به گزارش نبض وطن، در این راستا، ابتدا باید دست اقتصاد ایران را از زیر ساطور درهم امارات خارج کرد و امارات بین رابطه با ایران و بینالمللی کردن موضوع جزایر یکی را انتخاب کند! در این یادداشت توضیح میدهم باید اساتژی جدید ایران متناسب با اهداف و عملکرد امارات باشد و نه سخنان اماراتیها در اتاقهای دربسته! یا دید سنتی ما به امارات دهه پنجاه! اهمیت و موقعیت پهنه ژئوپلیتیکی ایران بالفعل از یکطرف با مجموعهای از ویژگیهایش و ضعف ساختاری و ژئوپلیتیکی کشورهای حاشیه جنوب خلیجفارس در نقطه مقابل ایران قرار دارد.
و از طرف دیگر به طور بالقوه بزرگین، مهمین و قدرتمندین عامل تاثیرگذار بر تحولات سیاسی اجتماعی و امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقهای وبینالمللی است که وقتی با عوامل سیاسی و توازن قوا در دوطرف آبراه و مطامع نیروهای خارجی پیوند میخورد به پیچیدگی بیش میانجامد. در چنین فضایی قدرتهای خارج منطقه و همسایگان ایران درصدد هستند از هر فرصتی و مخصوصا در زمان حداکثری شدن مشکلات داخلی و حداقلی شدن انسجام ملی، برای تضعیف بیش ایران از این شرایط برای ایجاد توازنی جدید سوءاستفاده نمایند!
مخصوصا وقتی موضوع ادعای امارات را نه از منظر یک کشور بلکه از منظر یک بلوک سیاسی خواهان کاهش قدرت و نقش آفرینی ایران با سردمداری امریکا و اسراییل حتی به قیمت تجزیه ایران نگاه کنیم!
مخصوصا اگر به موقعیت و اهمیت اساتژیک جزایر سهگانه و علاقه و اهداف امریکا در تثبیت موقعیت و حضور خود در چنین جزایری هم امعان نظر داشته باشیم. به اهداف بینالمللی کردن موضوع جزایر ایرانی و به عنوان اهرم فشار علیه ایران در توازن منطقهای به میتوان پی برد. و این درحالی است که با امارات جدیدی روبهرو هستیم که جاهطلبیها و بلندپروازیهایش که با حمایت امریکا در یمن، لیبی و سودان دنبال میشود او را حتی مقابل عربستان نیز قرار داده است! امارات جدیدی که با امارات شیخ زاید دهه پنجاه و شصت شمسی کاملا متفاوت است! ماندن در تاریخ و دیدن امارات در چارچوبی که به شیخ زاید نگاه میکردیم، خطای بزرگی است!
هماکنون امارات در تمامی حوزههای امنیت ملی ایران و ازجمله وابسته کردن و حداقل شرطی کردن اقتصاد ایران به درهم و نیز حضور در حوزههای قدرت خارجی ایران روبهرو هستیم! با اماراتی روبهرو هستیم که حتی اگر خودش هم بخواهد از این ادعا عقبنشینی و صرفنظر کند که نمیکند، نیروهای منطقهای و بینالمللی به او این اجازه را نمیدهند! و خواهان دنبال کردن این پرونده برای فشار بر سیاست خارجی ایران هستند! بخشی از فلسفه وجودی امارات توسعه یافته، با اقتصاد قوی و انبارهای تسلیحاتی، همین است که ایران را مشغول نموده و چرخ ارابه سیاست خارجیاش را در گل نگه دارد!
حتی اگر ادعا کنم آن یکهتازیهایش در یمن، لیبی، سودان، سوریه و عراق هم برای عرض اندام در مقابل ایران است، خیلی بیراه نیست! پس این امارات جهش یافته که نه تنها خود را اماراتی که ما میشناختیم، نمیداند و به دلیل اقتصاد و جاهطلبیهای سرزمینی خود را در منطقه و جهان در موقعیتی بر میبیند بلکه با این مطامع و اهداف سرزمینی در خلیجفارس و سایر نقاط دنیا دست به ایجاد اهرم قدرت برای بازیگری و نقشآفرینی میزند و برای حفظ دست بر در سودان، دست به دامن مزدوران کلمبیایی میشود! این امارات اکنون ایران را در شرایطی میبیند که به ظنش به آن اجازه میدهد تا به نفوذ و قدرت نرمش، دست به تغییر توازن ژئوپلیتیکی در منطقه از طریق این ادعا در قضیه جزایر سهگانه ایرانی بزند!
البته جدای از این نکات عامل دیگری که به امارات جرات میبخشد که پلهپله یارگیریهای خود را افزایش دهد میتواند این باشد که امارات در نگاه کلان و آیندهنگری خود و تحت خیز اسراییل و یکهتازی امریکا در شکلدهی به نظم جدید منطقهای با محوریت منافع اسراییل، چشمانداز دیگری فرا روی منطقه میبیند که منطقه خلیجفارس در آستانه تغییرات و تحولاتی ژئوپلیتیکی مهمی قرار دارد که به نظرش از هماکنون میطلبد مقدمات بهرهبرداری از آن شرایط و نیز تضییقات اوضاع داخلی و خارجی ایران را به نفع خود به ویژه در مسائل اختلافی فراهم کند.
امارات با یک اساتژی همهجانبه علیه ایران به گونهای عمل کرده که علاوه بر وابسته کردن اقتصاد ایران به اقتصاد امارات و تقویت درهمتنیدگی و چسبندگی منافع بازیگران شرق و غرب با این کشور شرایط را به گونهای رقم زده که با وجود مشارکت آشکارش در فجایع دردناک و جنایتهای جنگی نیروهای واکنش سریع سودان که تحت حمایتش است، امریکا و سایر قدرتهای خارجی اصلا به روی آن نمیآوردند و حتی در انتقادهای خود در قبال اوضاع اسفبار سودان هم نامی از امارات برده نمیشود!
اهداف امارات!؟
هدف اصلی، اساتژیک و دوربرد محمد بن زاید برای به دست گرفتن و دنبال نمودن پرونده جزایر سهگانه، نه صرفا حاکمیت بر این سه جزیره است که میداند ایران به هیچ قیمتی نخواهد داد! بلکه ایجاد وحدت بین امارتهای هفتگانه و در قدم بعدی خلاص کردن این کشور از امیرنشینی و تبدیل آن به کشوری پادشاهی به رهبری فرزندان شیخ زاید و ابوظبی است!
به یاد داشته باشیم اولا قانون اساسی امارات موقت است و ثانیا پایتختی ابوظبی نیز موقت است و طبق بیانیه اتحاد سال ۱۹۷۱ این هفت امیرنشین باید یک شهر جدید برای پایتخت ساخته شود که طبعا با دستاندازی ابوظبی و برای تامین هدف فوق، نه قانون اساسی دایمی شده و نه پایتخت اصلی و دایمی ساخته شده است! و اما اهداف تبعی و درجه دوم امارات در قضیه جزایر، صرفا این نیست که به دنبال دستیابی به آنها و حل یک موضوع اختلاف سرزمینی باشد! بلکه فرا از آن از این پرونده جزایر به عنوان تقویت اهرم بازدارندگی در مقوله ضعف ژئوپلیتیکیاش در مقابل ایران استفاده و اهداف زیر را دنبال میکند:
در بخش حقوقی، در سه مرحله به تیب با رضایت طرفین موضوع به دیوان دادگسی بینالمللی برود، یا با لابی و اجماعسازی نظر شورای امنیت که پرونده جزایر از سال ۱۹۷۱ در آنجا باز است و مجمع عمومی برای اخذ نظر مشورتی مساعد کند یا با تبدیل این مساله از اختلاف بین دو کشور به پروژه امنیتی به عنوان تهدید صلح و امنیت بینالمللی حرکت کند! اما در بخش سیاسی، هدف زنده نگه داشتن موضوع در افکار عمومی، تبدیل موضوع جزایر از دوجانبه به منطقهای و بینالمللی و تکمیل تدریجی مینولوژی یک فرآیند پیچیده حقوقی بینالمللی است، زیرا در بیانیههای ابتدایی موضوع جزایر مساله (Issue) بین دو کشور بود و سپس به اختلاف (Dispute) تبدیل شد و هماکنون با توسعه یارگیری و شدید شدن تدریجی متون بیانیهها، موضوع جزایر از اختلاف تبدیل به جزایر اشغال شده (Occupied) گردیده است و امارات به تدریج و با صبوری درصدد نهادینه کردن آن در افکار عمومی و متون منطقهای و بینالمللی است!
ایران چه کند!؟
جزایر باتوجه به سوابق و حالت نوستالژیک ایرانیان در مورد مسائل سرزمینی ازجمله عهدنامههای گلستان و کمنچای، هرات، بحرین و… دیگر از مقولات جام زهری نیست! بلکه دارای تبعات امنیت ملی و آثار دومینویی و لرزان کردن پایههای حکومتی است! لذا موضوع و دفاع از اصل سرزمینی جزایر در بین ایرانیها با هر تفکر از مقولات اجماعساز است و مردم پشت هر تصمیم حکومتی میایستند. مهم آن است که از طریق دیدن جزایر در حوزه امنیت ملی ایران، با تصحیح راهبردها و روشها در این زمینه به مردم اعتماد کنیم و حکومت اقداماتی در سیاست داخلی و خارجی اتخاذ کند که عزم ملی را پشت جزایر بیاورد. لذا بخش عمده راهحل موضوع جزایر که در این اساتژی جدید باید دیده شود، داخلی و از طریق مردمی و مسکونی کردن جزایر به جای حفظ شاکله نظامی، انتظامی آن از طریق سرمایهگذاریهای بخش خصوصی و ویج زندگی طبیعی از طریق توسعه زیر ساختهای بخش خدمات و ازجمله گردشگری است که باتوجه به علاقه مردم ایران به این جزایر، بهین عامل توسعه جزایر و انسجام ملی است.
راهبرد ایران تا به حال جدا کردن موضوع جزایر از رابطه دوجانبه با امارات بوده، اما باتوجه به رویکرد و اهداف امارات در این قضیه منبعد اقدامات ایران باید به گونهای باشد که امارات به خوبی این تغییر اساتژی را درک کند و به هزینه سنگین انتخاب پیگیری قضیه جزایر و رابطه با ایران واقف شود! و این البته الزاماتی در داخل و خارج دارد که ایران باید رعایت و اجرا کند و باید به این نکته که تاثیر امریکا، اسراییل و عربستان بر موضوع جزایر غیرقابل چشمپوشی است، توجه کند و این موضوع را همراه این سوال که چرا طرفهای خارجی از چین و روسیه و اروپا، اینچنین در این قضیه به این شکل آشکار و بیپرده به سمت امارات متمایل شده و در مقابل به مواضع ایران بیتوجه هستند، در اساتژی بعدی خود مطمحنظر قرار داده و در محاسباتش وارد کند و در این راستا در هر گونه جداسازی امارات از هر یک از این سه کشور فوق، با سیاستهای متفاوت فعالانه وارد شده و به این جداسازی که تناقضگونه نیز هست، اهمیت دهد. این اساتژی جدید باید سبب شود تا کشورهایی نظیر قطر و عمان که رابطه بهی با ایران دارند متوجه جدیت موضوع برای ایران و وخامت اوضاع شوند و بیش از این با امارات همراهی نکنند.
بیانیه اخیر شورای همکاری و مواضع نسبتا تند و بعضا جدید و بیسابقه علیه ایران در ارتباط با جزایر ایرانی در شرایطی انتشار یافته که توسعهطلبی داخلی و خارجی اسراییل در منطقه بیش از همیشه است و برخی سیاستمداران ایرانی به غلط تصور میکردند که کشورهای عرب حاشیه جنوبی خلیجفارس در شرایطی که ظاهرا نگران خطرات اسراییل برای منطقه و امنیت خود هستند، تغییری در سیاستهای ضد ایرانی خود خواهند داد و به همکاری با ایران متمایل خواهند شد. این تصورات یکی از دلایل سفرهای متعدد مقامات ایرانی به این کشورها طی دو سال اخیر بود. این درحالی است که روشن بود در دیدگاههای آنها نسبت به ایران و سیاستهای منطقهایاش حتی در وضعیت آسیبدیدگی هم هیچ تغییری رخ نداده است و همین برداشت غلط و بعضی روابط ناسالم و منافع اقتصادی همراه اقدامات احساسی و هیجانی بخش در کشور اجازه نداده ایران دارای یک اساتژی جامع، کارآمد و بهروز شده باشد و از کارتهای قدرت نرم و سخت خود بهخوبی و بهموقع در جهت تامین اهداف ملی و مخصوصا حل منطقی موضوع جزایر ایرانی، استفاده کند.
استاندار پیشین هرمزگان و دیپلمات بازنشسته
