به گزارش نبض وطن، هفته دولت، فرصتی برای بازخوانی کارنامه مدیرانی است که مسئولیت را نه صرفاً یک جایگاه اداری، بلکه تعهدی در قبال امنیت، ثبات و منافع ملی میدانستند. در آستانه دومین سالگرد تشکیل دولت چهاردهم که در هفتم مردادماه ۱۴۰۳ با رأی اعتماد ملت شریف ایران و تأیید مقام معظم رهبری شهید آغاز به کار نمود، ارائه گزارشی مستند و تحلیلی از نقشآفرینی برخی از شخصیتهای برجسته و تأثیرگذار این دوره، ضرورتی اجتنابناپذیر به نظر میرسد.
دو سال گذشته از عمر دولت چهاردهم، نه تنها دوره اجرای برنامههای توسعه و خدمترسانی، بلکه مقطعی تاریخی و پرآشوب در تاریخ معاصر ایران بود که با تحمیل جنگهای متوالی از سوی رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکایی آن، شهادت رهبر انقلاب اسلامی و دهها مقام ارشد نظامی و امنیتی همراه شد.
تاریخ جمهوری اسلامی ایران بارها نشان داده است که دوران بحران، بیش از هر زمان دیگری، ماهیت واقعی مدیران و شیوه حکمرانی آنان را آشکار میکند. در چنین شرایطی، معیار ارزیابی مدیران تنها مجموعهای از تصمیمهای اداری یا موفقیتهای اجرایی نیست، بلکه میزان حضور آنان در متن بحران، نحوه مواجهه با تهدیدها، قدرت تصمیمگیری در شرایط پیچیده و حفظ انسجام ساختارهای کشور اهمیت پیدا میکند.
دولت چهاردهم از نخستین روزهای فعالیت خود با مجموعهای از چالشهای همزمان در عرصه سیاست خارجی، اقتصاد، امنیت و تحولات منطقهای روبهرو شد. تشدید تنشهای منطقهای، افزایش فشارهای خارجی و در نهایت جنگ سال ۲۰۲۶، شرایطی را رقم زد که مدیران ارشد کشور ناگزیر بودند در کوتاهترین زمان ممکن تصمیمهایی با آثار بلندمدت اتخاذ کنند. در چنین فضایی، نقش مدیرانی که در سطوح عالی امنیتی، اطلاعاتی و دفاعی حضور داشتند، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت.
در این میان، سه شخصیت برجسته یعنی شهید علی اردشیر لاریجانی، شهید سید اسماعیل خطیب و شهید امیر سید عبدالرحیم موسوی، هر یک در جایگاه خود نقش محوری در حفظ انسجام نظام، مدیریت بحران و صیانت از امنیت ملی ایفا کردند و در نهایت جان خود را در این مسیر فدا نمودند.
معمار امنیت ملی و چهره راهبردی نظام
علی اردشیر لاریجانی، در سیزدهم خردادماه ۱۳۳۶ در شهر نجف اشرف دیده به جهان گشود. وی فرزند آیتالله میرزا جواد هاشمیآملی و داماد شهید آیتالله مرتضی مطهری بود؛ خانوادهای که ریشه در علم، فقاهت و مبارزات انقلابی داشت. لاریجانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی وارد عرصه خدمت شد. او در سالهای اولیه انقلاب در واحد مرکزی خبر فعالیت نمود و سپس به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. در دوران دفاع مقدس، مسئولیتهای مهمی در ساختار نظامی و امنیتی بر عهده گرفت و به عنوان جانشین رئیس ستاد مشترک سپاه پاسداران فعالیت کرد.
مسیر سیاسی و مدیریتی لاریجانی پس از جنگ تحمیلی، ابعاد گستردهتری یافت. وی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۱ در مناصب نظامی سپاه حضور داشت، سپس به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رفت و در فاصله سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۲ این وزارتخانه را اداره کرد. مهمترین دوره مدیریتی او ریاست سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران از ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۳ بود. در این دوره، لاریجانی با نگاه فرهنگی و رسانهای، نقش مهمی در تبیین گفتمان انقلاب اسلامی ایفا نمود. پس از آن، در سال ۱۳۸۳ با حکم رهبر معظم انقلاب به عنوان نماینده ایشان در شورای عالی امنیت ملی منصوب شد و از مرداد ۱۳۸۴ تا مهر ۱۳۸۶ دبیری این شورا را بر عهده گرفت. در این سمت، وی مسئولیت پرونده هستهای کشور را نیز عهدهدار بود و مذاکرات پیچیدهای با قدرتهای جهانی انجام داد.
لاریجانی پس از کناره گیری از دبیری شورای عالی امنیت ملی، وارد عرصه قانونگذاری شد و به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی در سه دوره متوالی (از ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۹) فعالیت کرد. وی طولانیترین دوره ریاست مجلس را در تاریخ جمهوری اسلامی به خود اختصاص داد. در این سالها، او با رویکرد عملگرایانه و تأکید بر هماهنگی میان قوا، نقش مهمی در پیشبرد سیاستهای کلان کشور ایفا نمود. حمایت او از توافق هستهای برجام در دولت یازدهم، نشاندهنده نگرش واقعبینانه و دیپلماتیک وی بود.
با آغاز دولت چهاردهم در مرداد ۱۴۰۳، لاریجانی ابتدا به عنوان مشاور رهبر معظم انقلاب و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی فعالیت داشت. پس از جنگ ۱۲ روزه تابستان ۱۴۰۴ که خسارات سنگینی به زیرساختهای نظامی و هستهای کشور وارد آورد، ضرورت بازطراحی ساختار امنیت ملی بیش از پیش احساس شد. در پنجم مرداد ۱۴۰۴، ریاست محترم جمهوری با حکم رسمی، علی لاریجانی را بار دیگر به دبیری شورای عالی امنیت ملی منصوب نمود. این انتصاب که با تأیید رهبر معظم انقلاب همراه بود، نقطه عطفی در مدیریت بحران کشور محسوب میشود. لاریجانی در این سمت جدید، نه تنها مسئولیت هماهنگی نهادهای امنیتی و نظامی را بر عهده گرفت، بلکه به یکی از اصلیترین چهرههای تصمیمگیری راهبردی نظام تبدیل شد.
نگرش لاریجانی در این دوره، ترکیبی از تجربه طولانی امنیتی، درک عمیق از دیپلماسی بینالمللی و اعتقاد به مدیریت نهادی بحران بود. او بر این باور بود که امنیت ملی تنها با اتکا به قدرت نظامی تأمین نمیشود، بلکه نیازمند هماهنگی کامل میان دستگاههای اجرایی، دیپلماسی فعال و مدیریت افکار عمومی است. پس از شهادت رهبر معظم انقلاب در نهم اسفند ۱۴۰۴، لاریجانی عملاً به یکی از محورهای اصلی حفظ انسجام نظام تبدیل شد.
بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی، وی را در آن مقطع حساس، ستون فقرات راهبردی کشور توصیف کردند. او با تکیه بر ۴۵ سال تجربه در حساسترین نهادهای نظام، توانست فرآیند انتقال قدرت و مدیریت جنگ ۴۰ روزه را هدایت نماید.
شخصیت لاریجانی را میتوان در چند ویژگی اصلی خلاصه کرد؛ عملگرایی مبتنی بر تجربه، پرهیز از حاشیهسازی سیاسی، تأکید بر دیپلماسی در کنار قدرت بازدارندگی، و اعتقاد به وحدت ملی در شرایط بحرانی. وی هرگز خود را محدود به یک جناح سیاسی خاص نکرد و در دورههای مختلف با طیفهای گوناگون نظام همکاری داشت. این ویژگی، او را به چهرهای قابل اتکا در مقاطع حساس تبدیل کرده بود. شهید علی لاریجانی سرانجام در بیست و ششم اسفندماه ۱۴۰۴ در جریان حمله هوایی رژیم صهیونیستی به یکی از محلهای امن در تهران، همراه با فرزند خود به درجه رفیع شهادت نائل آمد. شهادت او ضایعهای سنگین برای نظام و ملت ایران بود، اما میراث مدیریتی و راهبردیاش همچنان در ساختار امنیت ملی کشور باقی است.
سید اسماعیل خطیب؛ الگوی اخلاص و سادهزیستی
سید اسماعیل واعظی معروف به سید اسماعیل خطیب، در سال ۱۳۴۰ در شهرستان قائنات استان خراسان جنوبی متولد شد. خانواده او اصالتاً اهل علم و دیانت بودند. پدر بزرگ ایشان برای تحصیل علوم دینی به نجف مهاجرت کرده بود و پدر شهید نیز در نجف متولد شده و بعدها به قم مهاجرت نمود. خطیب از سال ۱۳۵۴ وارد حوزه علمیه قم شد و تحصیلات حوزوی خود را تا سطوح عالی ادامه داد.او در کلاسهای خارج فقه رهبر معظم انقلاب شهید و حضرات آیات فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی و مجتبی تهرانی حضور یافت.
با آغاز جنگ تحمیلی، شهید خطیب همزمان با تحصیل، به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و در واحد اطلاعات عملیات فعالیت نمود. وی در جریان دفاع مقدس جانباز شیمیایی شد و سالها آثار این مجاهدت را با خود داشت. در سال ۱۳۶۴ وارد وزارت اطلاعات تازه تأسیس جمهوری اسلامی شد و از همان ابتدا مسیر خدمت در حوزه اطلاعات و امنیت را برگزید.
در دهه ۱۳۷۰ به عنوان مدیرکل اطلاعات استان قم فعالیت کرد. سپس مسئولیتهای مهمی چون ریاست حراست آستان قدس رضوی، فعالیت در دفتر رهبر معظم انقلاب و ریاست مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه (از ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۸) را بر عهده گرفت.
در شهریور ماه ۱۴۰۰، با پیشنهاد رئیسجمهور شهید آیتالله رئیسی، سید اسماعیل خطیب به عنوان وزیر اطلاعات دولت سیزدهم به مجلس شورای اسلامی معرفی شد و رأی اعتماد نمایندگان را کسب نمود. پس از تشکیل دولت چهاردهم در مرداد ۱۴۰۳، وی همچنان در سمت وزارت اطلاعات ابقا شد و تا زمان شهادت، این مسئولیت خطیر را بر عهده داشت. بدین ترتیب، او نخستین وزیر اطلاعاتی بود که در دو دولت متوالی این سمت را حفظ کرد و نخستین وزیر شهید اطلاعات جمهوری اسلامی ایران نیز به شمار میرود.
نگرش و شخصیت شهید خطیب را نزدیکان و همکاران او با واژههایی چون سادهزیستی، فروتنی، ولایتمداری، گمنامی و اخلاص توصیف میکنند. او هرگز به دنبال دیدهشدن و مطرح شدن نبود. در جلسات هیئت دولت به آرامش و متانت معروف بود و حتی در سخنرانیها مانند افراد عادی در میان مردم مینشست. زندگی شخصی او در قم و تهران گواه روشنی بر قناعت و بیاعتنایی به مظاهر دنیوی بود.
در دوره وزارت، شهید خطیب بر همافزایی و همکاری میان نهادهای اطلاعاتی تأکید ویژهای داشت. فعالیتهای اطلاعاتی علیه رژیم صهیونیستی در این دوره تقویت شد و این اقدامات در جریان جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه کمک شایانی به نیروهای نظامی نمود. او امنیت ملی را میدان پیچیده و خاموشی میدانست که باید با اخلاص و بدون هیاهو صیانت شود.
شهید سید اسماعیل خطیب سرانجام در بیست و هفتم اسفندماه ۱۴۰۴ در جریان تهاجم گسترده رژیم صهیونیستی و آمریکا، همراه با همسر و یکی از دخترانش در منزل مسکونی خود هدف حمله رژیم تروریستی آمریکا و رژیم صهیونی قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمد. تشییع پیکر مطهر او در تهران، قم و مشهد برگزار شد و سرانجام در حرم مطهر امام رضا علیهالسلام به خاک سپرده شد. رهبر معظم انقلاب اسلامی و بسیاری از مراجع تقلید شهادت او را تسلیت گفتند و از خدمات خالصانهاش تجلیل نمودند.
فرمانده وحدتآفرین نیروهای مسلح
سید عبدالرحیم موسوی، در سال ۱۳۳۹ در شهر مقدس قم متولد شد. او از سال ۱۳۵۸ وارد ارتش جمهوری اسلامی ایران شد و فعالیت نظامی خود را در رسته توپخانه نیروی زمینی آغاز کرد. در طول هشت سال دفاع مقدس، حضوری فعال و مؤثر در جبهههای غرب کشور (بهویژه منطقه کردستان با لشکر ۲۸) و جنوب غربی کشور (گروه ۳۳ توپخانه در خوزستان) داشت. این تجربه میدانی، او را به فرماندهی آشنا با جنگ و رزمنده واقعی تبدیل نمود.
پس از جنگ، موسوی مدارج فرماندهی را یکی پس از دیگری طی کرد. از جمله مسئولیتهای او میتوان به فرماندهی دانشگاه افسری امام علی علیهالسلام (۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴)، ریاست ستاد مشترک ارتش (۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷)، جانشینی فرمانده کل ارتش (۱۳۸۷ تا ۱۳۹۵) و جانشینی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح (۱۳۹۵ تا ۱۳۹۶) اشاره کرد. در سیام مردادماه ۱۳۹۶ با حکم رهبر معظم انقلاب به درجه سرلشکری و سمت فرماندهی کل ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و تا بیست و سوم خرداد ۱۴۰۴ این مسئولیت را بر عهده داشت.
پس از شهادت سرلشکر محمد باقری در جنگ ۱۲ روزه، رهبر معظم انقلاب در احکامی جداگانه، امیر سرلشکر عبدالرحیم موسوی را به ریاست ستاد کل نیروهای مسلح منصوب نمودند. این انتصاب، او را در رأس هرم هماهنگی نیروهای مسلح قرار داد و آخرین سمت زمینی او بود. موسوی از خرداد ۱۴۰۴ تا زمان شهادت، مسئولیت سنگین هماهنگی ارتش، سپاه و سایر نیروهای مسلح را در شرایط جنگ بر عهده داشت.
نگرش شهید موسوی بر چند اصل استوار بود؛ وحدت نیروهای مسلح به عنوان مؤلفه قدرت ملی، ایمان و ولایتمداری، رأفت با نیروها و قاطعیت در برابر دشمن، و آمادگی دائمی برای دفاع. او معتقد بود وحدت میان ارتش و سپاه نه تنها یک امر ولایی، بلکه ضرورتی علمی و راهبردی است. مفهوم «ارتش مستحق ظهور» که توسط او در ارتش پیادهسازی شد، امروز به فرهنگی در نیروهای مسلح تبدیل شده است. موسوی اهل قرائت منظم قرآن و حضور در هیئتهای مذهبی بود و ارادت قلبی عمیقی به حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام داشت.
در جریان جنگ ۱۲ روزه، شهید موسوی ۱۱ مرتبه خدمت رهبر معظم انقلاب شرفیاب شد و در سختترین شرایط با آرامش و تدبیر نیروها را هدایت میکرد. او پیش از وقوع جنگ ۴۰ روزه، تاکتیکها و راهبردهای مقابله با تهاجم آمریکایی-صهیونیستی را برنامهریزی و به فرماندهان ابلاغ کرده بود. صلابت او در برابر دشمن و مهربانیاش با سربازان و کارکنان، از ویژگیهای بارز شخصیتیاش بود.
شهید امیر سید عبدالرحیم موسوی سرانجام در نهم اسفندماه ۱۴۰۴ در جلسه شورای دفاع، بر اثر بمباران محل جلسه توسط دشمنان آمریکایی-صهیونیستی، همراه با جمعی از همرزمان خود به شهادت رسید. پیکر مطهر او پس از تأخیری به دلیل مشکلات شناسایی، در چهاردهم فروردینماه ۱۴۰۵ در حرم حضرت معصومه سلاماللهعلیها تشییع و تدفین شد.
دو سال نخست دولت چهاردهم، نه یک دوره عادی از خدمترسانی، بلکه آزمونی تاریخی برای نظام جمهوری اسلامی ایران بود؛ آزمونی که در آن جنگ تحمیلی، شهادت رهبر معظم انقلاب و از دست رفتن دهها فرمانده و مدیر ارشد، کشور را در یکی از پیچیدهترین مقاطع خود قرار داد. در این میان، سه شخصیت برجسته یعنی شهید علی اردشیر لاریجانی، شهید سید اسماعیل خطیب و شهید امیر سید عبدالرحیم موسوی، هر یک به گونهای متفاوت اما مکمل یکدیگر، ستونهای پایداری نظام را در برابر طوفان حوادث نگاه داشتند.
لاریجانی با تجربه چندیندههای خود در عرصههای امنیتی، دیپلماتیک و قانونگذاری، نشان داد که مدیریت بحرانهای بزرگ تنها با اتکا به قدرت نظامی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند ذهنی راهبردی، توانایی هماهنگی میان نهادها و درک عمیق از معادلات بینالمللی است. او در روزهایی که کشور از رهبری شهید خود محروم شده بود، عملاً به یکی از محورهای اصلی حفظ انسجام تصمیمگیری تبدیل شد و تا آخرین لحظه حیات، مسئولیت سنگین امنیت ملی را بر دوش کشید.
شهید خطیب، در نقطه مقابل هیاهو و خودنمایی، الگویی کمنظیر از خدمت خاموش و خالصانه ارائه داد. او امنیت کشور را در میدان پیچیده و پنهان اطلاعات، با سادهزیستی، تواضع و ولایتمداری پاسداری کرد و ثابت نمود که بزرگترین سرمایههای نظام، نه جایگاهها و عناوین، بلکه انسانهای مؤمن و بیادعایی هستند که جان خود را بدون چشمداشت فدا میکنند. شهادت او همراه با خانوادهاش، تصویر روشنی از عمق اخلاص و آمادگی برای جانفشانی در راه حفظ آرامش ملت بود.
شهید موسوی نیز با تکیه بر سالها تجربه میدانی و اعتقادی راسخ به وحدت نیروهای مسلح، انسجام دفاعی کشور را در برابر تهاجم دشمن حفظ نمود. او ارتش را نه صرفاً یک نهاد نظامی، بلکه نیرویی «مستحق ظهور» میدانست و با رأفت نسبت به نیروها و قاطعیت در برابر دشمن، الگویی از فرماندهی مؤمن و مردمدوست را به نمایش گذاشت. شهادت او در جلسه شورای دفاع، نماد حضور فرمانده در خط مقدم تصمیمگیری و فداکاری تا آخرین نفس بود.
این سه شهید بزرگوار، با وجود تفاوت در حوزههای مسئولیت، در یک نقطه به هم میرسیدند: اولویت مطلق امنیت و استقلال کشور، خدمت بیمنت، و آمادگی کامل برای فداکاری. آنان نشان دادند که نظام جمهوری اسلامی ایران حتی در سختترین شرایط، از ذخایر انسانی ارزشمند و مدیران مجربی برخوردار است که میتوانند بار سنگین بحران را به دوش بکشند و مسیر مقاومت را ادامه دهند.
امروز که در آستانه دومین سالگرد تشکیل دولت چهاردهم قرار داریم، بزرگداشت این شهیدان والامقام تنها ادای دین به گذشته نیست؛ بلکه سرمایهگذاری برای آینده است. میراث آنان به ما میآموزد که در شرایط تهدید و فشار، رمز موفقیت در وحدت نهادی، اخلاص در عمل، و اتکا به نیروهای مؤمن و کارآمد نهفته است. دولت چهاردهم که در سایه مجاهدت این بزرگواران و صدها شهید دیگر مسیر خود را ادامه میدهد، اکنون وظیفه دارد با بهرهگیری از این درسها، ساختارهای امنیتی، دفاعی و مدیریتی کشور را بیش از پیش مستحکم سازد و نسل جدید مدیران را بر اساس همین الگوها تربیت نماید.
