• امروز : سه شنبه - ۱۴ بهمن - ۱۴۰۴

یافته‌های پژوهش «تجربه زیسته زنان از طلاق»

  • کد خبر : 166494
  • 14 بهمن 1404 - 7:15
یافته‌های پژوهش «تجربه زیسته زنان از طلاق»
محققان در پژوهشی تازه تلاش کرده‌اند با شنیدن روایت زنان، تصویری روشن‌تر از فرایند طلاق ارائه دهند؛ فرایندی پیچیده که فراتر از صدور حکم، تجربه‌ای اجتماعی و روانی محسوب می‌شود.

به گزارش نبض وطن، خانواده به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین نهادهای اجتماعی، همواره نقشی محوری در زندگی انسان‌ها داشته است. با این حال، این نهاد در طول زمان دستخوش تغییرات جدی شده و شکل و کارکرد آن متناسب با تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دگرگون شده است. در چنین شرایطی، طلاق به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی در همه جوامع وجود دارد و پیامدهای آن تنها به پایان یک زندگی مشترک محدود نمی‌شود. طلاق می‌تواند بر سلامت روان افراد، وضعیت اقتصادی، روابط اجتماعی و حتی نگرش جامعه نسبت به خانواده اثر بگذارد. نگاه به طلاق به‌عنوان یک فرایند تدریجی، نه صرفاً یک تصمیم یا حکم لحظه‌ای، کمک می‌کند تا پیچیدگی‌های آن بهتر درک شود و عوامل مؤثر در شکل‌گیری و تداوم آن با دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد.

در سال‌های اخیر، افزایش آمار طلاق در ایران به یکی از دغدغه‌های مهم اجتماعی تبدیل شده است. آمارهای رسمی نشان می‌دهند که نسبت طلاق به ازدواج رشد قابل توجهی داشته و بخش زیادی از این طلاق‌ها در سال‌های ابتدایی زندگی مشترک رخ می‌دهند. نکته قابل توجه، افزایش درخواست طلاق از سوی زنان است؛ موضوعی که برخلاف تصور سنتی، نشان می‌دهد زنان نقش فعال‌تری در تصمیم‌گیری برای پایان زندگی‌های ناسازگار یافته‌اند. این روند با عواملی مانند افزایش سطح تحصیلات، آگاهی حقوقی، استقلال نسبی اقتصادی و کاهش تحمل نسبت به شرایط نامطلوب زناشویی ارتباط دارد. با این حال، زنان در مسیر طلاق با موانع قانونی و اجتماعی بیشتری روبه‌رو هستند، چرا که قوانین موجود، حق طلاق را به‌طور اصلی در اختیار مردان قرار داده و زنان تنها در شرایط خاص می‌توانند از دادگاه درخواست طلاق کنند.

در همین زمینه، مهدیه محمدتقی‌زاده، استادیار مطالعات زنان در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی، به همراه دو همکار دانشگاهی، پژوهشی را درباره تجربه زنان از فرایند دادرسی طلاق انجام داده‌اند. این پژوهش که بر تجربه زیسته زنان تمرکز دارد، تلاش کرده بدون پرداختن صرف به مواد قانونی، نشان دهد طلاق در عمل چگونه و با چه دشواری‌هایی برای زنان همراه است. محققان با تکیه بر روایت‌های شخصی زنان تهرانی، ابعاد پنهان و کمتر دیده‌شده این فرایند را بررسی کرده‌اند و به تأثیر ساختارهای حقوقی و فرهنگی بر زندگی زنان پرداخته‌اند.

بدین منظور، پژوهشگران با ۱۵ زن که یا طلاق گرفته بودند یا در شرف طلاق قرار داشتند، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته انجام دادند. این زنان بین سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ در تهران مراحل دادرسی طلاق را طی کرده بودند. روایت‌های جمع‌آوری‌شده سپس در چند موقعیت اصلی، از آغاز زندگی مشترک تا کشاکش حقوقی برای جدایی، دسته‌بندی و تحلیل شدند.

یافته‌های این پژوهش که در فصلنامه «مسائل اجتماعی ایران» متعلق به دانشگاه خوارزمی انعکاس یافته‌اند، نشان دادند که تجربه زنان از دادرسی طلاق به‌شدت تحت تأثیر عوامل ساختاری، فرهنگی و فردی قرار دارد. اطاله دادرسی، نابرابری‌های جنسیتی در قوانین و روندهای قضایی، و همچنین رفتارهای ناپسند برخی کارکنان دادگاه، از مهم‌ترین عوامل فرساینده این مسیر هستند. در کنار این موارد، انگ‌های اجتماعی نسبت به زنان مطلقه و نگاه منفی جامعه، فشار روانی مضاعفی بر آن‌ها وارد می‌کند و باعث می‌شود طلاق برای بسیاری از زنان به تجربه‌ای طولانی و پرتنش تبدیل شود.

پژوهش نشان می‌دهد که طلاق برای زنان تنها یک اقدام حقوقی نیست، بلکه فرایندی چندوجهی است که هم‌زمان بر روان، احساسات، روابط اجتماعی و وضعیت اقتصادی آن‌ها اثر می‌گذارد. حضور یا نبود حمایت خانوادگی، داشتن وکیل، و حتی شیوه صحبت‌کردن و حضور زنان در جلسات دادگاه، می‌تواند بر روند رسیدگی و تجربه کلی آن‌ها تأثیر بگذارد. بسیاری از زنان برای تسریع جدایی، ناچار به استفاده از راهکارهایی مانند بخشیدن مهریه یا پذیرش توافق‌های پرهزینه می‌شوند.

بنا بر نظرات محققان، ریشه بسیاری از مشکلات، به ساختار حقوقی مردسالارانه و فشارهای فرهنگی بازمی‌گردد. زنان در نظام حقوقی موجود، اغلب باید عسر و حرج خود را اثبات کنند؛ موضوعی که زمان‌بر و فرساینده است و در عمل آن‌ها را در موقعیت آسیب‌پذیر قرار می‌دهد.

در عین حال، این پژوهش به نوعی کنشگری محدود زنان نیز اشاره دارد؛ کنشگری‌ای که در چارچوب قوانین موجود شکل می‌گیرد و نشان‌دهنده تلاش زنان برای بازپس‌گیری کنترل بر زندگی خود است.

از منظر اجتماعی، یافته‌های این مطالعه اهمیت اصلاح قوانین، بهبود رفتارهای قضایی، افزایش حمایت‌های اجتماعی و کاهش انگ‌های فرهنگی را برجسته می‌کنند.

این نتایج نشان می‌دهند که بدون توجه هم‌زمان به ابعاد حقوقی، فرهنگی و روانی طلاق، نمی‌توان از کاهش آسیب‌های آن سخن گفت و بازنگری در سیاست‌گذاری‌ها برای حمایت بهتر از زنان در فرایند طلاق از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

لینک کوتاه : http://www.nabzevatan.ir/?p=166494

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.