به گزارش نبض وطن، حفاظت از جنگلها و ذخایر ژنتیکی آنها، امروز یکی از دغدغههای مهم در حوزه منابع طبیعی است. ذخیره ژنتیکی به زبان ساده یعنی ویژگیهای ارزشمند و موروثی گیاهان که میتواند برای ادامه حیات، سازگاری با محیط و حتی بازسازی طبیعت در آینده اهمیت داشته باشد. درختان کهنسال، به دلیل عمر طولانی خود، سالها در برابر گرما، سرما، کمآبی، آفات، بیماریها و تغییرات محیطی دوام آوردهاند. همین پایداری نشان میدهد که آنها فقط چند درخت قدیمی نیستند، بلکه گنجینههایی زنده از توان سازگاری طبیعت به شمار میروند. شناسایی، حفظ و تکثیر چنین درختانی میتواند برای هر کشور بسیار ارزشمند باشد، زیرا از دست رفتن آنها تنها به معنای حذف یک درخت نیست، بلکه از میان رفتن بخشی از سرمایه طبیعی و ژنتیکی کشور است.
در ایران، بسیاری از درختان کهنسال در طول تاریخ مورد احترام مردم بودهاند و برخی از آنها با باورهای فرهنگی و مذهبی مردم پیوند خوردهاند. همین جایگاه اجتماعی باعث شده است که قطع یا حذف این درختان در مناطق مختلف حساسیتبرانگیز باشد. برخی از این درختان به دلیل قدمت، ویژگیهای طبیعی، تاریخی یا فرهنگی در فهرست میراث طبیعی ملی ثبت میشوند. با این حال، ثبت ملی بهتنهایی برای ماندگاری آنها کافی نیست. این درختان اغلب از سن دیرزیستی عبور کردهاند و وارد دوره کهنسالی شدهاند؛ دورهای که در آن مشکلاتی مانند پوسیدگی درونی، ضعف عمومی، حساسیت به آفات و بیماریها و آسیبپذیری در برابر تنشهای محیطی بیشتر میشود. از سوی دیگر، خشک شدن هر درخت کهنسال از نظر مالی نیز خسارت سنگینی دارد. وقتی ارزش یک درخت ۲۰ ساله در فضای سبز شهری چند دهمیلیون تومان برآورد میشود، از بین رفتن درختی چندصدساله میتواند هزینهای پنهان و بسیار سنگین به شهرها و روستاها تحمیل کند.
در همین زمینه، محمدرضا نعمتاللهی، دانشیار پژوهش در بخش تحقیقات گیاهپزشکی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان، همراه با دو همکار خود از همان مؤسسه، تحقیقی درباره تهدیدهای زیستی و غیرزیستی درختان کهنسال ثبتشده در آثار ملی انجام دادهاند. این پژوهش به جای پرداختن کلی به همه درختان کهنسال کشور، بر نمونههایی از درختان چنار و توت در منطقه لنجان اصفهان تمرکز داشته است. هدف اصلی آن بوده که وضعیت رشد، سلامت و مشکلات این درختان بررسی شود و روشن شود چه عواملی ادامه زندگی آنها را تهدید میکند.
چنار در ایران از فراوانترین درختان کهنسال شناساییشده است و به دلیل ریشههای قوی و سازگاری با شرایط مختلف، در بسیاری از مناطق دیده میشود. توت نیز درختی قدیمی، مقاوم و کمنیاز است که در بسیاری از نقاط جهان رشد میکند و گاهی به عنوان درختی سایهدار و زینتی استفاده میشود.
روش انجام این پژوهش بر پایه بازدیدهای میدانی بود. پژوهشگران به محل استقرار درختان رفتند و وضعیت ظاهری، شرایط محیطی و نشانههای آسیب را بررسی کردند. درختان مورد بررسی شامل چنارهای کهنسال روستاهای خشوئیه و همام در شهر باغبهادران، پیرچنار کلهمسیح در شهر زایندهرود و یک درخت توت کهن۶سال در شهر چرمهین بودند. این درختان همگی در فهرست طبیعی ملی کشور ثبت شدهاند. در این بررسی، فقط به ظاهر درختان توجه نشد، بلکه عواملی مانند وضعیت خاک و ریشه، فضای اطراف تنه، شیوه آبیاری و تغذیه، نشانههای آفات، علائم بیماریهای گیاهی، آثار خشکسالی و دخالتهای انسانی نیز مورد توجه قرار گرفت. به این ترتیب، پژوهشگران تلاش کردند تصویری واقعی از مجموعه فشارهایی به دست آورند که این درختان با آن روبهرو هستند.
یافتههای پژوهش نشان دادند که برای حفظ این درختان، مدیریت ساده و پراکنده کافی نیست و باید مجموعهای از اقدامات منظم انجام شود. اصلاح شرایط خاک و ریشه، تغذیه هدفمند، پایش دورهای، مبارزه با آفات و بیماریها، استفاده از روشهای نوین برای ترمیم تنه و آموزش مردم و مسئولان از جمله اقداماتی است که ضروری دانسته شده است. آفات چوبخوار و پوستخوار، یعنی حشراتی که به چوب یا پوست درخت آسیب میزنند، در کنار بیماریهایی مانند پوسیدگی طوقه و شانکر تنه، از تهدیدهای مهم شناساییشده بودند.
نتیجهگیری پژوهش تأکید میکند که درختان کهنسال فقط داراییهای طبیعی نیستند، بلکه بخشی از میراث فرهنگی و زیستمحیطی کشور به حساب میآیند. بررسیهای میدانی نشان داده است که این درختان با تنش آبی، کمبود تغذیه مناسب، بیماریهای قارچی، آفات و مداخلههای نادرست انسانی روبهرو هستند. برای حفاظت از آنها باید علم، فرهنگ و مدیریت شهری و روستایی در کنار هم قرار گیرد. بیتوجهی به این ذخایر زنده میتواند خسارتهایی ایجاد کند که جبران آنها بسیار دشوار یا حتی ناممکن باشد.
اطلاعات تکمیلی پژوهش نیز حاکی از آن هستند که مشکلات این درختان فقط به یک عامل محدود نیست. یکی از مسائل مهم، نامشخص بودن سن دقیق آنهاست. با وجود ثبت در فهرست ملی، سن برخی درختان تنها بر اساس اطلاعات محلی برآورد شده است؛ برای نمونه، سن پیرچناران روستای همام حدود ۴۰۰ تا ۶۰۰ سال ذکر شده بود. مشکل دیگر، محصور شدن درختان با رفوژهای سیمانی و باغچههای کوچک است. در برخی موارد، بخشهایی از تنه و ریشه زیر بتن قرار گرفتهاند. این وضعیت تنفس ریشه، آبیاری و کوددهی را دشوار میکند و به ضعف عمومی درخت میانجامد. فشردگی خاک و تهویه نامناسب نیز باعث کاهش جذب آب و مواد غذایی، کند شدن رشد و خشکیدگی شاخهها میشود.
از سوی دیگر، تغذیه درختان کهنسال اغلب نادیده گرفته میشود. در بسیاری از درختان بررسیشده، عارضه کلروز دیده شده بود؛ حالتی که در آن فاصله میان رگبرگهای برگ زرد میشود، در حالی که خود رگبرگها سبز میمانند. این وضعیت میتواند نشانه کمبودهایی مانند کمبود آهن باشد و در حالت شدید، به سفید شدن برگها و ریزش زودهنگام آنها منجر شود. تغییر اقلیم و خشکسالی نیز فشار دیگری بر این درختان وارد کرده است. گرمای شدید نیاز آبی درخت را بالا میبرد و اگر آب کافی فراهم نشود، درخت با تغییر رنگ برگها و خزان زودرس واکنش نشان میدهد. همچنین، مجاورت برخی درختان کهنسال با جنگلهای دستکاشت صنوبر، بهویژه در روستای خشوئیه، احتمال انتقال آفات چوبخوار، پوستخوار و قارچهای پوسیدگیزا را افزایش داده است.
بخش مهم دیگری از مشکلات به رفتارهای انسانی و برخی باورهای محلی مربوط میشود. در مواردی، مردم به دلیل مقدس دانستن این درختان، داخل تنه توخالی آنها نذری پختهاند و همین کار باعث آتشسوزی درون درخت شده است. سپس برای ترمیم، حفره تنه با سیمان پر شده که از نظر علمی مناسب نبوده، زیرا میتواند رطوبت داخل تنه را افزایش دهد و محیط را برای گسترش پوسیدگی آمادهتر کند. این نمونهها نشان میدهند که علاقه و احترام مردم به درختان کهنسال، اگر با آموزش درست همراه نباشد، گاهی ناخواسته به آسیب تبدیل میشود. بنابراین، حفاظت واقعی از این درختان فقط با ثبت ملی انجام نمیشود، بلکه نیازمند مراقبت تخصصی، آگاهی عمومی، برنامهریزی محلی و همکاری مسئولان است.
مقاله علمی پژوهشی برگرفته از این نتایج در نشریه «طبیعت ایران» منتشر شده است؛ نشریهای وابسته به مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور که در حوزه منابع طبیعی، پوشش گیاهی و مسائل مرتبط با طبیعت ایران فعالیت دارد.
