به گزارش خبرنگار نبض وطن، پشت میز کارش پر از پروندههای قطور و کتابهای حقوقی است؛ محسن رستمی با آرامش اما جدیت درباره یکی از حساسترین موضوعات خانواده در ایران صحبت میکند. او که سالها در حوزه حقوق خانواده وکالت کرده، معتقد است مهریه نه یک «بدهی تحمیلی»، که ضمانتی برای امنیت و احترام زن در زندگی مشترک است. در این گفتوگو، رستمی از زاویه حقوقی و اجتماعی به تغییرات پیشنهادی قانون مهریه مینگرد و تأثیر آن بر ساختار خانواده را واکاوی میکند.
آقای رستمی، در لایحه جدید پیشنهاد شده مهریه بیش از یکسان معیاری، قابل وصول نباشد و امکان بازپرداخت اقساطی آن فراهم شود. تحلیل شما از این طرح چیست؟
ببینید، مسئله فقط عدد نیست؛ مسئله فلسفه مهریه است. مهریه در نظام حقوقی ما یک حق مالی زن است که با هدف ایجاد تعادل و امنیت اقتصادی برای او در نظر گرفته شده. وقتی شما سقف میگذارید و میگویید بیش از فلان مبلغ قابل مطالبه نیست، در واقع دارید این حق را تضعیف میکنید. از طرفی، اقساطی کردن ممکن است در عمل، وصول آن را به تعویق بیندازد یا حتی غیرممکن کند.
اما موافقان میگویند مهریههای سنگین مانع ازدواج جوانان شده است.
آمارها نشان میدهد مشکل اصلی ازدواج، بیکاری و تورم است، نه مهریه. وقتی جوانان توانایی خرید مسکن ندارند، کاهش مهریه مشکلی را حل نمیکند. به جای محدود کردن حق زن، بهتر است بیمه مهریه تقویت شود یا سازوکارهای حمایتی از خانوادههای جوان گسترش یابد. متأسفانه این لایحه نشان میدهد قانونگذار به جای حمایت از زنان، میخواهد بار مسئولیت مردان را کم کند.
یعنی شما معتقدید این تغییرات به ضرر زنان است؟
دقیقاً. در جامعهای که هنوز نابرابری اقتصادی بین زن و مرد وجود دارد و بسیاری از زنان پس از طلاق با فقر مواجه میشوند، مهریه یکی از معدود پشتوانههای حقوقی آنهاست. اگر مهریه را کماثر کنیم، زنانی که سالها در خانه کار کردهاند، پس از جدایی با دست خالی رها میشوند. من در پروندههایم موارد زیادی دیدهام که مهریه تنها مانع از رفتارهای تحقیرآمیز همسر شده است.
پس راهکار شما چیست؟
اولاً باید نظام مهریه را به سمت عقلاییتر شدن ببریم، نه تضعیف آن. مثلاً میتوان مهریه را به شاخص تورم پیوند داد تا ارزش واقعی خود را از دست ندهد. ثانیاً، باید نهادهای میانجی مانند دفاتر حل اختلاف را تقویت کنیم تا پیش از طلاق، تلاش برای سازش و توافق منصفانه صورت گیرد. ثالثاً، آموزش حقوق خانواده قبل از ازدواج اجباری شود تا زوجین بدانند مهریه «قیمت زن» نیست، بلکه تضمینی برای احترام متقابل است.
برخی فقها نیز معتقدند مهریه نباید ابزار فشار شود؛ نظر شما چیست؟
در فقه اسلامی مهریه حق زن است و حتی اگر زن نخواهد میتواند آن را ببخشد. اما این بخشش باید از روی اختیار باشد، نه از روی اجبار اجتماعی یا ترس از طلاق. قانون باید از اختیار زن حمایت کند، نه آن را محدود. اگر مردی نگران مهریه سنگین است، میتواند قبل از ازدواج با همسر آیندهاش به توافق برسد. قانون نباید یکجانبه حق یکی را محدود کند.
آیا این تغییرات میتواند طلاق را افزایش دهد؟
ممکن است اثر معکوس داشته باشد. اگر مرد بداند مهریه عملاً تأثیری ندارد، ممکن است راحتتر به سمت طلاق برود. از طرفی، زنی که میداند پس از جدایی هیچ پشتوانهای ندارد، ممکن است سالها زندگی تلخ را تحمل کند. این به ثبات خانواده لطمه میزند.
قانون باید منعکسکننده عدالت باشد، نه اینکه یک طرف معادله را قربانی کند. به جای سقف گذاشتن بر مهریه، بیایید مکانیسمهای اجرایی را بهبود دهیم، بیمه مهریه را فراگیر کنیم و از همه مهمتر، فرهنگ گفتوگو و مسئولیتپذیری در خانواده را ترویج دهیم. زن و مرد باید در کنار هم احساس امنیت کنند، نه اینکه قانون یکی را در مضیقه قرار دهد.
