به گزارش نبض وطن به نقل از مرکز اطلاع رسانی فلسطین ؛ صلاح عبد العاطی، رئیس هیئت دفاع از حقوق ملت فلسطین “حشد” می گوید ، در سال گذشته میلادی حدود ۲۰ قطعنامه بینالمللی به نفع فلسطین صادر شده که دستکم ۱۶ مورد آن به تأیید سازمان ملل متحد رسیده است. با این حال، اکثریت قریب به اتفاق این قطعنامهها به دلیل سرسختی “اسرائیل” و نبود فشار مؤثر بینالمللی، هرگز به مرحله اجرا نرسید.
او از قطعنامه ۱۹۴ درباره حق بازگشت آوارگان فلسطینی، تمدید مأموریت آنروا، و نیز تصمیمهایی درباره حق تعیین سرنوشت و حقوق غیرقابل سلب ملت فلسطین به عنوان نمونههای برجسته یاد میکند؛ تصمیمهایی که بر غیرقانونی بودن اشغالگری و ضرورت پایان آن تأکید دارند و حتی نظر مشورتی دیوان بینالمللی دادگستری را تثبیت میکنند، اما در عمل بیاثر ماندهاند.
عبدالعاطی همچنین به قطعنامه ۲۸۰۳ اشاره میکند که خواستار تثبیت آتشبس در غزه، ورود کمکهای انسانی، ایجاد نیروی ثبات، تضمین عقبنشینی “اسرائیل” و فعالسازی ساز و کارهای صلح بینالمللی است. با وجود این، “اسرائیل” نه تنها به این الزامات پایبند نمانده، بلکه کوشیده برخی مفاد، به ویژه موضوع «نیروی حفاظت بینالمللی»، را به ابزاری برای تقابل با مردم فلسطین بدل کند.
بنبست سیاسی و ضرورت بازسازی داخلی
از نگاه رئیس هیئت حشد، اجرای این قطعنامهها پیش از هر چیز نیازمند بازسازی اوضاع داخلی فلسطین است: شکلگیری رهبری ملی واحد، توافق بر مرحله انتقالی، و بازسازی نظام سیاسی بر پایه مشارکت ملی و دموکراتیک از طریق انتخابات. او همچنین بر ضرورت ایجاد یک بلوک عربی فعال، گسترش فشارهای بینالمللی، اعمال تحریمها علیه “اسرائیل” و پیگیری حقوقی جنایتها در دیوان کیفری بینالمللی تأکید میکند.
نبود اراده؛ مشکل اصلی
در همین چارچوب، خالدیه ابوبکر، هماهنگ کننده جنبش «زنان فلسطین – کرامت» و عضو حزب چپ متحد اسپانیا، ریشه بحران را در فقدان اراده سیاسی جهانی میداند. به گفته او، با وجود اهمیت حقوقی تصمیمهای صادر شده از سوی دیوانهای بینالمللی و مجمع عمومی سازمان ملل، این تصمیمات فاقد بازوی اجرایی هستند و در برابر استانداردهای دوگانه جهانی رنگ میبازند.
ابوبکر میگوید جامعه جهانی دههها است قطعنامههایی روشن علیه نقض حقوق فلسطینیان صادر کرده و اکنون میتوان از کتابخانهای کامل از این متون سخن گفت؛ اما در مقابل، تحریمهای سخت علیه کشورهایی چون ونزوئلا، کوبا، ایران و روسیه اعمال میشود و “اسرائیل”، با وجود تداوم نقض فاحش حقوق بشر، از هرگونه مجازات مؤثر مصون میماند. به باور او، منافع سیاسی و اقتصادی، نه اصول عدالت، موتور محرک نظام بینالملل امروز است.
فشار افکار عمومی؛ عامل تغییر
این فعال سیاسی تأکید میکند که پیشرفتهای محدود حقوقی، از جمله برخی شناساییهای بینالمللی، بیش از آنکه محصول بیداری اخلاقی دولتها باشد، نتیجه مستقیم فشار افکار عمومی جهانی است؛ فشاری که پس از نبرد «طوفان الاقصی» به اوج رسید و معادلات سیاسی را تکان داد. حتی ابتکارهای آتشبس پیشنهادی از سوی بازیگران بینالمللی، به باور او، تلاشی برای مهار خشم عمومی جهانی و کاستن از هزینههای سیاسی حمایت از “اسرائیل” بوده است.
ابوبکر این تغییر در آگاهی عمومی غرب را یک دستاورد راهبردی میداند که باید بر آن سرمایهگذاری کرد. به باور او، تنها با تداوم فشار مردمی جهانی، وحدت موضع فلسطینی و تقویت حضور رسانهای و سیاسی در همه عرصهها است که میتوان قطعنامهها را از متون حقوقی معلق، به واقعیتی اجرایی بدل کرد؛ مسیری که در نهایت میتواند به تحقق حقوق ملت فلسطین و شکلگیری کشور مستقل با پایتختی قدس بینجامد.




