• امروز : دوشنبه - ۱۹ مرداد - ۱۴۰۵

هزینه گزافِ «درنگ» در عصرِ کفتارهای دیپلماتیک

  • کد خبر : 170738
  • 18 اسفند 1404 - 10:47
هزینه گزافِ «درنگ» در عصرِ کفتارهای دیپلماتیک
تراژدی تکرار در میدانِ خیانت تاریخ، آموزگاری سختگیر است. پرسشِ امروزِ ملت این است: «چرا باز هم غافلگیر شدیم؟»

به گزارش نبض وطن ، با وجود تجربه تلخ بدعهدی‌های ترامپ، انتظار در راهروهای تاریک دیپلماسی، خطایی راهبردی بود.

در مواجهه با حکمرانی «خون‌آشام» هر ثانیه درنگ، تقدیمِ فرصتِ شلیک به دشمن است. مماطله در برابر کفتارهایی که تنها زبان زور را می‌فهمند، نه تدبیر، بلکه قمار بر سر امنیت ملی است.
۱- سرابِ اخلاق در بیابانِ سیاستِ امریکا بزرگ‌ترین خطا، تصورِ وجودِ «اخلاق» در قاموس مستکبران است. وقتی دشمن با لبخند بر میز مذاکره، فرمان ترور صادر می‌کند، تکیه بر هشدارهای کلامی، «خوش‌بینی مهلک» است. ترامپ نشان داد مذاکره برای او نه مسیری برای صلح، بلکه ابزاری برای «تخدیرِ اراده ملی» ماست تا در زمان مقتضی، ضربه ناجوانمردانه را فرود آورد.
۲- نقدِ دکترینِ واکنشِ تاخیری؛ چرا پیش‌دستی نکردیم؟ بازدارندگی حکم می‌کند که در برابر آرایشِ تهاجمی، «دفاع پیش‌دستانه» یک ضرورت باشد. چرا به جای هشدار، ناوها را به اعماق دریا نفرستادیم؟ رجزخوانی بدون «عملِ کوبنده»، نزد دشمن نشانه ضعف است. اعتماد به قوانین بین‌المللی در برابر بزرگ‌ترین ناقضِ آن، هزینه‌ای سنگین داشت. انهدام ناوگان متجاوز در بدو ورود، می‌توانست معادله را پیش از فاجعه تغییر دهد.
۳- پیاده‌نظامِ نفوذ؛ خنجری بر اراده «نفوذِ ادراکی» خطرناک‌تر از جاسوسی نظامی است. درحالی که کشور هدف حمله بود، پیاده‌نظامِ فکری دشمن در داخل با ترویج «خویشتن‌داری»، دستِ قدرت ایران را در زنجیرِ تردید نگه داشتند. این مماطله، محصول ترسِ کاذبی بود که نفوذی‌ها از قدرت هالیوودی امریکا ساخته بودند تا اراده «شکارِ شکارچی» را سست کنند.
۴- جنونِ هژمونیک و زوالِ عقلانیت واشنگتن امروز نه یک قدرت عاقل، بلکه «موجودی روان‌پریش» است که برای حفظ هژمونی رو به زوال خود، جهان را به آتش می‌کشد..

آنها از «عظمت» سخن می‌گویند اما ریشه‌های امنیت ما را می‌زنند. وقتی جنونِ ترامپی جایگزین عقلانیت می‌شود، تنها پاسخ منطقی «زبانِ زور» است؛ زبانی که در آن غرش موشک‌ها از دروغ‌های دیپلماتیک بلندتر باشد.
۵- اقتصاد جهانی در گروگانِ قماربازان: تعلیق فعالیت‌های «مرسک» و جهش قیمت نفت به ۱۵۰ دلار، تنها بخشی از پیامدهای این مماطله است. دشمن گمان می‌کرد با جنگِ برق‌آسا ایران را متلاشی می‌کند، اما خود در باتلاق بحران انرژی گرفتار شد.

اگر در ابتدا شریان‌های انرژی متجاوز فلج شده بود، امروز شاهد جسارتِ کوتوله‌های منطقه در تهدید دارایی‌های ایران نبودیم.
۶- نقابِ دروغینِ حقوقِ بشر؛ حمله به مدارس حمله به مدرسه دخترانه، لکه ننگ دیگری بر پیشانی مدعیان حقوق بشر است. آنها می‌خواهند با ارعاب معصوم‌ترین‌ها، اراده ملی را بشکنند. در برابر این ددمنشی، مماطله یعنی رها کردن فرزندان در چنگال کفتارها. دفاع ما باید قلبِ فتنه را در واشنگتن نشانه رود تا بدانند امنیت آنها در گروی امنیت کودکان ماست.
۷- رهبری؛ روزنه‌های نور در دالانِ تاریک در این آزمون بزرگ، کلام رهبری در دیدار خبرگان چراغ راه است: «خدا کمک می‌کند راه را پیدا کنید.» میراث امام (ره) یعنی «استکبارستیزی» در جانِ این نظام جاری است.

انتخاب رهبری «دشمن‌شناس» و معتقد به «مقاومت» پاسخ نهایی ماست. دشمن در آرزوی فروپاشی است، اما این شجره طیبه با خونِ پاکان ریشه‌دارتر می‌شود.
۸- شگفتانه‌های سرنوشت‌ساز؛ پایان عصر هشدار اطلاعیه شماره ۲۳ سپاه، نوید فصلی نوین است. «شگفتانه‌های سرنوشت‌ساز» نباید شعار بماند. زمان عملیاتی کردن ۷ بند انتقام، از انهدام مقامات لایه اول دشمن تا بستن تنگه هرمز، فرا رسیده است. شهادت رهبران ما، آغاز آتشی است که هیمه‌اش را خود دشمن فراهم کرده؛ هر پایگاه متجاوز باید خاکستر شود.
۹- عبور از «رجز» به «فتح» زمان پذیرش این حقیقت است که حق را با «باروت» می‌سنجند، نه میز مذاکره. مماطله اخیر به اسم «اتمام حجت» تنها به دشمن فرصت روایت‌سازی و ضربات حیثیتی داد. وقتی رزمندگان ما توان «کوری استراتژیک دشمن» را دارند، این توانمندی باید به فلج‌سازی کامل در تمام عرصه‌ها تبدیل شود.
۱۰- درس‌های سرخ؛ هزینه اعتماد ترور ارکان کشور و حمله به مدارس، محصول مستقیم اعتماد به «دیپلماسی گرگ‌ها» است. دشمنی که به کودکان رحم نمی‌کند، هیچ خط قرمز اخلاقی ندارد. ایران در پی جنگ نیست، اما در پی «تأدیب متجاوز» است. اگر امروز ناوهای دشمن در قعر خلیج‌فارس آرام نگیرند، فردا باید در کوچه‌هایمان بجنگیم. صبر، زمانی فضیلت است که به قدرت بینجامد.
نتیجه‌گیری: طلوع اقتدار عصر فریب ‌خوردن از دستکش‌های مخملی تمام شد. ما در انتهای دالانی هستیم که یا به سیادت منطقه‌ای می‌رسد یا پذیرش هژمونی زوال‌یافته. شگفتانه‌های سپاه یک واقعیتِ در راه است. تنگه هرمز به قفل بزرگی بر دهان اقتصاد غرب تبدیل شود. ما دیگر به هشدار بسنده نمی‌کنیم؛ ما به «تغییر واقعیت میدان» می‌اندیشیم. از این پس، هر دستی که به سوی امنیت ایران دراز شود، پیش از آنکه به مقصد برسد، قطع خواهد شد. این نه یک رجزخوانی، بلکه «دکترینِ نوینِ دفاعی» ملتی است که آموخته است: «بترسی یا نترسی، باید ایستادگی کنی؛ پس شکوهِ ایستادگی را با شجاعتِ پیش‌دستانه در هم آمیز!»

لینک کوتاه : http://www.nabzevatan.ir/?p=170738

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.