به گزارش نبض وطن، در سیاست واقعی، میز مذاکره مثل هر بازی است؛ هر کس میآید با آنچه در جیبش دارد بازی میکند و در پایان سهم خودش را برمیدارد. این بستگی به درایت و تدبیر بازیکن دارد که تا چه حد از این بازی منتفع بشود و برنده از میدان بیرون بیاید. ما دیپلماسی را اینگونه میفهمیم: قدرت را به زبان حقوق و منافع اقتصادی ترجمه کردن. امروز دولت دکتر مسعود پزشکیان با فهم همین اصل ساده، ژنو را نه از سر اجبار بلکه به عنوان انتخابی استراتژیک برگزیده؛ موضعگیری سایر بخشهای تصمیمگیر نظام نیز نشاندهنده نوعی همسویی و اجماع نظر در خصوص ادامه همین روندی است که دولت پزشکیان پیش گرفته است. اما اگر بخواهیم بفهمیم پشت درهای بسته ژنو چه خبر است، کافی است در کلیدواژههایی که وزیر خارجه بر زبان میآورد اندکی تامل کنیم.
سیدعباس عراقچی پس از پایان دور اخیر گفتوگوها با آرامشی که هر بار صحبت میکند، پیام روشنی فرستاد: تیم ایرانی روی میز مذاکره با همان جسارتی حاضر است که در میدان نشان میدهد. مهمتر از آن، او از «ورود به بحث عناصر توافق» سخن گفت. برای دیپلماتها و تحلیلگران سیاسی این نشانهای است که بحثها از مرحله بیان مواضع کلی عبور کرده و وارد چانهزنیهای عملی روی بندهای اجرایی شده است.
بگذارید صریح بگویم: جامعه ایران خاطره خوشی از بدعهدیهای واشنگتن ندارد و نگرانی از تکرار فریبها قابل درک است. اما تیمی که امروز روبهروی طرف غربی نشسته، دقیقا همان تجربههای تلخ را بیشتر از هر کس دیگری حس کرده و با پشتوانه تجربی خوب و واقع بینانه وارد صحنه مذاکرات شده.
اینها همان افرادی هستند که از سال ۱۳۸۲ در این بازیاند. برجام را بند به بند دیدند و خروج ناگهانی ترامپ را تجربه کردند. حالا دیگر با تفصیلات کار دارند: هر متن را چک میکنند، روی ضمانتهای اجرایی کاملا محکم ایستادهاند و از هیچ کلمهای در متن توافق احتمالی بیتوجه عبور نمیکنند. وقتی سخنگوی وزارت خارجه از «پیشنهادهای عملیاتی» و «جلسات کارشناسی فشرده» حرف میزند، یعنی ما مرحله تعارفات دیپلماتیک را پشت سر گذاشتهایم و روی جزییاتی دست میگذاریم که مستقیم با منافع ملی و معیشت مردم گره خورده است.
در این فضا، مهمترین کارتی که ایران روی میز میگذارد، دستاوردهای صنعت هستهای است. برای دیدن ارزش این کارت کافی است به تناقض طرف مقابل نگاه کنیم. هنوز مدت زیادی از نمایش تلویزیونی دونالد ترامپ نگذشته که با آب و تاب مدعی بود در «عملیات چکش نیمهشب» تاسیسات فردو و ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم ۶۰درصدی ایران کاملا نابود شده است؛ اما امروز با اضطراب درباره سرعت توسعه برنامه هستهای ایران حرف میزند. واشنگتن خودش میداند آن عملیات به اندازهای که در ابتدا ادعا میکرد ویرانگر نبوده. این یعنی دیگر گزینه نظامی علیه ایران نمیتواند به سرانجام دلخواه ترامپ برسد و باید از طریق میز مذاکره و احترام متقابل با ایران گفتوگو کرد. چراکه جمهوری اسلامی ایران نه مانند بعضی دولتهای دستنشانده عربی حاشیه خلیج فارس کاملا مرعوب و سر سپرده ایالات متحده است و نه مانند ونزوئلا یک اقتدار و استکبارستیزی نمایشی دارد که با یک عملیات چند ساعته نیروهای دلتا فورس امریکا رییسجمهورش شبانه از کشور دزدیده شود.
اما کارتهای ایران به همین جا ختم نمیشود. کافی است نگاهی به نقشه خاورمیانه بیندازیم. شبکه همپیمانان منطقهای ایران ـ آنچه غربیها «محور مقاومت» مینامند ـ امروز واقعیتی ثابت در ژئوپلیتیک غرب آسیاست. امریکا که درگیر اوکراین و مهار چین است، برای آرام گرفتن خاورمیانه به ایران نیاز دارد. این نیاز در تمام محاسبات واشنگتن منعکس میشود. نفوذ منطقهای ایران مستقیم روی کاغذ توافق نوشته نمیشود، اما مثل سایه روی ذهن طرف مقابل باقی میماند و وزن کلام دیپلمات ما را بالاتر میبرد.
درون مرزها نیز سپر دفاعی ایران هر روز محکمتر میشود. توان موشکی، پهپادی و پدافندی امروز به جایی رسیده که توهم «گزینه نظامی روی میز» بیشتر شبیه جمله برای مصرف داخلی سیاستمداران امریکاست تا یک گزینه واقعی. وقتی طرف مقابل میداند استفاده از قوه قهریه هزینههای غیرقابل تحمل برای خودش ایجاد میکند، چارهای جز نشستن پای میز و مذاکره ندارد. این همان نقطهای است که «میدان» و «دیپلماسی» به معنای واقعی به هم گره میخورند چراکه نفوذ و قدرت پایدار در میدان، پشتوانه مذاکرهکنندگان در اتاق مذاکره است.
واقعیت این است که قدرت ایران فقط در سانتریفیوژ و موشک خلاصه نیست. در دو سال اخیر، تهران دیگر فقط به غرب نگاه نمیکند. روسیه، چین، سازمان شانگهای، بریکس؛ تهران در چندین جا پا گذاشته است. وقتی طرف امریکایی رصد میکند که تعاملات اقتصادی ایران میتواند از طرق مختلف و با مجموعهای متنوع از کشورها و پیمانهای چندجانبه انجام شود، دیگر به اندازه ادوار گذشته بر اهرم تحریم اقتصادی حساب نمیکند. این دارا بودن انتخابهای متعدد باعث میشود تیم ایرانی عجله نکند و تا مطمئن نباشد امتیازی را نقد نکند.
خب، حالا سوال اصلی این است: دولت پزشکیان دنبال چیست؟ جواب ساده است. دولت پزشکیان معتقد است بدون رفع تحریمها، مهار تورم و توسعه صادرات امکانپذیر نیست و باید این قفل تحریمها را شکست و خرد سیاسی میگوید باید از این اقتدار برای حل کردن چالشهای اقتصادی استفاده کرد.
ژنو نه خط پایان است و نه قرار است یک پیروزی فوری به بار بیاورد؛ مسیر پیش رو همچنان پر از مانع و بدعهدی احتمالی است. اما نکتهای که نباید از یاد برد این است که تیمی که امروز در ژنو مینشیند، دستش پر است و بیگدار به آب نمیزند. دیپلماسی جاری، دیپلماسی اقتدار بدون جار و جنجال است. فراموش نکنیم که سالها هزینه کردیم تا به این نقطه برسیم، نقطهای که بتوانیم در آن با حفظ استقلال و با تکیه بر داشتههای خودمان در برابر قدرتهای بزرگ بنشینیم و از حقوق طبیعی خودمان در صحنه بینالملل دفاع کنیم.
کارشناس روابط بینالملل



