به گزارش نبض وطن به نقل از ایرنا، کریم امینی کارگردان فیلم سینمایی «قسطنطنیه» درباره این فیلم گفت: هدف اصلی من از ابتدا این بود که اثری با استانداردهای قابلقبول و حرفهای تولید شود و در این مسیر همکاری با پژمان جمشیدی نیز برایم اهمیت ویژهای داشت. با این حال متأسفانه شرایطی بهوجود آمد که این همکاری تحتتأثیر برخی مسائل و حواشی قرار گرفت اما با وجود همه حواشی، پژمان بازهم همه انرژیاش را گذاشت و پای کار ایستاد. بهویژه که رسالت ما و این فیلم خوش کردن حال مخاطب برای دور شدن از فضای ملتهب جامعه بود. بهنظر میرسد بخشی از این اتفاقات ناشی از حبوبغضها و فضای حاکم بر سینما بود. در سینما گاهی شاهد این هستیم که برخی تهیهکنندگان یا فعالان این حوزه، در ابتدا از حضور چند بازیگر حمایت میکنند؛ اما در ادامه آنها را به حال خود رها میکنند در حالی که در مقاطع حساس نه حمایتی صورت میگیرد و نه همراهی و رفاقتی دیده میشود. این روند تا زمانی ادامه دارد که آن بازیگر بتواند از نظر اقتصادی برای آنها منفعت ایجاد کند و پس از آن این حمایتها کمرنگ یا قطع میشود. این نوع نگاه بهنظر من از چالشهای جدی فضای حرفهای سینماست که میتواند هم به روند تولید آثار آسیب بزند و هم بر مسیر حرفهای بازیگران تأثیر منفی بگذارد.
پژمان جمشیدی همه انرژیاش را گذاشت و پای کار ایستاد
او در توضیح بیشتر درباره همکاری با پژمان جمشیدی در فیلم «قسطنطنیه» هم عنوان کرد: همچنان معتقدم پژمان یکی از بازیگران درجه یک سینمای ایران است که هم در ژانر کمدی و هم در آثار اجتماعی تواناییهای قابل توجهی دارد. خوشبختانه در ادامه بخشی از مشکلات برطرف شد و در نهایت شرایطی فراهم شد که بتوانم فیلم «قسطنطنیه» را در کشور ترکیه به مرحله تولید برسانم. البته این پروژه با حواشی و برچسبزنیهای متعددی همراه بود و در طول مسیر با چالشهای مختلفی مواجه شدیم. با این وجود، آقای چلبیانلو، تهیه کننده فیلم با رویکردی حرفهای و همراهی صمیمانه، پای کار ایستادند و نقش مهمی در به سرانجام رسیدن فیلم ایفا کردند. به نظر میرسد مخاطبان از کمدیهایی که به زندگی و فضای عامه مردم نزدیکتر است، استقبال میکنند و این نوع آثار میتوانند ارتباط بهتری با تماشاگر برقرار کنند.
وی همزمان با اکران آنلاین این فیلم در فیلیمو اظهار کرد: در مقابل اگر به تاریخ سینمای ایران نگاه کنیم، نمونههای موفق و ماندگاری از کمدی وجود دارد آثاری مانند «اجارهنشینها»، «مهمان مامان» و… که هر یک علاوه بر ایجاد لحظات طنز، دارای لایههای عمیق اجتماعی نیز هستند و توانستهاند تأثیر قابل توجهی بر مخاطب بگذارند. این نشان میدهد که کمدی، در صورت برخورداری از کیفیت و اندیشه، میتواند بسیار اثرگذار و ماندگار باشد. در واقع اگر فیلمساز بتواند در بستر زبان کمدی به نقدهای اجتماعی نیز بپردازد، به دستاوردی ارزشمند رسیده است. از سوی دیگر، انتظار مخاطب از فیلم کمدی، خندیدن است؛ بنابراین اگر اثری نتواند این انتظار را برآورده کند چه به دلیل بهروز نبودن نگاه کارگردان، چه به دلیل ناآشنایی با مخاطب هدف و چه بهواسطه ضعف در ساختار تولید طبیعتاً با واکنش منفی مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی حتی بازیگران نیز ناچار میشوند بهصورت تصنعی در پی خنداندن مخاطب باشند که این امر، خود به ضعف اثر دامن میزند.
امینی ادامه داد: با این حال اگر نگاه منصفانهای وجود داشته باشد، نمیتوان منکر این شد که کمدیهای باکیفیت و استاندارد که حرفی برای گفتن دارند، نقش مهمی در پویایی سینما ایفا میکنند. بهویژه در سینمای ایران، اتکای صرف به فیلمهای اجتماعی نمیتواند چرخ این صنعت را به حرکت درآورد و حضور آثار کمدیِ قوی و مخاطبپسند امری ضروری و اجتنابناپذیر است.
این کارگردان سینما تأکید کرد: بهنظر من لازم است نگاهها نسبت به سینمای کمدی، عادلانهتر، منصفانهتر و تا حدی همراه با مدارا باشد، نه صرفاً بیرحمانه و تخریبی. در نهایت یک تهیهکننده با سرمایه شخصی وارد این حوزه شده و طبیعی است که انتظار بازگشت سرمایه داشته باشد. از سوی دیگر، همه آثار کمدی نیز الزاماً با موفقیت تجاری مواجه نمیشوند در چنین مواردی، بهجای رد کامل اثر، بهتر است بهصورت دقیق آسیبشناسی شود که چرا فیلم نتوانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند.
«فسیل» توانست ۷ میلیون مخاطب را به سالن سینما بکشاند
کارگردان فیلمهایی چون «مرد عینکی» و «قسطنطنیه» درباره برخی نقدها به فیلمهای کمدی توضیح داد: بیتردید نقد به آثاری که با برچسب کمدی تولید میشوند اما به ابتذال نزدیک میشوند، وارد است. این پرسش جدی وجود دارد که چرا چنین آثاری ساخته میشوند و چگونه میتوان از تکرار آنها جلوگیری کرد. از سوی دیگر باید توجه داشت که سطح سلیقه و انتظار مخاطبان نیز ارتقا یافته است. مخاطبان امروز با تماشای آثار متنوع داخلی و خارجی، معیارهای بالاتری برای ارزیابی کیفیت دارند و همین امر مسئولیت فیلمسازان را سنگینتر میکند. در عین حال، لازم است میان آثار ضعیف و آثار موفق تمایز قائل شد. وقتی فیلمی مانند «فسیل» توانسته ۷ میلیون مخاطب را به سالن سینما بکشاند، این خود نشانه وقوع یک «اتفاق» مهم است که نمیتوان آن را نادیده گرفت یا بهسادگی با برچسبهای کلی رد کرد. استقبال گسترده مخاطبان، حاکی از آن است که اثر به هر دلیل توانسته با بخشی از جامعه ارتباط برقرار کند و این موضوع نیازمند تحلیل و بررسی دقیق است، نه صرفاً قضاوتهای شتابزده.

