• امروز : چهارشنبه - ۱۷ دی - ۱۴۰۴

درباره ربوده‌شدن مادورو

  • کد خبر : 162656
  • 16 دی 1404 - 9:48
درباره ربوده‌شدن مادورو
اقدام ترامپ به ربودن یک رئیس کشور از محل زندگی‌اش، جهان را تکان داده‌ است. او پیش از این نیز نشان داده‌ بود که احترامی برای قواعد نظام بین‌المللی لیبرال که حاکمیت ملی و اصل برابری و تمامیت ارضی کشورها مطابق منشور ملل متحد در مرکز آن است، قائل نیست.

به گزارش نبض وطن، اقدام ترامپ به ربودن یک رئیس کشور از محل زندگی‌اش، جهان را تکان داده‌ است. او پیش از این نیز نشان داده‌ بود که احترامی برای قواعد نظام بین‌المللی لیبرال که حاکمیت ملی و اصل برابری و تمامیت ارضی کشورها مطابق منشور ملل متحد در مرکز آن است، قائل نیست. بی‌شک، قرارداشتن چنین فردی در رأس کشوری که دارای قوی‌ترین اقتصاد، قوی‌ترین نیروی نظامی و قوی‌ترین نهادهای اطلاعاتی جهان است، زنگ خطری برای همگان، حتی دوستان آمریکاست. پس از این اقدام تجاوزکارانه، چه تضمینی وجود دارد که فردا دیگر قدرت‌ها نیز خود را از قید حقوق بین‌الملل آزاد تصور نکنند و دست به اقدامات مشابه نزنند؟

برخی ابعاد و درس‌های این اتفاق:

۱. اقدام دولت ترامپ به ربودن یک رئیس‌جمهور مستقر، بدون شک نقض فاحش و بی‌سابقه حقوق بین‌الملل است. صرف‌نظر از بحث‌های معتبر درباره مشروعیت و نحوه حکمرانی مادورو، شکی نیست که بر اثر این اقدام آمریکا سه قاعده آمره و الزام‌آور حقوق بین‌الملل، شامل منع تجاوز مسلحانه، مصونیت عام دولت‌ها و منع آدم‌ربایی غیرقانونی فرامرزی‌ نقض شده‌ است. در حدود ۳۰۰ سالی که از توسعه حقوق بین‌الملل به‌عنوان یکی از دستاوردهای درخشان بشر می‌گذرد، چنین نقض فاحشی توسط یک قدرت بزرگ کمتر سابقه داشته‌ است. این اقدام لطمه‌ای بزرگ به تلاش‌ها برای اعمال حاکمیت قانون در سطح بین‌المللی است و در غیاب اقداماتی جبرانی می‌تواند بدون شک همگان را متضرر کند. از آنجا که حقوق بین‌الملل به‌رغم ضعف‌هایش عملا تنها پناه کشورهای ضعیف و کمتر قدرتمند است، این کشورها باید در جهت محترم‌شمردن آن و کمک به حفظ آن بکوشند.

۲. این تحول، بسته به اینکه تکلیف سیاست و حکومت در ونزوئلا در نهایت‌ چه شود، می‌تواند بر رقابت قدرت‌های بزرگ مؤثر ‌باشد. ونزوئلا در چند دهه گذشته عملا پایگاه مهم چین و روسیه در نیمکره غربی بوده‌ است. ناتوانی این دو قدرت جهانی از حمایت از مادورو، به‌ویژه با توجه به انفعال آنها در حفظ رژیم اسد در سوریه، برای آنها بسیار خسارت‌بار است. چین که بزرگ‌ترین اعتباردهنده به ونزوئلاست، اکنون با عدم قطعیت‌های عمده‌ای در رابطه با حدود ۶۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خود در این کشور نیز مواجه است. تحول اساسی در ونزوئلا می‌تواند تهدیدی نیز برای امنیت انرژی چین باشد. به‌علاوه، قرار گرفتن ونزوئلا به‌عنوان دارنده بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان در مدار آمریکا می‌تواند ژئوپلیتیک انرژی را نیز متحول کند و توان قیمت‌گذاری اوپک و اوپک‌پلاس را به چالش بکشد. اگر آمریکا بتواند اهداف نفتی خود را در ونزوئلا محقق کند، می‌توان انتظار داشت که بهای نفت نیز وارد یک روند نزولی شود.

۳. رفتار قلدرمآبانه ترامپ می‌تواند به شکل‌گیری تدریجی و غیررسمی نوعی ائتلاف جهانی علیه نقض فاحش حقوق بین‌الملل بینجامد. لیبرال‌ها در آمریکا، دولت‌های لیبرال‌دموکرات اروپایی و مناطق دیگر و نیز دولت‌های چپ‌گرا با کمک چین و تا حدود کمتری روسیه‌ و نیز جوامع و کنشگران مدنی در سطح بین‌المللی می‌توانند نقش مؤثری در مهار دولت ترامپ و جریان راست افراطی جهانی ایفا کنند. این جبهه می‌تواند یادآور ائتلاف ضدفاشیستی بین غرب و شوروی در جنگ دوم جهانی باشد. جریان‌های لیبرال در داخل آمریکا اولین مانع در برابر ترامپ هستند. پیروزی ممدانی در انتخابات اخیر شهرداری نیویورک، به‌رغم فعالیت ترامپ علیه او و عنوان فاشیست که ممدانی علیه ترامپ استفاده می‌کند، حکایت از موقعیت خوب لیبرال‌های آمریکایی در این رابطه دارد. همچنین نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد دموکرات‌ها در ارتباط با انتخابات میان‌دوره‌ای در نوامبر، ۱۴ درصد از حزب ترامپ جلوتر هستند. در اروپا نیز با وجود حمایت علنی و شدید ترامپ از راست افراطی، آرای احزاب افراطی از حد ۲۰ تا ۲۵ درصد سنتی فراتر نرفته‌ است. ضرورت شکل‌گیری چنین جبهه‌ای در سطح جهانی ایجاب می‌کند که کشورهایی مانند ایران نیز تحولی در سیاست خارجی خود متناسب با الزامات دوره جدید ایجاد کرده و به نحوی عمل کنند که مددرسان این جبهه باشند. از آنجا که حقوق بین‌الملل به‌رغم ضعف‌هایش عملا تنها پناه این قبیل کشورهاست، محترم‌شمردن آن و کمک به حفظ آن به نفع آنان است.

۴. اکنون علاوه بر نوعی تعلیق حقوق بین‌الملل، قدرت‌هایی مانند چین و روسیه نیز نشان داده‌اند که اراده و توانی برای خنثی‌کردن طرح‌های ترامپ ندارند. دستگیری مادورو و سقوط بشار اسد نشان داد ‌دولت‌های فاقد مشروعیت مردمی تا چه حد آسیب‌پذیر هستند. این دو تحول اگرچه محکوم است، اما امیدوار باشیم که بتواند دولت‌ها را بیش از پیش متوجه اهمیت تنها پناهگاه امن یعنی مشروعیت مردمی و ضرورت تلاش برای کسب مشروعیت مردمی کند. دولت‌ها باید بدانند که در غیاب حمایت مردم خود، روی هیچ عامل دیگری، به‌ویژه در نظام بین‌الملل نمی‌توانند حساب کنند. آنها باید درک کنند که به‌ویژه در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری به مردم خود نیاز دارند. مشروعیت مردمی بزرگ‌ترین سرمایه برای هر دولتی است و هیچ قدرت جهانی تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند تهدیدی جدی برای دولتی باشد که به مردم خود متکی است. اتفاقی را که در ونزوئلا افتاده‌ می‌توان حداقل از این جهت به فال نیک گرفت.

دیپلمات پیشین

لینک کوتاه : http://www.nabzevatan.ir/?p=162656
  • نویسنده : کوروش احمدی

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.