به گزاش نبض وطن، سید علی قاسمی، در این باره که تفاوت بین «پرحرفی برونگرایانه» و «پرحرفی مرضی» که نشانههای اختلالات خلقی است چیست؟ گفت: یک شخصیت برونگرای سالم تعاملی هدفمند دارد. او به اندازهای که لازم است حرف میزند و وقتی هدف محقق شد دلیلی برای پرحرفیهای پراکنده و بیهدف نمیبیند.
این روانشناس افزود: هنگام تعامل با یک برونگرای سالم، دریافت میکنید که حرفهای او هدفمند است و چیزی به دانش یا فهم طرفین اضافه میکند. او موقعیتشناس است اگر شرایط حرفزدن نباشد یا مخاطب آمادگی گوشدادن نداشته باشد به زور صحبت نمیکند. او مدام زبان بدن طرف مقابل را بررسی میکند و اگر ببیند مخاطب عجله دارد یا حالش مساعد نیست، مکالمه را ادامه نمیدهد.
وی تصریح کرد: اما در پرحرفی ناشی از اضطراب و نگرانی، فرد حراف به شنونده توجهی ندارد. موضوع اصلی برای او این است که خودش صحبت کند، چون این کار موقتا به او آرامش میدهد. در این شرایط حرفها پراکنده، بیهدف و گاه برای شنونده خستهکننده است. این افراد اصلا حواسشان نیست که مخاطب چند بار به ساعت نگاه کرده یا اعلام کرده عجله دارد. برای آنها مهم نیست که شنونده علاقهای به شنیدن دارد یا خیر، بلکه تنها از فرصت حضور فرد دیگری استفاده میکنند تا به رهایی موقت از تکانههای اضطرابی درونی خود برسند، بنابراین پراکندگی، بیهدفی و عدم تناسب با موقعیت از شاخصهای اصلی تشخیص پرحرفیهای مرضی و اضطرابی است.
قاسمی پرحرفی افراطی را تلاشی ناخودآگاه برای تسلط بر فضای گفتوگو و در دستگرفتن قدرت روایت دانست و درباره ابعاد دفاعی این رفتار، گفت: جایی که فرد احساس ناامنی میکند، تهدید میشود یا عدم امنیت را تجربه میکند، چه از درون و چه از بیرون، ممکن است به پرحرفی روی بیاورد تا به نوعی از این طریق از خود محافظت کند.
وی با اشاره به این که ترس عمیق از «نادیده گرفته شدن» یا «بیاهمیت بودن» محرک اصلی این افراد برای تصاحب فضای کلامی است، اظهار کرد: هر نوع احساس تهدیدشدگی یا ناامنی میتواند یک فرد آسیبپذیر با عزتنفس پایین را تحریک کند تا با رفتارهای هیجانزده برای محافظت از خود تلاش کند.
قاسمی با برشمردن ریشههای درونی این رفتار، افزود: احساس نادیده گرفتهشدن، دستکم گرفتهشدن، احساس بیارزشی، بیخاصیت بودن و عدم کفایت و… مهمترین احساساتی هستند که وقتی فرد بهصورت مزمن و پرتکرار آنها را تجربه میکند بهتدریج به سمت الگوهای رفتاری خاصی سوق مییابد. هدف از این رفتارها، دفاع از یکپارچگی شکننده و آسیبپذیر فرد است. بنابراین تمام این کنشها در مقوله دفاع از خود میگنجد. اگرچه شکل این دفاع میتواند متفاوت باشد، اما وجه اشتراک تمام این رفتارهای افراطی این است که همگی هیجانمحورند.
وی خاطرنشان کرد: این رفتارها بهجای اینکه به فرد یک احساس امنیت پایدار بدهند تنها بهطور موقت تکانههای هیجانی او را مدیریت کرده و کاهش میدهند، اما در طولانیمدت این رویکرد فقط باعث میشود ضعفهای فرد دامنهدارتر و گستردهتر شود و او بیش از پیش در معرض آسیب قرار بگیرد.
وی با تاکید بر اینکه بسیاری از ما از پیام های نهفته در رفتارمان غافلیم، اظهار کرد: ما حواسمان نیست که با میزانِ حرفزدن، ادبیات و حتی زبان بدنمان، چه برداشتی به مخاطب میدهیم. گاهی تعجب میکنیم چرا طرف مقابل عقبنشینی میکند یا تمایلی به ادامه گفتوگو ندارد، حال آنکه از سیگنالهای ناخوشایندی که ناخواسته مخابره میکنیم، بیخبریم.
این روانشناس خاطرنشان کرد: در نهایت چنین افرادی یا تنها میمانند و یا اگر اطرافیانی داشته باشند، در کنار آنها نیز احساس تنهایی خواهند کرد و همه اینها به خاطر غفلت از پیامهایی است که در رفتارهای افراطی خود به مخاطبانشان مخابره میکنند.



