• امروز : یکشنبه, ۱۹ مهر , ۱۴۰۵

پیام اینستاگرامی عراقچی در پی دریافت نامه ای از دانش آموز بازمانده ی مدرسه میناب

  • کد خبر : 208663
  • ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۴
پیام اینستاگرامی عراقچی در پی دریافت نامه ای از دانش آموز بازمانده ی مدرسه میناب
وزیرامورخارجه کشورمان در پیامی اینستاگرامی از دریافت نامه ای از دانش‌آموز بازمانده ی مدرسه شجره طیبه خبر داد و متن این نامه را منتشر کرد.

به گزارش نبض وطن، عباس عراقچی شامگاه یکشنبه در این پیام آورده است: امروز در حاشیه همایش بین‌المللی «اکوساید؛ جنایت خاموش»، نامه فاطمه‌زهرا شیخ‌آبادی، دانش‌آموز بازمانده مدرسه شجره طیبه میناب، را دریافت کردم.

به گفته عراقچی، او در این نامه از دوستان و همکلاسی‌هایش، نیایش، سوناز، باران و زینب، یاد می‌کند؛ کودکانی که در حمله آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب به شهادت رسیدند. فاطمه‌زهرا نوشته که زنده مانده تا از دوستانش بگوید و یاد آن‌ها را زنده نگه دارد. او از سازمان ملل متحد نیز می‌پرسد چرا در برابر این فاجعه و در حمایت از حقوق کودکان اقدامی نمی‌کند و از مردم ایران می‌خواهد نگذارند دوستانش فراموش شوند.

پیام اینستاگرامی عراقچی؛ نامه ای از میناب به وزیر امور خارجه

وی افزود: برای من وهمکارانم در وزارت امور خارجه، دریافت این نامه مسئولیتی فراتر از همدردی در قبال کودکان شهید میناب است؛ مسئولیت واقعی ما ثبت حقیقت، پیگیری حقوقی و بین‌المللی این جنایت و پاسخ‌گو کردن عاملان و آمران آن جنایت است.

وزیرامورخارجه کشورمان خاطر نشان کرد: نام کودکان میناب و لامرد نباید تنها در خاطره‌ها زنده بماند؛ این نام‌ها باید در مسیر دادخواهی نیز ماندگار شوند. وظیفه خود می‌دانم صدای فاطمه‌زهرا و روایت کودکان میناب را به مجامع بین‌المللی برسانم و اجازه ندهم گذر زمان، حقیقت این فاجعه و ضرورت پاسخ‌گویی در قبال آن را به حاشیه براند.

متن اصلی و کامل نامه ی  فاطمه‌زهرا شیخ‌آبادی به شرح زیر است :
دوباره روی نیمکت نشستم، به جای خالی بغل دستم نگاه می‌کنم. منتظر بارانم، از پنجره بیرون رو می‌بینم. باران قاسمی غایب … ولی من… من، فاطمه‌زهرا شیخ‌زاده هستم.

یکی از دانش‌آموزان بازمانده مدرسه شجره طیبه می‌باشم. مدرسه‌ای که تا قبل از صبح نهم اسفند و حمله موشکی آمریکایی‌ها جایی بود که کنار دوستانم نیایش، سونار سالاری، زینب مکی‌زاده، باران قاسمی و بقیه درس می خون دیم، می خندیدیم، با برگ‌های درخت نخل دست‌بند درست می‌کردیم و بازی می‌کردیم. اما حالا من زنده موندم و اون‌ها دیگه نیستن.

هر بار که به دوستام فکر می‌کنم، از خودم می‌پرسم: چرا من هنوز اینجام و اون‌ها نیستن؟ شنیده بودم سازمان ملل متحد برای کودکان ارزش قائل است. شنیده بودم هر کودکی حق داره درس بخونه و بازی کنه. اما هنوز کسی به من نگفته که چرا چنین اتفاقی باید برای ما می‌افتاد؟ چرا ما دیگه نمی‌تونیم کنار هم باشیم؟

حالا من زنده‌ موندم که از دوستانم بگم. از نیایش، سونار، زینب، باران، و همه اونایی که موشک‌های آمریکایی ج شدونشون رو گرفتن! لطفاً نگذارید دوستان من فراموش بشن.

لینک کوتاه : https://www.nabzevatan.ir/?p=208663

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.