گزارشهای اخیر رسانههای آمریکایی در مورد نقش پنهان مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا و مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا در تدوین سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ، تصویر تازهای از نقش او در مذاکرات و جنگ با ایران ارائه میدهند که گمانهزنیهای قبلی در مورد نقش مخرب این سناتور تندرو و جنگطلب پیشن آمریکایی را در تخریب مسیر توافق تهران و واشنگتن و استمرار جنگ افشا میکند.
به گزارش نبض وطن، شبکه خبری «انبیسی نیوز» به تازگی در گزارشی افشا کرد که «مارکو روبیو» در مذاکرات آوریل ۲۰۲۶ در پاکستان، با یک تماس پشتپرده، عملاً مانع پذیرش پیشنهادهای ایران از طرف هیئت مذاکره کننده آمریکایی شدهاست.
نشریه «بلومبرگ بیزنسویک» نیز در یک گزارش تفصیلی نشان میدهد روبیو، در حالی که چهره عمومی مذاکرات را به «جیدی ونس» معاون رئیس جمهور، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیس جمهور و جرد کوشنر، داماد ترامپ سپرده بود، پشتپرده جلسات روزانه را رهبری و مدیریت و استراتژی دولت را تدوین میکرد و حتی پیش از هر جلسه با ویتکاف هماهنگ میشد.
این دو گزارش، در کنار اقدامات روبیو در حین مذاکرات، از جمله سفر او به سه کشور جنوب خلیج فارس بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه اسلام آباد و صدور بیانیه منامه (۲۵ ژوئن – ۵ تیرماه) و ایجاد چارچوب سهجانبه موازی برای مذاکرات لبنان (۲۶ ژوئن – ۶ تیر)، تصویری روشن از نقش او در فرسایش و مشروطسازی تفاهمنامه ۱۷ ژوئن-۲۸ خرداد ارائه میدهد.
هر چند نمیتوان با قطعیت گفت که مارکو روبیو به تنهایی عامل شکست تفاهمنامه اسلامآباد بود اما شواهد جدید، در کنار اقدامات وزیر خارجه آمریکا علیه مسیر طبیعی تفاهمنامه اسلامآباد، نشان میدهد او یکی از معماران اصلی تبدیل تفاهمنامه از «زمینهساز مذاکرات جامع» به «چارچوبی برای فشار» بود، چارچوبی که از دیدگاه او در آن هر امتیاز تجاری مشروط، هر خروج نظامی منوط به خلع سلاح، و هر گام دیپلماتیک گروگان رفتار منطقهای ایران میشد.
انبیسی نیوز با استناد به یک «مقام آگاه در دولت با دانش مستقیم موضوع» روایت کرد که در مذاکرات آوریل ۲۰۲۶ در پاکستان — که بیش از ۲۱ ساعت ادامه داشت — هیئت مذاکرهکننده آمریکا بهریاست جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، به این نگرانی رسید که ایران «شرایط توافق پیشنهادی را تغییر میدهد». در وقفه مذاکرات، مذاکرهکنندگان برای اطلاع از سمت و سوی وضعیت با وزیر خارجه آمریکا تماس گرفتند؛ روبیو با ارزیابی آنان مبنی بر غیرقابلقبول بودن پیشنهاد ایران موافقت کرد و آن دور، بدون توافق پایان یافت.
بر اساس روایت انبیسی، مذاکرهکنندگان بدون تأیید روبیو اقدام نمیکردند. استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، پیش از اغلب جلسات مذاکره با روبیو هماهنگ میشد، از او راهنمایی میگرفت و پس از جلسات به او گزارش میداد. زمانی که مذاکرهکنندگان آمریکایی در اسلامآباد احساس کردند به مشکل برخوردهاند، بار دیگر با روبیو تماس گرفتند. روبیو هنگام این تماس در میامی و در حال تماشای مسابقه UFC در کنار ترامپ بود. او رودررو در اتاق مذاکره نبود اما در تصمیم به نپذیرفتن پیشنهاد نقش تأییدی و راهبردی داشت.
بلومبرگ بیزنسویک در یک گزارش تفصیلی، روبیو را چنین توصیف کرد: او «چهره عمومی مذاکرات ایران نبود»، اما در پسصحنه «جنگ را بهدقت پیگیری و جلسات روزانه را رهبری میکرد و تماسهای همتایان خارجی را پاسخ میداد که از ترامپ میخواستند راهی برای خروج پیدا کند.»
جنگطلب و ایرانستیز کهنهکار در لباس دیپلمات
مارکو روبیو در ۱۴ سال حضورش در سنا، یکی از سرسختترین منتقدان ایران و یکی از معماران اقدامهای ضد ایرانی در سنای آمریکا محسوب میشد. او در مقام نماینده سنا به همراه تام کاتن، تد کروز، جاش هاولی و دیگران قطعنامهای را برای بزرگداشت سالگرد خروج آمریکا از برجام معرفی کرد و گفت: «رفتار هستهای مداوم ایران نشان میدهد چرا آمریکا کاملاً درست عمل کرد که از این توافق معیوب خارج شد.» او برجام را توافقی توصیف کرد که به ایران «رفع تحریمهای دائمی و دسترسی به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار» در برابر «محدودیتهای موقت» داد.
روبیو در همان دوران بههمراه تاد یانگ، نامهای را به امضای ۱۴ سناتور رساند و برای ترامپ فرستاد و خواستار اعمال «تحریمهای سختگیرانه اضافی علیه ایران» بهخاطر برنامه موشکی بالستیک شد. این نامه از دولت خواست «تحریمهایی علیه هر بخشی از اقتصاد ایران که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با توسعه یا انتقال قطعات، اجزا یا فناوری موشکهای بالستیک مرتبط است» اعمال کند.
روبیو بههمراه تد کروز «طرح تحریم تروریستی نیروهای نیابتی ایران» را معرفی کرد که تحریمهای مرتبط با تروریسم علیه دو شبهنظامی تحت کنترل ایران در عراق و سوریه اعمال میکرد. روبیو گفت: «شبهنظامیان خطرناکِ نیابتی ایران در عراق و سوریه تهدیدی جدی برای خاورمیانه و جهان هستند.» این طرح بهدنبال قانون کاتسا بود که تحریمهای تروریستی علیه سپاه پاسداران اعمال کرده بود.
ژانویه ۲۰۱۷، روبیو سه طرح قانونی در سنا معرفی کرد: «طرح تحریمهای غیرهستهای ایران ۲۰۱۷»، «طرح آسمانهای عاری از تروریسم ایران ۲۰۱۷» و طرح «مقابله با فعالیتهای بیثباتکننده ایران ۲۰۱۷». اکتبر ۲۰۲۳، روبیو بههمراه ریک اسکات و دیگر سناتورهای جمهوریخواه از بایدن خواستند معافیتهایی که اجازه انتقال ۶ میلیارد دلار ایران را داد باطل کند و با قطر همکاری کند تا حسابهای حاوی این وجوه را مسدود کند. او ایران را «بزرگترین حامی تروریسم دولتی در جهان» خواند.
این سوابق نشان میدهد که مواضع روبیو درباره ایران در دولت ترامپ، که به وضوح در بیانیه تیر ماه منامه با کشورهای جنوب خلیج فارس بازتاب پیدا کردهاست، از جمله مشروطسازی تجارت، گره زدن برنامههای موشک بالستیک و نیروهای ادعایی نیابتی به هر امتیاز اقتصادی، و بدبینی به پایبندی ایران به هر توافق، تداوم مستقیم مواضع او در سناست.
چند روز پس از امضای تفاهمنامه ۲۸ خرداد-۱۷ ژوئن، روبیو به سه کشور جنوب خلیج فارس سفر کرد و در ۲۵ ژوئن در منامه با وزرای خارجه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نشستی را برگزار کرد. بیانیه مشترک این نشست، چارچوب تفاهمنامه اسلامآباد را از یک توافق متمرکز بر پایان قطعی جنگ در تمام جبههها و زمینهسازی برای مذاکرات یک فرآیند چند بعدی و مشروط تبدیل کرد. در این بیانیه، بدون توجه به متن تفاهمنامه اسلامآباد که به امضای رئیس جمهور آمریکا رسیدهبود، شروط جدیدی برای پایان جنگ تشریح شد. از جمله اینکه موشکهای بالستیک و پهپادها بهعنوان تهدیدی که باید در «طیف کامل تهدیدهای ایران» مورد رسیدگی قرار گیرد، نیروهای ادعایی نیابتی ایران و «گروههای مسلح غیردولتی» بهعنوان مانعی برای صلح پایدار توصیف شدند و رفتار ادعایی بیثباتکننده منطقهای بهعنوان شرط لازم برای هرگونه تعامل اقتصادی با ایران مطرح شد.
این دقیقاً همان بندهایی بود که روبیو سالها در سنا بر آنها پافشاری میکرد: موشکهای بالستیک، نیروهای نیابتی، و رفتار منطقهای ایران. تفاوت این بود که در سنا، او این خواستهها را در قالب تحریمهای اضافی مطرح میکرد؛ اکنون، در مقام وزیر خارجه، آنها را بهعنوان پیششرط «صلح پایدار» و «تعامل اقتصادی» با ایران صورتبندی کرد.
بیانیه منامه تجارت با ایران را بهعنوان امتیازی «مشروط و قابل بازگشت» تعریف کرد که منوط به «رعایت تفاهمنامه با آمریکا، توقف رفتار بیثباتکننده، و ایجاد شرایط لازم برای تعامل اقتصادی» است. این صورتبندی، وعده بند ۷ تفاهمنامه اسلامآباد، یعنی «پایان دادن به همه انواع تحریمها علیه ایران» را عملاً به یک امتیاز مشروط تبدیل کرد که هر لحظه قابل بازگشت بود.
مسیر موازی برای خنثی کردن بند اول تفاهمنامه
مسیر موازی لبنان، یکی دیگر از محورهایی بود که با رهبری و ابتکار روبیو پیش رفت و به تضعیف تفاهمنامه کمک کرد. در ۲۶ ژوئن (یک روز پس از بیانیه منامه و تنها ۹ روز پس از امضای تفاهمنامه اسلامآباد توسط رئیس جمهور آمریکا) روبیو چارچوب سهجانبهای را میان آمریکا، اسرائیل و لبنان در واشنگتن امضا کرد. این چارچوب خروج اسرائیل از جنوب لبنان را به خلع سلاح حزبالله مشروط کرد، حزبالله را از مذاکرات حذف کرد و ایران را از پرونده لبنان کنار گذاشت. این چارچوب کاملاً با بند یک تفاهمنامه اسلامآباد مبنی بر «خاتمه فوری و دائمی عملیاتهای نظامی را در تمامی جبههها، از جمله در لبنان» که کاملاً بدون قید و شرط و با اثر بلافاصله نگاشتهشدهبود، نقض میکرد
بر اساس گزارشی که نشریه آتلانتیک در همان زمان نوشت روبیو ماهها تلاش میکرد توافقی میان اسرائیل و لبنان برای مهار حزبالله و خروج اسرائیل از جنوب لبنان به دست آورد. او استدلال میکرد که روابط اسرائیل و لبنان باید جدا از مذاکرات آمریکا-ایران مدیریت شود، زیرا «لبنان یک کشور مستقل است».
چارچوب روبیو، خروج اسرائیل از لبنان را به خلع سلاح حزبالله مشروط کرد. این یعنی خاتمه جنگ در لبنان که بند اول تفاهمنامه آن را «فوری و دائمی» خوانده بود، در عمل به فرآیندی طولانی و تضمین نشده منوط میشد.
تلاش برای پنهان کردن نقش محوری در جنگ
براساس گزارش بلومبرگ، روبیو سعی کرده تا نقش خود را در جنگ ایران کاملاً پنهان نگه دارد. این پنهانکاری به دلیل بیعلاقگی روبیو به موضوع نیست بلکه تلاش او برای دور ماندن اعتبار سیاسیاش از تبعات و پیامدهای جنگ و نزدیک شدن به رویایش برای تبدیل شدن به نامزد جمهوریخواهان برای انتخابات ریاست جمهوری است. نظر سنجیها نشان میدهد که بیش از ۶۰ درصد از شهروندان آمریکایی با تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران مخالفاند و حتی بسیاری از حامیان وفادار جنبش «بازگشت عظمت آمریکا (MAGA)» و هسته سخت حامیان ترامپ نیز از این جنگ انتقاد میکنند.
بر اساس گزارش انبیسی نیوز، این فاصلهگیری میتواند برای روبیو «از نظر سیاسی سودمند» باشد، بهویژه اگر سال ۲۰۲۸ وارد رقابت ریاستجمهوری شود. در طول ماههای گذشته رقابت میان جیدی ونس، معاون رئیس جمهور و مارکو روبیو، برای تبدیل شدن به نامزد اصلی جمهوریخواهان در انتخابات ۲۰۲۸ شدت گرفتهاست. رویکرد ونس و روبیو در قبال مداخلات نظامی خارجی کاملاً با یکدیگر در تناقض قرار دارد، در حالی که روبیو از گذشته حامی مداخله در خاورمیانه و یکی از کلیدیترین چهرههای دولت ترامپ در مداخله در آمریکای مرکزی و لاتین است، ونس بارها به وضوح مخالفت خود را با جنگهای بیپایان آمریکا بیان کردهاست.
برای روبیو شکست خوردن ونس در مذاکره با ایران، یک دستاورد در چارچوب رؤیای بلندمدتش برای ریاست جمهوری تلقی میشود. روبیو در انتخابات ۲۰۱۶ نامزدی حزب جمهوریخواه را به ترامپ باخت و حالا قصد دارد که ۱۲ سال بعد چهره اصلی جمهوریخواهان برای انتخابات ۲۰۲۸ باشد.
روبیو، بهعنوان یک ایرانستیز کهنهکار و معمار سیاستهای فشار علیه مردم ایران در سنا، در دولت ترامپ نقشی پشتپرده اما تعیینکننده در طراحی و اجرای استراتژی ایران ایفا کرد. او اگرچه چهره عمومی مذاکرات را به ونس سپرد اما از طریق تماسهای پشتپرده با مذاکرهکنندگان، رهبری جلسات روزانه و دو اقدام دیپلماتیک کلیدی (بیانیه منامه و چارچوب سهجانبه مذاکرات لبنان و رژیم اشغالگر)، چارچوب تفاهمنامه ۱۷ ژوئن را از یک توافق آتشبس به یک معادله فشار مشروط تبدیل کرد، معادلهای که در آن هر امتیاز اقتصادی مشروط، هر خروج نظامی منوط به خلع سلاح و هر گام دیپلماتیک منوط به تعهداتی فراتر از تفاهمنامه و موضوعهای جدید میشد. هر چند مارکو روبیو تنها عامل شکست اجرای کامل تفاهمنامه اسلامآباد نبود، اما او، بدون آنکه مستقیماً دخالت خود را تأیید کند در به شکست کشاندن مذاکرات تهران و واشنگتن و استمرار جنگ نقش محوری و کلیدی داشت.
