به گزارش نبض وطن، احمد میدری روز یکشنبه در همایش “مواجهه شرق و غرب در اندیشههای «علامه محمد اقبال لاهوری»” با انتقاد از موج خشونتی که از سوی کشورهای استکباری علیه جامعه بشری اعمال می شود، اظهار داشت: واقعاً چگونه میتوان شاهد این همه خونریزی و نابودی کودکان بود و بیتفاوت ماند؟ چگونه ممکن است انسانی ببیند و دلش از سنگ و خشت سختتر شود؟
وی افزود: نکتهای که هم واقعیت دارد و هم در اندیشه اقبال بارها تکرار شده، این است که چگونه برخی با بهرهگیری از رسانه و ابزارهای تبلیغاتی، با تزویر و تحریف، انسانها را گمراه میکنند و زمینه سقوط اخلاقی را فراهم میآورند. ابیات اقبال لاهوری هشداری است نسبت به دانشی که از معنویت تهی شود و بهجای آبادانی، ابزار ویرانگری گردد.
وی با خوانش ابیاتی از اشعار اقبال لاهوری و طرح این پرسش که چه باید کرد، اظهار داشت: آیا میتوان تنها با معرفی «انسان متفاوت» در برابر یغمای تمدن ایستاد؟ بیتردید هر تمدنی ـ چه در شرق و چه در غرب ـ لایههای گوناگونی دارد و نمیتوان همه را یکپارچه داوری کرد. اما آنچه از عملکرد برخی ساختارهای قدرت دیده میشود، پرسشبرانگیز و تأملطلب است.
وزیر تعاون اظهار داشت: مسئله تنها جنگ و خشونت نیست؛ بلکه سازوکارهایی است که گاه از طریق نهادهای بینالمللی یا ساختارهای رسمی، به گونهای عمل میکنند که بهجای حمایت از انسان، سکوت یا توجیه را برمیگزینند. این همان دغدغهای است که اقبال درباره جامعه ملل مطرح میکند؛ اینکه چگونه ممکن است سازوکاری جهانی، بهجای جلوگیری از ظلم، به آن رسمیت بخشد.
میدری راهکار را بازگشت به معنا، اخلاق و مسئولیت انسانی دانست و افزود: اینکه قفل معنا را بگشاییم و انسان را ـ فارغ از مرز و جغرافیا ـ محور کرامت و عدالت بدانیم. تنها در این صورت است که میتوان از چرخه خشونت فاصله گرفت و افقی تازه ترسیم کرد.
بازنگری در نهادهای جهانی و ضرورت خودباوری
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تصریح کرد: امید بستن به اینکه مشکلات جهان تنها از مسیر نهادهای بینالمللی حل شود، محل تأمل است. اگر به دنبال صلحی پایدار هستیم، لازم است در ساختار و کارکرد این نهادها تجدیدنظر اساسی صورت گیرد. گاه مشاهده میشود که پس از ویرانیها و بحرانها، همان ساختارها با عنوان «کمکهای انساندوستانه» ظاهر میشوند؛ در حالی که پرسش اصلی درباره نقش و مسئولیت آنها همچنان باقی است.
وی افزود: در نگاه انتقادی، این سازوکارها گاهی بیش از آنکه مانع آشوب شوند، در تقسیم منافع و شکلدهی به نظم دلخواه قدرتها نقش ایفا میکنند؛ به همین دلیل اقبال در بیاتی شاعرانه، از همین آشوب و نابسامانی سخن میگوید که پیام اصلی این اندیشه، دعوت به بیداری و رهایی از وابستگی فکری و اقتصادی است.
میدری راه حل را در خودباوری، شناخت ظرفیتهای درونی و تقویت پیوندهای اقتصادی و فرهنگی میان ملتها دانست و افزود: تا زمانی که این خودآگاهی و اعتماد به توان داخلی شکل نگیرد، نمیتوان در برابر ساختارهای قدرتمند اقتصادی جهان، جایگاهی مستقل یافت.
وی افزود: پراکندگی و تفرقه، بزرگترین مانع قدرتیابی است در حالی که انسجام، همکاری و تقویت بنیانهای اقتصادی و اجتماعی میتواند زمینهساز عزت و استقلال باشد.
وی با خوانش اشعاری از اقبال لاهوری با این مضمون که «هم هنر هم دین ز خاک خاور است/ رشک گردون خاک پاک خاور است» گفت: این ابیات یادآور میراث فرهنگی و تمدنی مشرقزمین است؛ میراثی که اگر با تلاش و سازماندهی همراه شود، میتواند دوباره الهامبخش باشد.
میدری تاکید کرد: امروز، بهویژه در هفته کار و کارگر، بیش از هر زمان دیگری اهمیت فعالسازی ظرفیتهای داخلی، تقویت تولید، و استفاده از توان نیروی انسانی آشکار میشود. آنچه میتواند مسیر آینده را روشن کند، اتکا به توان خویش، همبستگی اجتماعی و بازسازی اعتماد به ظرفیتهای بومی است.
ضرورت بازنگری در علم، معنویت و بازخوانی میراث اقبال
وزیر تعاون ، کار و رفاه اجتماعی گفت: در یک نگاه کلی، میتوان بخشی از تمدن غرب را در امتداد مسیر پیشرفت علمی بشر و حتی در برخی وجوه همسو با آرمانهای انبیا دانست. با این حال، واقعیتی وجود دارد که نمیتوان از آن چشم پوشید، این است که علمی که از معنویت جدا شود و پشتوانه اخلاقی نداشته باشد، میتواند پیامدهای نگرانکنندهای به همراه داشته باشد که جلوههای گوناگون این وضعیت را در جهان امروز میتوان مشاهده کرد.
میدری افزد: در واقع شکافی که میان مادیگرایی و معنویت در جوامع مختلف پدید آمده، یکی از چالشهای جدی تمدن معاصر است. از زمانی که انسان یکجانشینی را برگزید و جمعیت زمین افزایش یافت، جنگ نیز همواره در کنار زندگی بشر حضور داشته است. در طول تاریخ، کشورها بارها درگیر جنگ شدهاند و این مسئله همچنان ادامه دارد.
وی ادامه داد: برای فهم و کاهش این پدیده، لازم است جنگ را از زوایای گوناگون بررسی کنیم؛ نگاه فرهنگی در کنار تحلیلهای اقتصادی، روانشناختی، جامعهشناختی و سیاسی میتواند درک عمیقتری از ریشههای آن به دست دهد و راهکارهای مؤثرتری پیش روی ما بگذارد.
وی از مؤسسه انتشارات علمی و فرهنگی و نیز استادان کشورهای دوست ایران خواست که توصیههای مطرحشده درباره توجه جدی به اندیشههای اقبال لاهوری را مورد توجه قرار دهند زیرا اقبال را میتوان «ستاره بخت مشرق» دانست و اندیشه او ظرفیت بالایی برای گفتوگو و الهام در جهان امروز دارد.
میدری بر تلاش مشترک ادیبان و اندیشمندان شبهقاره هند و پاکستان در پاسداشت زبان فارسی و میراث فرهنگی مشترک تاکید کرد و گفت: زبان فارسی حامل بخش بزرگی از فرهنگ و اندیشه اسلامی است و در شکلگیری بسیاری از آثار فکری و ادبی در آن منطقه نقش مهمی داشته است. گسترش و احیای این زبان در شبهقاره، بهویژه در پاکستان، میتواند به حفظ و انتقال این میراث کمک کند.
وزیر تعاون ، کار و رفاه اجتماعی افزود: در داخل کشور نیز لازم است فعالیتهای فرهنگی گستردهتری در این زمینه از انتشار و ترجمه آثار گرفته تا فعالیتهای هنری صورت گیرد. هنرمندان میتوانند بر اساس اندیشه و اشعار اقبال آثار هنری خلق کنند، خوانندگان میتوانند شعرهای او را اجرا کنند و برای آنها موسیقی بسازند تا این میراث فکری و ادبی بیش از پیش در میان مردم، بهویژه نسل جوان، شناخته و زنده شود.
نقش نگاه فرهنگی در سیاستگذاری و بازگشت به اندیشههای اقبال
میدری در پایان این همایش نیز در سخنانی اظهار داشت: یکی از ویژگیهای نظام جمهوری اسلامی ایران، حضور رئیسجمهورها و رهبرانی بوده است که نگاه فرهنگی داشتهاند. این نگاه فرهنگی میتواند پاسخی عمیق و ریشهای به بسیاری از مسائل جامعه باشد. در میان رئیسجمهورهای کشور نیز افرادی با چنین رویکردی حضور داشتهاند؛ از جمله مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی و در دوره کنونی دکتر مسعود پزشکیان. با وجود اینکه دکتر پزشکیان پزشک هستند، اما نگاه و توجه ایشان نیز معطوف به مسائل فرهنگی و تحول در این حوزه است.
وی با بیان اینکه دکتر پزشکیان بار دیگر اندیشههای اقبال لاهوری را در میان دولتمردان ایران مطرح کردهاند، افزود: رهبر انقلاب نیز در سخنرانیها و متون مختلف به اقبال اشاره داشتهاند و حتی در برخی مقاطع، بهویژه در ایام انتخابات و پس از آن، از زبان و بیان تهییجی اقبال استفاده کردهاند تا نگاه جوانان ایران را به ظرفیتهای درونی و فرهنگی خود معطوف کنند.
این عضو کابینه دولت چهاردهم خاطر نشان کرد: بهعنوان یکی از اعضای دولت، آنچه برای من اهمیت دارد طرح صادقانه مسائل و پرسشها در برابر استادان و اندیشمندان ایرانی، پاکستانی و دیگر پژوهشگرانی است که با اندیشههای اقبال آشنا هستند. شاید مهمترین وظیفه ما در حوزه سیاستگذاری این باشد که پرسشهای خود را صادقانه مطرح کنیم و اجازه دهیم اندیشمندان دیدگاهها و پاسخهای گوناگون را ارائه دهند. در نهایت، ما بهعنوان سیاستگذار میتوانیم شنونده و انتخابکنندهای آگاه در میان این پاسخها باشیم.
وی افزود: واقعیت این است که هنوز پرسشهای بیپاسخ بسیاری وجود دارد؛ پرسشهایی که تنها متعلق به ما نیست، بلکه پرسشهای مشترک بشر است. یکی از این واقعیتها، مسئله جنگ است؛ پدیدهای تلخ که همواره در زندگی بشر حضور داشته است.
میدری خاطر نشان کرد: ایرانیان نیز شاید بیش از بسیاری از ملتها در طول تاریخ از جنگ آسیب دیدهاند. ایران از کهنترین بنیانگذاران دولت در تاریخ بشر به شمار میآید و در دورههای مختلف، بر اثر تجاوزهای خارجی بخشهایی از سرزمین خود را از دست داده، اما در عین حال توانسته است بار دیگر خود را بازسازی کند و به حیات تاریخی خود ادامه دهد.
حیات ایران در طول تاریخ ققنوس وار بودهاست
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در ادامه گفت: ایران در بسیاری از دورهها همچون ققنوسی بوده که از خاکستر برخاسته و دوباره زنده شده است. این روند تاریخی، همراه با عوامل دیگری که باید توسط فرهنگپژوهان و انسانشناسان بررسی شود، سبب شده که جامعه ایرانی عموماً صلحطلب و صلحدوست باشد. اما پرسش بنیادین همچنان پابرجاست: چگونه میتوان جهان را به سوی صلح هدایت کرد؟ به نظر میرسد بشر هنوز پاسخی روشن برای این پرسش ارائه نکرده است. جنگ به هیچوجه رخدادی اتفاقی نیست و ریشههای عمیق تاریخی و ساختاری دارد.
میدری افزود: در این مسیر، ما باید بپذیریم که فاصله تکنولوژیک قابل توجهی با جهان غرب داریم و لازم است فروتنانه بیاموزیم و صادقانه اعتراف کنیم که در برخی حوزهها عقب ماندهایم. در عین حال باید واقعبینانه به تمدن غرب نیز نگاه کرد؛ تمدنی که لایههایی از خشونت و تجاوز در آن مشاهده میشود. نمونههای آن در جنگهای مختلف امروز، از جمله وضعیت غزه، و حتی در روابط قدرتهای غربی با ملتهای دیگر و حتی با برخی کشورهای اروپایی قابل مشاهده است. این مسائل نه اتفاقیاند و نه فردی؛ بلکه ساختاری و ریشهدارند.
وی ادامه داد: یکی از اندیشمندانی که اقبال لاهوری نیز از او یاد کرده، کارل مارکس است. اقبال او را «ابراهیم بیخلیل» مینامد. مارکس جملهای دارد با این مضمون که جوامع سرمایهداری یا درگیر جنگ داخلیاند یا جنگ خارجی؛ زیرا جنگ در ذات این نظام اقتصادی حضور دارد.
وی خاطر نشان کرد: چالش اصلی ما این است که چگونه میتوانیم هم به کاستیهای درونی خود اذعان کنیم و هم نگاهی دقیق و واقعبینانه به تمدن غرب داشته باشیم. این مسئله نیازمند پاسخی سنجیده است. یکی از کسانی که میتواند در این مسیر به ما الهام بدهد، بیتردید اقبال است؛ اما اندیشههای او نیز باید دوباره مورد تأمل، نقد و بازخوانی قرار گیرد تا بتواند در جهان امروز راهگشا باشد. این حوزه، یکی از زمینههایی است که اندیشمندان ایرانی و پاکستانی میتوانند همراه با دیگر متفکران جهان درباره آن گفتوگو کنند: اینکه چرا بشر هنوز نتوانسته از چرخه جنگ رها شود. ما پاسخی داریم که باید با شفافیت و آگاهی روی میز گفتوگو گذاشته شود.
