به گزارش نبض وطن به نقل از پایگاه تحلیلی رسپانسبل استیت کرفت، ناو هواپیمابر «یواساس جرالد آر. فورد»، که بهعنوان پیشرفتهترین و قدرتمندترین ناو جنگی نیروی دریایی آمریکا شناخته میشود، اکنون به یک نمونه بارز از ناکارآمدی در برنامههای نظامی تبدیل شده است. این ناو که قرار بود نماد برتری تکنولوژیک و نظامی ایالات متحده باشد، در عمل به نمونهای از اولویتهای اشتباه در سیاستگذاری دفاعی تبدیل شده است جایی که ملاحظات سیاسی و اقتصادی بر کارآمدی نظامی غلبه کردهاند.
آخرین حادثهای که این ناکارآمدی را برجسته کرد، آتشسوزی در مارس ۲۰۲۶ بود که به زخمی شدن حدود ۲۰۰ ملوان انجامید. پس از این حادثه، نیروی دریایی آمریکا مجبور شد این ناو را از خط مقدم خارج کرده و برای تعمیرات اضطراری به جزیره کرت منتقل کند. این اتفاق تنها یکی از مجموعه مشکلاتی است که از ابتدای طراحی و ساخت این ناو همراه آن بوده است.
ساخت این ناو از سال ۲۰۰۹ آغاز شد، اما تا سال ۲۰۱۷ به بهرهبرداری نرسید و حتی پس از آن نیز آماده عملیات واقعی نبود. در واقع، حدود پنج سال دیگر طول کشید تا این ناو بتواند نخستین مأموریت عملیاتی خود را آغاز کند. این تأخیر طولانی، نشانهای از مشکلات عمیق در طراحی و توسعه آن بود.
یکی از اصلیترین دلایل این مشکلات، تصمیم نیروی دریایی آمریکا برای جایگزینی ناوهای کلاس «نیمیتز» که بیش از ۵۰ سال عملکرد قابل اعتماد داشتند با یک طراحی کاملاً جدید بود. این تصمیم باعث شد پیمانکاران پروژه بتوانند هزینههای تحقیق و توسعه را به دولت تحمیل کنند و در نتیجه، پروژه بهشدت پیچیده و پرهزینه شود.
در نتیجه، هزینه ساخت این ناو بیش از ۲۵ درصد افزایش یافت و از ۱۰.۵ میلیارد دلار به بیش از ۱۳ میلیارد دلار رسید. با این حال، این افزایش هزینه لزوماً به بهبود عملکرد عملیاتی منجر نشد.
یکی از مشکلات کلیدی، استفاده از فناوریهای جدید و آزمایشنشده بود. برای مثال، سیستم پرتاب هواپیما در این ناو بهجای سیستمهای بخار سنتی، از سامانه الکترومغناطیسی (EMALS) استفاده میکند. این سیستم قرار بود کارایی بالاتری داشته باشد، اما در عمل بسیار کمتر از حد انتظار عمل کرده است.
طبق مشخصات اولیه، این سامانه باید بتواند بیش از ۴۰۰۰ پرتاب بدون نقص انجام دهد، اما گزارشها نشان میدهد که در برخی موارد پس از تنها ۱۸۱ بار استفاده دچار مشکل شده است. علاوه بر این، تعمیر این سیستم نیز پیچیده است، زیرا امکان جداسازی مستقل هر بخش وجود ندارد و برای تعمیر یک بخش، کل سیستم باید متوقف شود—موضوعی که در شرایط جنگی میتواند بسیار خطرناک باشد.
مشکلات این ناو فقط به سیستمهای تسلیحاتی محدود نمیشود. حتی سیستمهای پایهای مانند فاضلاب نیز با مشکلات جدی مواجه شدهاند. بهجای استفاده از سیستمهای سنتی، طراحان یک سیستم خلأ پیچیده را جایگزین کردهاند که بهطور مداوم دچار گرفتگی و خرابی میشود. این سیستم نیازمند شستوشوی اسیدی مکرر است که هر بار حدود ۴۰۰ هزار دلار هزینه دارد.
گزارشها نشان میدهد که این سیستم بهطور روزانه دچار مشکل میشود و حتی در یک بازه چهارروزه، بیش از ۲۰۰ مورد خرابی ثبت شده است. این شرایط تأثیر منفی جدی بر روحیه خدمه دارد و حتی باعث شده برخی از آنها به خرابکاری عمدی متهم شوند—هرچند شواهد قطعی در این زمینه وجود ندارد.
این مشکلات باعث شده اعتماد خدمه به عملکرد کلی ناو کاهش یابد. اگر یک ناو نتواند سیستمهای ابتدایی مانند سرویسهای بهداشتی را بهدرستی مدیریت کند، طبیعی است که خدمه درباره عملکرد سیستمهای حیاتیتر مانند دفاع موشکی نیز دچار تردید شوند.
در مجموع، ناو «جرالد فورد» بهجای آنکه نماد قدرت نظامی آمریکا باشد، به نمونهای از ناکارآمدی در مدیریت پروژههای دفاعی تبدیل شده است. این پروژه نشان میدهد که وقتی تصمیمگیران سیاسی و نظامی بهجای تمرکز بر کارایی، به ملاحظات اقتصادی و صنعتی توجه میکنند، نتیجه میتواند یک سامانه پرهزینه اما کماثر باشد.
این وضعیت همچنین سؤالات جدیتری درباره ساختار کلی صنایع دفاعی آمریکا مطرح میکند. آیا این مدل که در آن هزینهها افزایش مییابد و زمانبندیها به تعویق میافتد میتواند در شرایط رقابت جهانی و جنگهای مدرن کارآمد باشد؟
چالش اصلی آمریکا نه در کمبود منابع مالی، بلکه در نحوه تخصیص آنهاست. میلیاردها دلار هزینه شده، اما نتیجه آن ناوی است که در زمان جنگ بهجای حضور در میدان، در حال تعمیر است.
