به گزارش نبض وطن، در حالی که رسانه آمریکایی آکسیوس اخیرا از سخنان دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده درباره اعزام ناوگان دریایی آمریکا به منطقه و لزوم گنجاندن برنامه موشکی ایران در هرگونه توافق خبر داده، نگاهی به مواضع چند روز گذشته رئیس جمهور ایالات متحده نشان میدهد وی بارها بر هستهای بودن مذاکرات تاکید کرده و حتی در پاسخ به سوال خبرنگاری در هواپیمای ریاست جمهوری مبنی بر اینکه آیا واشنگتن میتواند به یک توافق صرفا هستهای رضایت دهد، نیز پاسخ مثبت داده بود.
پس از انعکاس سخنان تازه ترامپ، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، روز چهارشنبه ۲۲ بهمن پیش از سوار شدن به هواپیمای «ایرفورس ۲» اعلام کرد «دونالد ترامپ به اعضای ارشد دولت دستور داده است برای دستیابی به توافقی تلاش کنند که مانع از دستیابی ایران به سلاح هستهای شود.»
این تغییر و نوسان در سطح مطالبههای اعلامی، از تاکید بر توافقی جامعتر تا پذیرش چارچوبی محدود به موضوع هستهای، علاوه بر کارکردهای تاکتیکی احتمالی، پیام دیگری را نیز بزرگنمایی کرده و آن نگرانی از تداوم نوعی سردرگمی در رویکرد کاخ سفید نسبت به ایران است. همزمانی نمایش قدرت نظامی با تعدیل دامنه انتظارها از توافق، تصویری دوگانه از راهبرد آمریکا نشان میدهد که میتواند بر محاسبات تهران و آینده مسیر دیپلماسی اثرگذار باشد.
جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده که مساله توانمندی دفاعی ایران نباید موضوع هیچ مذاکرهای باشد. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه صبح روز ۲۲ بهمن و در جریان راهپیمایی سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در این باره به خبرنگاران گفت: «هیچ کس نمیتواند کوچکترین تعرضی به موشکهای ایران کند. موشکهای ما موضوع مذاکره نیستند و نخواهند بود.»
سفر نتانیاهو به واشنگتن؛ متغیر پنهان در تغییر لحن ترامپ
همزمانی تغییر لحن دونالد ترامپ درباره دامنه توافق با ایران با سفر بنیامین نتانیاهو به آمریکا، این گمانهزنی را تقویت کرده که مواضع تازه کاخ سفید بیارتباط با حضور نخستوزیر رژِیم اسرائیل در واشنگتن نیست. نتانیاهو طی سالهای گذشته همواره بر ضرورت گنجاندن برنامه موشکی و مهار آنچه نفوذ منطقهای ایران خوانده در هرگونه توافق تاکید داشته و با توافقی صرفا هستهای مخالفت جدی نشان داده است.
در چنین فضایی، تاکید دوباره ترامپ بر لزوم توجه به «سایر موضوعات» در کنار پرونده هستهای میتواند تلاشی برای همسویی لفظی با رویکرد تلآویو و ایجاد فضای مثبت در آستانه دیدار با نتانیاهو تلقی شود؛ پیامی سیاسی برای خوشامد متحدی که امنیت اسرائیل را اولویت نخست سیاست خارجی خود میداند.
وزیر امور خارجه روز گذشته در پاسخ به سوال راشاتودی مبنی بر احساس خطر نخست وزیر اسرائیل و سفر پیش از موعد مقرر او به آمریکا گفت: «واضح است، او از صلح خوشش نمیآید. او از دیپلماسی خوشش نمیآید. او طرفدار جنگ است. تنها در دو سال گذشته او به هفت کشور در منطقه ما حمله کرده است. میتوانید باور کنید؟ هفت کشور که آخرینش قطر بود، کشوری که متحد آمریکا و دوستان ما در غرب است. پس او هیچ راهحلی در ذهنش ندارد جز جنگ. این چیزی است که همه باید آن را درک کنند. او تاکنون تمام تلاش خود را کرده تا ایالات متحده را به جنگ با ایران بکشاند و وقتی موفق شد، نتیجه یک فاجعه بود. آنها شکست خوردند. اگر دوباره تجربه شکستخوردهای را امتحان کنند، نتیجه تفاوتی نخواهد داشت.»
از سوی دیگر، نباید نقش فشار لابیهای حامی اسرائیل در آمریکا را نادیده گرفت؛ فشارهایی که معمول در آستانه دیدارهای مهم دوجانبه افزایش پیدا میکند و میتواند بر تنظیم ادبیات و دامنه مطالبات کاخ سفید اثر بگذارد. در این چارچوب، تغییر لحن ترامپ را میتوان نه صرفا یک چرخش راهبردی، بلکه واکنشی به ملاحظههای سیاسی داخلی و موازنهسازی در برابر مطالبات تلآویو ارزیابی کرد.
تجربه یک مسیر پرهزینه؛ از سردرگمی دیپلماتیک تا جنگ ۱۲ روزه
تحولات اخیر را نمیتوان جدا از تجربه شکستخورده مذاکرات پیشین دانست؛ مسیری که بهگفته بسیاری از ناظران، با نوسان و سردرگمی در سیاست واشنگتن نسبت به تهران همراه بود. تغییر مکرر پیامها، از تاکید بر تضمین ایران برای عدم دستیابی به سلاح هستهای تا طرح مطالبات حداکثری، روند گفتوگوها را طولانی و فرسایشی و در نهایت بر فضای بیاعتمادی افزود .
در چنین فضایی، فشار لابیهای صهیونیستی در آمریکا برای تغییر زمین بازی افزایش یافت؛ فشاری که به اخذ چراغ سبز ایالات متحده برای اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران منتهی شد. جنگی که تنها ۱۲ روز به طول انجامید، اما معادلات سیاسی و امنیتی منطقه را بهشدت تحت تاثیر قرار داد و نشان داد گزینه نظامی نهتنها جایگزین دیپلماسی نمیشود، بلکه هزینههای تازهای بر همه طرفها تحمیل کرد.
نتیجه این روند نیز قابل تامل بود؛ موضع ایالات متحده از شعار «مذاکره بدون قید و شرط» به مطالبه «آتشبس بدون قید و شرط» تغییر یافت، در حالی که اسرائیل نیز نتوانست هیچیک از اهداف اعلامی خود را در این بازه کوتاه محقق کند. این تجربه، بار دیگر پرسش درباره انسجام و ثبات راهبردی واشنگتن در قبال تهران را به سوالی پررنگ تبدیل کردهاست.
دوراهی تصمیم؛ میان رضایت تلآویو و پرهیز از جنگی دیگر
با درنظرداشت تحولات اخیر، بهنظر میرسد دونالد ترامپ در برابر یک انتخاب راهبردی قرار گرفته است؛ یا در مسیر تطمیع بنیامین نتانیاهو و همسویی کامل با مطالبات تلآویو حرکت کند، یا به شعار «اول آمریکا» پایبند بماند و از کشاندن ایالات متحده به جنگی دیگر در خاورمیانه پرهیز کند. جمع میان این دو رویکرد، بهویژه در فضای پرتنش فعلی، بیش از پیش دشوار به نظر میرسد.
تجربه جنگ ۱۲ روزه نیز نشان داد ورود به فاز نظامی نهتنها اهداف اعلامی را تضمین نمیکند، بلکه میتواند آمریکا را ناخواسته درگیر چرخهای از تنشهای فزاینده کند؛ وضعیتی که با اولویتهای داخلی و انتخاباتی ترامپ نیز در تعارض و تقابل کامل است. بنابراین هرگونه تصمیم شتابزده برای همسویی کامل با رویکرد تهاجمی اسرائیل، هزینههای راهبردی قابل توجهی برای واشنگتن خواهد داشت.
در مقابل، نشانههایی از آمادگی برای مدیریت دیپلماتیک بحران نیز دیده میشود. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در گفتوگو با شبکه PBS آمریکا تاکید کرده که تهران آماده گفتوگو درباره سطح غنیسازی و میزان ذخایر هستهای در چارچوب مذاکرات است؛ موضعی که میتواند روزنهای برای تمرکز بر یک توافق هستهای محدود اما قابل حصول ایجاد کند.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی به این شبکه آمریکایی گفت: «آنچه ما مطالبه میکنیم مبتنی بر اصول تثبیتشده حقوق بینالملل است. ما عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) هستیم و باید یادآوری کنم که ایران یکی از نخستین کشورهایی بود که در سال ۱۹۷۰ به این معاهده پیوست. ایران همچنین نخستین کشور در منطقه بود که ابتکار خاورمیانه عاری از سلاح هستهای را در سال ۱۹۷۴ مطرح کرد و همچنان از آن حمایت میکند. بنابراین، ما مدافع استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای هستیم. بارها تأکید کردهایم که در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی، سلاح هستهای هیچ جایگاهی ندارد و این موضوع را در عمل نیز نشان دادهایم. اگر حتی یک گزارش از آژانس بینالمللی انرژی اتمی وجود دارد که نشان دهد ایران از برنامه صلحآمیز خود منحرف شده، ارائه دهید؛ چنین گزارشی وجود ندارد. فضاسازی درباره نزدیک بودن ایران به سلاح هستهای، طی چهار دهه گذشته عمدتاً از سوی اسرائیل مطرح شده و یک ادعای بیاساس است. در حوزه هستهای، از جمله موضوع غنیسازی، ما نشان دادهایم که آماده انعطاف و گفتوگو هستیم و اعلام کردهایم که میتوان درباره سطح غنیسازی گفتوگو کرد.»
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا نیز روز چهارشنبه ۲۲ بهمن پس از دیدار با نخست وزیر رژیم اسرائیل که به گفته رسانهها حدود سه ساعت به طول انجامید، گفت: «به تازگی دیدارم با بنیامین نتانیاهو نخستوزیر (رژیم) اسرائیل و شماری از نمایندگان او به پایان رسید. نشست بسیار خوبی بود و روابط مستحکم میان دو کشور ما همچنان ادامه دارد.نتیجه قطعی مشخصی حاصل نشد، جز اینکه تاکید کردم مذاکرات با ایران باید ادامه یابد تا مشخص شود آیا امکان دستیابی به توافق وجود دارد یا نه. اگر چنین توافقی حاصل شود، به نخستوزیر گفتم که این گزینه ترجیح ماست. اگر هم نشود، باید دید پیامدها چه خواهد بود.»
ترامپ بار دیگر با اشاره به حمله ماه ژوئن ۲۰۲۵ به تاسیسات هستهای ایران، مدعی شد: «دفعه قبل، ایران تصمیم گرفت توافق نکند و با عملیات «چکش نیمهشب» هدف قرار گرفت و این برای آنها نتیجه خوبی نداشت. امیدوارم این بار معقولتر و مسئولانهتر رفتار کنند.»
بر این اساس، آینده مسیر پیشرو بیش از هر چیز به انتخاب کاخ سفید میان حرکت در مسیر افزایش مطالبهها و تشدید فشارها با خطر لغزش به سوی تقابل یا بهرهبرداری از فرصتهای موجود برای دستیابی به تفاهمی مدیریتشده در پرونده هستهای بستگی دارد. تصمیم ترامپ در این مقطع زمانی، نهتنها بر روابط واشنگتن و تهران، بلکه بر ثبات منطقهای نیز اثرگذار خواهد بود.




