اما جنبش حماس برای جلوگیری از به فراموشی سپرده شدن آرمان فلسطین، در اکتبر ۲۰۲۳ دست به عملیات مقاومت علیه اسرائیل زد؛ اقدامی که دولت نتانیاهو از آن برای بمباران غزه و ویران کردن کامل آن و ارتکاب نسلکشی هولناک بهرهبرداری کرد.
وی گفت: اسرائیل پس از ترور فرماندهان حماس و حزبالله، به فکر تحقق طرح «اسرائیل بزرگ» افتاد ولی جمهوری اسلامی ایران را مانعی بزرگ بر سر راه جاهطلبیهای خود یافت و از آنجایی که تلاشهای نتانیاهو برای براندازی در ایران در ژوئن ۲۰۲۵ بینتیجه مانده بود، او ترامپ را متقاعد کرد تا در ۲۸ فوریه دست به جنگی مشترک علیه ایران بزند.
قائم مقام پیشین وزارت خارجه پاکستان نوشت: به نظر میرسد دو عامل ترامپ را به پذیرش این قمار ترغیب کرده است. او در ماه ژانویه دولت نیکلاس مادورو، رئیس جمهور وقت ونزوئلا را سرنگون کرد و با توجه به وقایع داخلی ایران از این رو، سران آمریکا و اسرائیل به اشتباه تصور میکردند که قادر خواهند بود نظام ایران را ظرف چند روز از میان بردارند.
وی افزود: در حالی که ایران برابر تجاوزگری آمریکا و اسرائیل تاب آوری بالایی از خود نشان داد، این جنگ برای خودِ آمریکا چیزی جز فاجعه نبود. برای نخستین بار، شکافی در روابط آمریکا و دولت یهود پدید آمده است. کشورهای حوزه خلیج فارس به تدریج نسبت به توانایی یا اراده آمریکا برای تأمین امنیت خود دلسرد میشوند. پایگاههای آمریکا در منطقه عملاً نابود شده و افسانه شکستناپذیری ماشین نظامی آمریکا درهم شکسته است.
اعزاز احمد چودری در پایان اظهار داشت: مسیر پیش رو بازگشت به تفاهمنامهای است که با میانجیگری پاکستان و در ماه ژوئن توسط سران آمریکا و ایران امضا شد. با این حال، آن تفاهمنامه در داخل آمریکا با انتقادات شدیدی مواجه شد و عمدتاً به عنوان نوعی تسلیم یا عقبنشینی آمریکا تعبیر گردید؛ از آن زمان تاکنون، ترامپ از هرگونه تلاش برای صلح فاصله گرفته است.
وی افزود: تنها راهکار عملی، دیپلماسی است. پاکستان، قطر و سایر طرفها باید به تلاشهای خود برای برقراری صلح ادامه دهند. همچنین، اکنون زمان آن فرا رسیده است که چین به عنوان میانجی وارد عمل شود؛ چرا که این کشور وابستگی شدیدی به جریان نفت خلیج فارس دارد و پیشتر در سال ۲۰۲۳ موفق شده بود میانجیگری عادیسازی روابط میان ایران و عربستان سعودی را با موفقیت به سرانجام برساند. چین همچنین باید به آمریکا تفهیم کند که جستجوی راه حل نظامی برای بحران منطقه بیهوده و بینتیجه است.



