به گزارش نبض وطن، این پلتفرمها تلاش کردهاند تا خرید، فروش، نگهداری و حتی استفاده اعتباری از طلا را به بخشی از زندگی مالی روزمره کاربرانی تبدیل کنند که به دلیل رشد تورم، نوسانات ارزی، کاهش قدرت خرید و همچنین اجرتها و کارمزدهای بالای طلای فیزیکی، دنبال حفظ ارزش سرمایه خود هستند.
اکنون نیز در میانه جنگ، آتشبس و ریسکهای موجود برای بروز دوباره درگیریهای نظامی، اپلیکیشنهای طلا به یکی از بازارهای جذاب مردم برای سرمایهگذاری و نگهداشت دارایی تبدیل شدهاند.
گزارشهای مختلفی در این مدت منتشر شدهاند که نشان میدهند در ۴۰ روزی که کشور مستقیماً درگیر جنگ بود، کاربران فعالیت خود را در پلتفرمهای آنلاین طلا حفظ کردند.
دادههای بهدستآمده از عملکرد اپلیکیشن میلی نشان میدهد رفتار کاربران در روزهای بحرانی بازار، برخلاف تصور عمومی، بیشتر مبتنی بر مدیریت ریسک بود تا رفتار هیجانی.
بر اساس این دادهها، در ۴۰ روز جنگ، ۸۲ درصد کاربران دارایی خود را در این پلتفرم حفظ کردند و تنها ۱۸ درصد بهطور کامل از بازار خارج شدند. همچنین ۵۵ درصد کاربران همزمان خرید و فروش انجام دادند و ۴۲ درصد نیز برداشت جزئی داشتند.
این آمار نشان میدهد کاربران (در این پلتفرم)، طلا را بیش از گذشته بهعنوان ابزار حفظ ارزش سرمایه و مدیریت دارایی میبینند و به نظر میرسد استفاده از فضای معاملات آنلاین، حتی در شرایط جنگی، برای بخشی از کاربران اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
تبدیل طلا به ابزار مالی روزمره
یکی از مهمترین تغییرات بازار آنلاین طلا، استفاده از این دارایی فراتر از مفهوم سنتی سرمایهگذاری است. بسیاری از پلتفرمها اکنون خدماتی مانند اعتبار خرید کالا مبتنی بر طلا ارائه میکنند؛ موضوعی که نشان میدهد طلا در حال تبدیل شدن به بخشی از جریان مالی روزمره کاربران است.
بر اساس دادههای میلی، بیش از ۲۱۲۰ کاربر از اعتبار خرید کالا مبتنی بر طلا استفاده کردهاند و حجم کل اعتبار اعطاشده نیز به حدود ۶۲۷ میلیارد ریال رسیده است.
سعدوندی: امکان گردش روزانه پول در پلتفرمها مردم را به سمت آنها کشاند
علی سعدوندی، اقتصاددان، در تحلیل این روند میگوید: شرایط تورمی اقتصاد ایران باعث شده مردم بهدنبال داراییهایی باشند که علاوه بر حفظ ارزش پول، قابلیت استفاده در گردش مالی روزمره را هم داشته باشند.
او معتقد است که در اقتصادهای تورمی، داراییهایی مانند طلا بهتدریج از حالت ذخیره سنتی خارج میشوند و نقش شبهپول پیدا میکنند. به همین دلیل کاربران ترجیح میدهند بهجای فروش کامل دارایی، از ارزش آن برای تأمین اعتبار یا مدیریت نقدینگی استفاده کنند؛ امکانی که پلتفرمها از آن برخوردار هستند.
پلتفرمهای آنلاین طلا خلأهای بانکی را پر میکنند
سعدوندی تأکید دارد که توسعه فینتکهای مبتنی بر طلا میتواند بخشی از خلأ موجود میان نظام بانکی سنتی و نیازهای مالی جدید کاربران را جبران کند؛ بهویژه در شرایطی که دسترسی سریع به اعتبار و حفظ ارزش سرمایه اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
اعتماد؛ مهمترین سرمایه پلتفرمهای طلا
در بازار آنلاین طلا، اعتماد همچنان اصلیترین عامل موفقیت پلتفرمها محسوب میشود. یکی از مهمترین شاخصهای این اعتماد، امکان تحویل فیزیکی طلاست.
آنطور که میلی گزارش داده است، در ۴۰ روز جنگ، حدود ۱۲۲۰ درخواست تحویل ثبت شده و بیش از ۹ کیلوگرم طلا به کاربران تحویل داده شده است. همچنین سابقه تحویل فیزیکی این پلتفرم به بیش از ۴۸۴ کیلوگرم رسیده است.
این آمار نشان میدهد کاربران همچنان وجود پشتوانه واقعی و امکان دریافت فیزیکی دارایی را یکی از معیارهای اصلی اعتماد به پلتفرمهای آنلاین میدانند.
مقیاس بازار آنلاین طلا در ایران
بررسی آمارها نشان میدهد حجم معاملات ثبتشده در این پلتفرم به حدود ۱۳۴۶ کیلوگرم طلا رسیده که شامل حدود ۶۹۵ کیلوگرم خرید و بیش از ۶۵۱ کیلوگرم فروش بوده است.
همچنین سابقه کل حجم معاملات از ۲۷ هزار کیلوگرم عبور کرده و تعداد کاربران به حدود ۲۴ میلیون نفر رسیده است.
در کنار این ارقام، میزان کل برداشت و تسویه کاربران نیز به حدود ۶۲ هزار میلیارد ریال رسیده که نشان میدهد نقدشوندگی همچنان یکی از مهمترین مؤلفههای اعتماد در این بازار است.
الیاسکردی: ماهیت طلا تغییر کرده است
پیام الیاسکردی، تحلیلگر بازارهای مالی، با اشاره به تغییر رفتار اقتصادی مردم در دوران جنگ میگوید: اکنون طلا بیش از آنکه یک ابزار سرمایهگذاری باشد، به ابزاری برای تأمین مالی نیازهای روزمره تبدیل شده است.
او اعتقاد دارد که در جریان جنگ ۴۰ روزه، مسئله اصلی برای مردم و حتی فعالان بزرگ بازار، «نقدشوندگی» بود و همین مسئله باعث شد کفه فروشندگان در بازار طلا سنگینتر شود.
به گفته الیاسکردی، رفتاری که فعالان بازار طلا، چه سرمایهگذاران خرد و چه سرمایهداران بزرگ، از خود نشان دادند این بود که به طلا بیشتر به چشم یک ابزار تأمین مالی برای نیازهای روزمره یا ایفای تعهدات مالی نگاه میکردند.
این تحلیلگر بازارهای مالی توضیح میدهد: وقتی جنگ یا درگیری طولانیمدت رخ میدهد، افراد به سمت داراییهای نقدشونده میروند. هرچه بحران طولانیتر شود، اهمیت نقدشوندگی بیشتر خودش را نشان میدهد، چون مردم باید بتوانند هزینههای زندگی و تعهدات مالیشان را از همان محل تأمین کنند.
او یادآوری میکند که حتی فعالان کلان بازار طلا هم متوجه شده بودند تا زمانی که مردم در نقش خریدار در بازار حضور نداشته باشند، امکان کسب سود جدی برای بازار وجود ندارد. دلیلش هم روشن بود؛ بخش بزرگی از اقتصاد ایران مبتنی بر خدمات است و در دوره جنگ، بخش خدمات عملاً دچار رکود و تعطیلی شد. آثار این وضعیت را امروز هم در تعدیل نیروها و مشکلات کسبوکارها میبینیم. در چنین شرایطی، بازار طلا تا حد زیادی ماهیت سرمایهگذاری خود را از دست داد و بیشتر به ابزاری برای تأمین مالی مردم تبدیل شد.
الیاسکردی درباره نسبت خرید و فروش نیز میگوید: خودِ قیمتها بهترین توضیح را میدهند. وقتی روند بازار را در طول آن ۴۰ روز نگاه میکنید، مشخص است که دست بالاتر با فروشندگان بود. تعداد فروشندهها زیاد بود و در مقابل، خریداران بسیار کم بودند. بعد از پایان جنگ هم قیمتها تلاش میکنند به سطوح پیش از بحران بازگردند، اما این فرآیند زمانبر است و یکشبه اتفاق نمیافتد. در مدت جنگ هم بازار و مردم تا حدی از واکنشهای هیجانی فاصله گرفته بودند و بیشتر روی مدیریت بقا و نقدینگی تمرکز داشتند.


