• امروز : چهارشنبه - ۲۲ بهمن - ۱۴۰۴

جشنواره فیلم فجر؛ ویترین داخلی یا ابزار دیپلماسی فرهنگی

  • کد خبر : 168004
  • 22 بهمن 1404 - 9:00
جشنواره فیلم فجر؛ ویترین داخلی یا ابزار دیپلماسی فرهنگی
جشنواره فیلم فجر ۴۴ هم به پایان راه رسید، اما این جشنواره به‌عنوان مهمترین رویداد سینمایی کشور، سال‌هاست میان دو کارکرد اصلی معلق مانده است، نمایش دستاوردهای سالانه سینمای ایران و ابزاری برای دیپلماسی فرهنگی. این در حالی است که در تجربه‌های جهانی، جشنواره‌های ملی زمانی اعتبار و اثرگذاری واقعی پیدا می‌کنند که از مرز مصرف داخلی عبور کرده و به نقش فعال و اثر گذار در مناسبات فرهنگی و هنری فراملی تبدیل شوند.

به گزارش نبض وطن، پرسش اساسی اینجاست؛ آیا جشنواره فیلم فجر می‌خواهد و می‌تواند در دیپلماسی فرهنگی کشور نقش موثری ایفا کند؟ و اگر پاسخ مثبت است، این اثرگذاری از کدام مسیر می‌گذرد؟

نخستین خطای رایج، تقلیل دیپلماسی فرهنگی به مضامین فیلم‌هاست؛ گویی صرف پرداختن به موضوعات استراتژیک، تاریخی یا هویتی می‌تواند جشنواره را به ابزار دیپلماسی بدل کند. در حالی که تجربه جشنواره‌هایی چون کن، برلین یا پوسان نشان می‌دهد که دیپلماسی فرهنگی بیش از آنکه در متن فیلم‌ها شکل بگیرد،

در ساختار، شیوه برگزاری و شبکه‌سازی حرفه‌ای جشنواره متولد می‌شود. فیلمی با مضمون بومی یا حتی ملی‌گرایانه، اگر در بستری حرفه‌ای، قابل گفت‌وگو و قابل عرضه به جهان نمایش داده نشود، عملا از دایره دیپلماسی فرهنگی خارج می‌ماند.

جشنواره فجر هنوز بیش از آنکه یک رویداد مهم برنامه‌ریزی‌شده باشد، یک مراسم داخلی شلوغ و پرجمعیت است. نبود بازار فیلم فعال، فقدان پنل‌های تخصصی مشترک با مهمانان خارجی، و محدود بودن ارتباطات حرفه‌ای، باعث شده فجر بیشتر مصرف رسانه‌ای داخلی داشته باشد تا اثرگذاری بیرونی.

اما دیپلماسی فرهنگی نیازمند عوامل یاد شده نیست بلکه عواملی مانند: دعوت هدفمند از پخش‌کنندگان، برنامه‌ریزان جشنواره‌ها و منتقدان خارجی، طراحی بازار فیلم واقعی، نه تشریفاتی و مدیریت آن توسط بخش خصوصی، ایجاد فضاهای گفت‌وگوی حرفه‌ای میان سینماگران ایرانی و خارجی و بازاریابی جدی و حرفه‌ای محصولات در کشورهای منطقه خلیج‌فارس، شمال آفریقا و خاورمیانه و کشورهای فارسی زبان در این زمینه اثرگذاری مناسبی خواهند داشت. عناصری که هنوز در فجر ملی غایب‌اند یا به‌صورت نمادین برگزار می‌شوند.

نسبت سینمای استراتژیک با کیفیت هنری نیز یکی دیگر از عوامل تاثیرگذاری در حوزه دیپلماسی فرهنگی است. در دوره‌های اخیر، به ویزه فجر ۴۴ توجه ویژه به فیلم‌های موسوم به سینمای استراتژیک به‌وضوح دیده می‌شود؛ آثاری که صرف‌نظر از موفقیت یا ضعف در فیلمنامه و ساختار، جایگاه پررنگی در ویترین جشنواره پیدا کردند.

این رویکرد، اگر با استانداردهای حرفه‌ای جهانی همراه نباشد، نه‌تنها به دیپلماسی فرهنگی کمک نمی‌کند، بلکه پیام معکوس می‌فرستد: پیامی مبنی بر ترجیح پیام بر کیفیت. در جهان امروز، کیفیت هنری خود یک ابزار دیپلماسی است.

افتتاحیه، ویترین و سلیقه برگزارکننده نیز سومین عامل مهم و اثرگذار در عرصه دیپلماسی فرهنگی است؛ افتتاحیه هر جشنواره، بیانیه غیررسمی آن جشنواره است. انتخاب فیلم افتتاحیه، مهمانان و لحن مراسم، نشان می‌دهد که برگزارکننده چه تصویری از خود و سینمایش می‌خواهد به جهان مخابره کند. بی‌توجهی به این موضوع، نشانه فقدان استراتژی فرهنگی است، نه صرفا یک خطای اجرایی.

در مجموع، اگر جشنواره فیلم فجر قرار است در دیپلماسی فرهنگی کشور نقش‌آفرین باشد، باید؛ از رویداد نمایشی داخلی به سکوی ارتباطی منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شود، همچنین کیفیت هنری را هم‌سنگ یا حتی مقدم بر ملاحظات شعاری بداند و از همه مهمتر به بازار، شبکه‌سازی و استمرار ارتباطات خارجی فکر کند، نه فقط صرف ۱۰ روز برگزاری جشنواره.

یادمان نرود دیپلماسی فرهنگی، محصول سلیقه، ساختار و گفت‌وگوست؛ نه صرفا محصول نیت؛ جشنواره فیلم فجر هنوز می‌تواند این مسیر را انتخاب کند؛ به شرط آنکه بداند جهان، سینما را نه از روی شعار، بلکه از روی کیفیت و حرفه‌ای‌گری قضاوت می‌کند.

مدرس و منتقد سینما

لینک کوتاه : http://www.nabzevatan.ir/?p=168004

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.