به گزارش نبض وطن، ستاد فرماندهی مرکزی نیروهای تروریستی آمریکا در منطقه(سنتکام) دیروز (۱۸ جولای/ ۲۷ تیر) بدون اشاره به تجاوز به خاک ایران که منجر به دفاع مشروع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران شده است، مدعی شد که «در روز جمعه (۱۷ جولای/ ۲۶ تیر) ۲ نفر از نیروهای نظامی ایالات متحده در اردن، در جریان دفاع نیروهای سنتکام و شرکای آن در برابر حملات موشکهای بالستیک و پهپادهای ایران، کشته شدند. همچنین، یک نظامی آمریکایی دیگر نیز در حال حاضر مفقودالاثر است. چهار نظامی دیگر به بیمارستانهایی در اردن منتقل و پس از درمان مرخص شدند. شماری دیگر از نیروها نیز به دلیل “جراحات جزئی” تحت معاینه قرار گرفتند و به محل خدمت بازگشتند.»
نشریه آتلانتیک با اشاره به ادعای سنتکام در بیانیه مذکور، گزارش انتقادی خود را اینگونه آغاز کرده است: دو آمریکایی دیگر جان خود را حین خدمت به کشورشان از دست دادند. چند نظامی آمریکایی دیگر نیز زخمی شدهاند و یک نفر همچنان مفقود است. مردم آمریکا حق دارند که بدانند چرا این افراد جان باختند و آقای رئیس جمهور ترامپ حاضر است چند نفر دیگر از فرزندان این کشور را در این جنگ «غیرضروری و خودخودخواسته» به خطر بیندازد!
همان پاسخهای کلیشهای
ترامپ تاکنون همواره همان پاسخهای کلیشهایِ همیشگی را داده است. او عصر شنبه(به وقت محلی) در تماسی تلفنی با رسانه محافظهکار «نیوزنیشن/ NewsNation» گفت که «این اتفاق بسیار غمانگیزی است» و اضافه کرد «از وقوع چنین حوادثی متنفریم. آنها در حال خدمت به کشورمان بودند.»
نگارنده این مطلب در ادامه مینویسد: خدمت نظامی، حتی در زمان صلح، فینفسه پرخطر است. اما این آمریکاییها جان باختند چون به جنگ فرستاده شدند؛ و ترامپ در تمام این ماهها هیچ توضیح جامع و روشنی ارائه نکرده که چرا دولتش نیروهای آمریکایی را در معرض چنین خطری قرار داده است. یا به طور دقیقتر، او در طول بیش از ۲۰ هفته جنگ، در مقاطع مختلف توجیهات متفاوتی مطرح کرده است.
هدف واقعی جنگ چه بود؟
این بار، به نوشته نیوزنیشین، ترامپ هدف اصلی خود از این جنگ را «ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هستهای» خوانده است! اما ایران سلاح هستهای ندارد و هنگامی که ترامپ این جنگ را آغاز کرد هم حتی به آن نزدیک نشده بود. ترامپ از آن زمان مدعی شده که تهران تا ساخت بمب هستهای «دو هفته» فاصله داشته است؛ ادعایی که هیچ تحلیلگر برجسته و هیچ نهاد اطلاعاتی، چه در آمریکا و چه در کشورهای دیگر، به هیچ عنوان آن را تایید نکردهاند.
با این حال، کاخ سفید در شب آغاز جنگ، ویدئویی از اظهارات ترامپ منتشر کرد که در آن به نظر میرسید هدف اصلی او «تغییر رژیم» در ایران باشد. او در این ویدئو گفت که پس از پایان عملیات آمریکا مردم ایران باید «کنترل حکومت خود را به دست بگیرید»!
اما در ادامه از این موضع عقبنشینی کرد و مدعی شد که هرگز قصد سرنگونی حکومت ایران را نداشته است؛ گاهی هم مدعی شده که با ترور شمار زیادی از رهبران ایرانی، عملا حکومت را سرنگون کرده است؛ ادعایی که آشکارا با مفهوم «تغییر رژیم» تفاوت دارد.
جنگ بر اساس «حس غریزی»!
ترامپ نسبت به سقوط نظام سیاسی ایران خوشبین بود. او با ترغیب و تهییج بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر (رژیم)اسرائیل، مبنی بر اینکه حکومت ایران زیر یورش آمریکا فرو خواهد پاشید، وارد جنگ با تهران شد. با این حال، به نوشته نیویورکتایمز، جان رتکلیف، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا)، این ادعا را «مضحک» و مارکو روبیو، وزیر خارجه این کشور نیز آن را «چرندیات» توصیف کرده بودند.
با این حال، ترامپ بر اساس آنچه بعدها «حس غریزی» خود خواند، نیروهای آمریکایی را به اصطلاح «گوشت دم توپ» کرد. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز از ایده حمله حمایت کرده بود.
به باور نگارنده، ترامپ در تمام این مدت حتی یک سخنرانی رسمی برای مردم آمریکا یا کنگره درباره چرایی ورود این کشور به این جنگ، آشفتهکردن اقتصاد جهان و به خطر انداختن جوانان آمریکایی، ارائه نکرده است.
اهداف جنگ؛ نخنما و هزار تکه
در این بین، اهداف جنگ پراکندهتر و هزارتکه شده و اکنون آمریکا ناچار به مهار آتش خودساختهاش است. پروژه تغییر رژیم در ایران شکست خورد و تهران خیلی زود همان کاری که تقریبا همه، بهجز ترامپ و هگست، انتظارش را میکشیدند را انجام داد: تنگه هرمز را مسدود کرد و به پایگاهها و داراییهای آمریکا در کشورهای متحدش در حاشیه خلیج فارس یورش برد. پس از آن، هدف آمریکا به خلع توانمندیهای نظامی ایران و بازگشایی تنگه هرمز تغییر یافت؛ اما این تلاشها هم شکست خورده است.
ایران به وضوح زرادخانه قابلتوجهی از موشکها و پهپادها در اختیار دارد و خود ترامپ نیز از حذف کامل تهدید موشکی ایران ناامید شده است. او ماه گذشته، وقتی درباره موشکهای ایران مورد سوال و جواب قرار گرفت، با بالا انداختن شانههایش گفت «بالاخره باید تعدادی موشک داشته باشند؛ چون بقیه هم دارند.» در همین حال، ایران بارها و بارها نشان داده است که تنگه هرمز تنها زمانی که ایران بخواهد باز خواهد بود. به ادعای نگارنده، تهران تا پیش از آغاز جنگ توسط ترامپ، این سطح از حکمرانی بر این آبراه حیاتی را در اختیار نداشت. با این حال، به نظر میرسد که رئیس جمهوری آمریکا تصور میکند که با توسل بیشتر به قوای نظامی میتواند همهچیز را به وضعیت قبل و به اصطلاح آب رفته را به جوی بازگرداند.
حالا دو آمریکایی دیگر کشته شدهاند و یک نفر نیز مفقود است. اما ترامپ همچنان کمر بسته است که جان نیروهای آمریکایی بیشتری را به خطر بیندازد. بر اساس برخی گزارشها، او بار دیگر از مشاورانش درباره احتمال تصرف بخشی از خاک ایران پرسوجو کرده؛ اقدامی که گمانهزنیها درباره آمادگی آمریکا برای آنچه آغاز عملیات زمینی در ایران خوانده میشود را تشدید کرده است. اگر ترامپ چنین دستوری صادر کند، بیشک شمار بیشتری از نظامیان آمریکایی کشته خواهند شد.
چنین عملیاتی تلفات سنگینی به همراه خواهد داشت، اما به فرض اشغال جزیره خارک و پیادهسازی نیروی زمینی در سواحل ایران، همچنان پرسش اصلی به قوت خود باقیست: هدف نهایی چیست؟ در این مرحله، «پیروزی» دقیقا چه معنایی دارد؟ به باور نگارنده، «حتی اگر نیروهای آمریکایی به ایران حمله کنند و مدعی کنترل تنگه هرمز شوند، صرفا دستاوردهای کوتاهمدت نظامی خواهد بود که در نهایت سربازان آمریکایی را در بخشهایی از خاک یک کشور دشمن گرفتار میکند. صرفنظر از نتیجه عملیات، احیای اقتصاد جهانی نیز به تصمیم شرکتهای کشتیرانی و بیمه بستگی خواهد داشت؛ شرکتهایی که بعید است مالکان آنها صرفا با بیانیهها و ادعاهای ترامپ یا لفاظی و رودهدرازیهای پیت هگست، اطمینان پیدا کنند.»
موضع تهران قویتر است
اما شاید ترامپ اصلا چنین برنامهای نداشته باشد. در این صورت، او با این امید که بمبارانهای سنگینتر و ویرانی بیشتر، میتواند او را به خواستههایش برساند، باز هم جان نظامیان آمریکایی قمار میکند. ظاهرا آنچه ترامپ میخواهد، ایرانی فرمانبردار است که با آمریکا صلح کند، تنگه هرمز را باز نگه دارد، از حمله به کشورهای (میزبان داراییهای آمریکا) در منطقه دست بکشد و متعهد شود که هرگز سلاح هستهای نخواهد ساخت(چیزی که تهران هرگز به دنبال آن نبوده است.) با این حال، حملات نظامی تاکنون نتوانستهاند این اهداف را محقق کنند و ترامپ هم هیچ توضیحی نداده که چرا تصور میکند حملات تازه، نتیجه متفاوت خواهد بود. بدتر آنکه، گرچه ایران رهبر معظم خود را از دست داده، اما حکومت ایران اکنون به لحاظ سیاسی و راهبردی نسبت به نخستین شب آغاز جنگ، در موضع به مراتب قدرتمندتری قرار دارد.
نگارنده در پایان این مطلب مینویسد: شواهد نشان میدهد که ترامپ همچنان درک نکرده که آستانه تحمل ایران به مراتب بالاتر از آمریکاست. کشته شدن دو نظامی دیگر آمریکایی، آنطور که ترامپ میگوید، صرفا «اتفاقی بسیار غمانگیز» نیست. آقای رئیس جمهور، آمریکا را وارد یک جنگ واقعی و بزرگ کرده است؛ جنگی که در آن، نظامیان آمریکایی کشته و زخمی میشوند.
ترامپ همین دیروز از شبکههای تلویزیونی آمریکا خواست تا برای یاوهگویی درباره تئوریهای توطئه انتخاباتی، زمان پخش زنده در اختیارش بگذارند. اما پیش از آنکه یک نظامی دیگر آمریکایی جان خود را از دست بدهد، او باید مقابل دوربینها بازگردد و در برابر کنگره حاضر شود و برای مردم آمریکا توضیح دهد که «دقیقا» در ایران چه میکند و حاضر است جان چند آمریکایی دیگر را به خطر بیندازد.
