به گزارش نبض وطن، بحران در تنگه هرمز و مسدود شدن این آبراه بینالمللی یکی از مهمترین رویدادهای ماههای اخیر بوده و به نوعی همه جهان را تحت تاثیر خود قرار داده است. این بحران اما چرا آغاز شد و چگونه پایان مییابد، دو پرسش مهم با پاسخهای مشابه؛ تنگه هرمز به دلیل ماجراجوییها و زیادهخواهیهای آمریکا مسدود شد و با پایان و جبران خسارات ناشی از آنها هم باز خواهد شد. آنچه در ارزیابی اقدام رئیسجمهور آمریکا در آغاز جنگی تمام عیار علیه ایران میتوان به دست آورد این است که دونالد ترامپ محاسبه درستی درباره پیامدهای مسدود بودن تنگه هرمز در آغاز این نبرد نداشت و با مشخص شدن این تبعات و افزایش لحظهای و ساعتی آن در ششمین ماه جنگ؛ برای این بازگشایی اصرار ویژه دارد اما نوع این اصرار و تعریفی که آمریکا از بازگشایی تنگه دارد با آنچه در میدان واقعیت مشاهده میشود؛ متفاوت بوده و این خود به مهمترین عامل پیچیدگی شرایط تبدیل و این رفع انسداد را دشوار ساخته است.
ترامپ با تهدید به بمباران مسقط وارد میشود
جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان هم پیش از ۱۷ تیرماه (روز نقض تفاهم اسلامآباد از سوی آمریکا) و هم پس از آن، گفتوگوهای تفصیلی را به عنوان دو دولت ساحلی تنگه هرمز آغاز کردند تا به سازوکاری برای ساماندادن به بحران ایجاد شده توسط آمریکا دست یابند. «سید عباس عراقچی»، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ۱۷ مرداد با بیان اینکه مذاکرات با عمان در خصوص ساز و کار حقوقی و مدیریت تنگه هرمز در خصوص تعیین مسیر تردد تنگه هرمز در حال انجام است و خیلی به توافق نزدیک هستیم، توضیح داد: در گذشته TSS یا مسیری وجود داشت که دیگر از نظر جمهوری اسلامی این مسیر برای تردد کشتیها قابل قبول نیست و لازم است یک TSS جدیدی در نظر گرفته شود که البته دارای پیچیدگیهای گسترده فنی و حقوقی است.
عراقچی تاکید کرد: «با توجه به پیچیدگی های فنی و حقوقی فعلا درباره یک مسیر موقت صحبت می کنیم. قبل از دستیابی به مسیر جدید مسیری موقت به عنوان که پایه مسیر اصلی خواهد بود در نظر گرفته خواهد شد، در این خصوص میان نیروهای نظامی و دریایی دو کشور بر اساس نقشههای موجود مذاکراتی انجام شده است که با جمعبندی این مذاکرات، مسیر جدید مشخص خواهد شد.»
«اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه هم با اشاره به اینکه در مورد نقشه تردد تفاهم حاصل شده است، درباره روند گفتوگوها با عمان توضیح داد: «در مورد بیانیه مشترک همچنان برخی نکات فنی وجود دارد که در مورد آن بحث میشود، ولی مذاکرات به شکل خیلی روان و سازنده دارد انجام میشود. در مورد نقشه مسیر تردد تفاهم شده اما قرار این بوده است که تفاهم را در قالب یک بسته نهایی کنیم؛ یعنی نقشه به همراه بیانیه مشترک.»
بر مبنای این اظهارات مسئولان دیپلماسی ایران، این نقشه راه در حال نهایی شدن است اما بر همین مبنا و به گفته بقائی به سه دلیل روند در حال طولانیشدن است: «پیچیدگی موضوع، تعدد بازیگران اثرگذار و در نهایتا تلاش طرفهای بدسگال که نشان دادند هیچوقت به صلح و امنیت منطقه بها نمیدهند و اساساً دوست دارند که منطقه ما همیشه در حالت کشمکش و آشوب باشد.»
از این روست که درست در روزهایی که مذاکرات ایران و عمان درباره سازوکار مدیریت تردد کشتیها از تنگه هرمز وارد مراحل پایانی شده و به گفته مقامات دو کشور تنها چند گره فنی و حقوقی در تنظیم بیانیه باقی مانده، رئیسجمهور آمریکا بار دیگر با لحنی تهدیدآمیز عمان را هدف قرار داده و اعلام کرده است که در صورتی که این کشور سر راه تلاشهای واشنگتن برای دستیابی به توافق درباره این آبراه راهبردی قرار بگیرد، آن را بمباران خواهد کرد. همزمانی این ادعاها با نزدیک شدن تهران و مسقط به یک توافق نهایی، صداقت هیئت حاکمه آمریکا را در این زمینه زیر سوال برده و این ابهام را ایجاد میکند که اگر واشنگتن واقعن خواستار بازگشایی تنگه هرمز (برمبنای اظهارات اخیر ونس معاون ترامپ) است، چرا دو کشوری که مسئول قانونی و حقوقی این بازگشایی هستند را مدام تهدید میکند؟ آیا کاخ سفید واقعاً خواهان نتیجهبخش بودن مسیر دیپلماتیک است یا در پی آغاز دور تازهای از درگیری نظامی در منطقه.
به گزارش شبکه سیانان، ترامپ روز دوشنبه در گفتوگویی تلفنی با خبرنگار ارشد فاکسنیوز، تری یینگست، در پاسخ به پرسشی درباره مذاکرات جاری میان ایران و عمان بر سر تنگه هرمز، هشدار داد که اگر عمان مانعتراشی کند، واشنگتن این کشور را بهشدت هدف حملات هوایی قرار خواهد داد.
به نوشته انبیسی نیوز، رئیس جمهور آمریکا در ادامه همان روز، هنگام پاسخ به خبرنگاران در دفتر بیضیشکل نیز بر این موضع پافشاری کرد و گفت رفتار عمان را مناسب ارزیابی نمیکند، اما در صورت لزوم میتواند بهسادگی با این کشور «برخورد» کند. انبیسی نیوز در ارزیابی این رویکرد رئیسجمهور آمریکا یادآور شده است که این نخستینبار نیست که ترامپ چنین لحنی را علیه یکی از متحدان سنتی آمریکا در خلیج فارس به کار میبرد؛ پیشتر نیز در یک نشست کابینه در اردیبهشتماه، او با اشاره به عمان هشدار داده بود که این کشور نیز باید همانند دیگران رفتار کند».
هرمز؛ اختلاف بر سر یک مسیر یا نزاع بر سر مدیریت آبراه؟
تهدید شریک سنتی، گرچه نخستین بار نیست که از سوی رئیسجمهور آمریکا صورت میگیرد اما پرسش اصلی این است که ترامپ به طور دقیق از عمان و کشورهای حاشیه خلیجفارس چه میخواهد؟ سلطنتنشین عمان، نه طرف جنگ آمریکا که یکی از دو دولت ساحلی آبراه هرمز است و بر مبنای تمام قواعد بینالمللی میتواند برای آبهای مرزی و سرزمینی خود با هر کشور و دولتی مذاکره و تفاهم کند. این اصول بدیهی برای ایران هم قابل تکرار است و از این رو، مشخص نیست آیا تدوین چنین سازوکار و تفاهمی از سوی تهران و مسقط، به عنوان «سر راه» قرار گرفتن تعبیر شده یا ترامپ معنای دیگری از این فرآیند دریافته و برمبنای آن تهدیدات خود را آغاز کرده است؟ از منظر ایران اما یک پاسخ به این پرسشها وجود دارد و آن عامدانه بودن این ابهام است. تهران معتقد است واشنگتن خلاف تمام قواعد بینالمللی و حتی ادعاهای خود، مدیریت دو کشور ساحلی تنگه هرمز را بر این آبراه نمیتواند بپذیرد و از این روست که یا تهدید میکند یا در ادعایی مضحک این منطقه را جزئی از قلمرو آمریکا اعلام میکند.
دولتمردان آمریکا معتقدند پذیرش رسمی حق حاکمیت ایران و عمان بر این آبراه، به معنای کنار گذاشتن نقش تعیینکننده آمریکا در تعیین قواعد دریانوردی خلیج فارس است و در چنین شرایطی نمیتوان این نوع کنارگذاشته شدن را به عنوان دستاورد و پیروزی در جنگ آغاز شده علیه ایران به مردم آمریکا قبولاند و فروخت.
ترامپ همزمان با تهدید عمان، در پیامی، دوباره هدف خود از آغاز این جنگ را جلوگیری ایران از دستیابی به سلاح هستهای اعلام کرد. تحلیل این همزمانی هم میتواند قابل تامل و توجه باشد. رئیسجمهور آمریکا روند دیپلماتیک-فنی و حقوقی آغاز شده برای سامان دادن و مدیریت شرایط را تهدید به بمباران میکند و همچنان هدف گنگ و مبهمی به نام «جلوگیری از تسلیحاتی شدن برنامه هستهای ایران» را به عنوان رویکرد خود اعلام میکند و این در حالی است که تهران هرگز و حتی با وجود تحمل دو جنگ، تمایل یا تکاپویی برای رسیدن به سلاح هستهای از سوی خود بروز و صورت نداده است.
در نهایت فرآیند سازنده میان ایران و عمان درصورت رسیدن به تفاهم میتواند مسیر تازهای برای پایان دادن به بحران تلقی شود اما این فرض در صورتی درست خواهد بود که فرایند سازنده دیگری هم در ذهن و درک تصمیمگیران آمریکا آغاز شود. برای ناظران بینالمللی، پرسش اصلی اکنون این است که آیا این الگوی رفتاری آمریکا یعنی؛ نزدیک شدن به سازوکار از یک سو، و تهدید سیاسی از سوی دیگر میتواند در نهایت به بازگشایی واقعی تنگه هرمز بینجامد، یا آنکه، همانگونه که در مورد تفاهم پیشین میان ایران و آمریکا رخ داد، بار دیگر یک دستاورد دیپلماتیک در سایه تداوم رویکرد جنگطلبانه و تمامیت خواه آمریکا امکان نتیجهبخشی نمییابد.
مسئله تنگه هرمز تنها به تعیین یک مسیر امن برای عبور کشتیها محدود نمیشود؛ آنچه در این مذاکرات در حال شکلگیری است؛ آزمونی برای تعیین این مهم است که چه کسی و بر اساس چه قواعدی باید درباره نظم دریایی این آبراه تصمیم بگیرد. اگر ایران و عمان بتوانند بر سر یک سازوکار موقت و سپس دائمی به تفاهم برسند، این توافق میتواند نشان دهد که کشورهای ساحلی قادرند بدون مداخله قدرتهای فرامنطقهای برای یک بحران امنیتی و حقوقی راهحل پیدا کنند. از همین رو، تهدید علیه عمان را نمیتوان صرفاً واکنشی به یک اختلاف بر سر مسیر تردد کشتیها دانست؛ این تهدید میتواند ناظر بر اصل شکلگیری سازوکاری باشد که نقش مستقیم آمریکا را در مدیریت این آبراه کاهش میدهد.
اکنون واشنگتن با یک انتخاب روشن روبهرو است یا سازوکاری را که میان دو کشور ساحلی در حال شکلگیری است به عنوان راهی برای کاهش تنش و بازگشت تدریجی تردد دریایی بپذیرد یا همچنان تلاش کند بازگشایی هرمز را به تصمیم و شروط خود گره بزند. گزینه نخست، امکان تبدیل یک بحران نظامی به یک راهحل دیپلماتیک را فراهم میکند اما گزینه دوم، حتی اگر در کوتاهمدت فشار بیشتری بر تهران و مسقط وارد کند، میتواند روندی را که اکنون به گفته مقامهای ایرانی به مراحل نهایی نزدیک شده، با مانع تازهای روبهرو کند. به همین دلیل، آزمون واقعی سیاست واشنگتن در هرمز نه در تهدیدهای لفظی که در نحوه مواجهه آن با توافق احتمالی ایران و عمان آشکار خواهد شد.



