به گزارش نبض وطن، توافق سهجانبه عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که در هفتم اوت (۱۶ مرداد) به امضا رسید و این کشورها از آن به عنوان یک توافق دفاعی یاد می کنند، از نگاه بخش مهمی از محافل سیاسی، امنیتی و رسانهای رژیم صهیونیستی صرفاً یک پیمان نظامی میان سه کشور نیست، بلکه نشانهای از شکلگیری تدریجی یک معماری امنیتی جدید در منطقه است که برخلاف نظم پیش از هفتم اکتبر (عملیات طوفان الاقصی در ۱۵ مهر ۱۴۰۲)، اسرائیل را دیگر بازیگری تعیینکننده در ترتیبات امنیتی منطقه نمیبیند.
رسانهها و اندیشکدههای اسرائیلی ارزیابی های مختلفی در این خصوص دارند؛ برخی این توافق را تهدیدی علیه موقعیت منطقهای رژیم صهیونیستی میدانند و برخی دیگر معتقدند پیمان مذکور در کوتاهمدت میتواند با تقویت بازدارندگی عربستان در برابر برخی طرف های منطقه ای، بهطور غیرمستقیم به سود اسرائیل تمام شود.
پیمان سهجانبه از نگاه رژیم صهیونیستی؛ فراتر از یک توافق دفاعی
مهمترین حساسیت رژیم صهیونیستی به مفاد توافق بازمیگردد؛ بندی که بر اساس آن حمله نظامی به یکی از سه عضو، حمله به هر سه عضو تلقی میشود. «تایمز اسرائیل» با مقایسه این بند با ماده پنجم ناتو، در عین حال تأکید کرده است که میزان واقعی تعهد اعضا هنوز روشن نیست و باید دید در صورت وقوع بحران، این تعهد به سلاح، اطلاعات، پدافند هوایی یا اعزام نیرو منجر خواهد شد یا خیر.
از همین رو، نگاه دستگاه اطلاعاتی اسرائیل بیش از آنکه بر متن توافق متمرکز باشد، بر «آنچه پس از توافق اتفاق میافتد» استوار است. تایمز اسرائیل پرسش اصلی را در زمینه شکلگیری سازکارهای اطلاعاتی مشترک، ارزیابی تهدیدهای مشترک، هماهنگی پدافند هوایی و موشکی، همکاری سایبری، رزمایشهای سهجانبه، انتقال فناوری و آموزش نظامی مطرح میکند. از دید این رسانه، اگر این همکاریها نهادینه شود، پیمان سهجانبه میتواند از یک بیانیه سیاسی به یک معماری امنیتی واقعی تبدیل شود.
این نگرانی از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا میکند که هر یک از سه عضو، قابلیت متفاوتی را وارد این چارچوب میکند؛ پاکستان دارای قدرت بازدارندگی هستهای و ارتشی بزرگ است؛ ترکیه عضو ناتو و صاحب توانمندیهای قابل توجه نظامی و صنایع دفاعی رو به رشد است؛ و عربستان سعودی منابع مالی، موقعیت جغرافیایی و شبکهای گسترده از روابط امنیتی را در اختیار دارد. با این حال، رسانههای صهیونیستی بیان میکنند که این ظرفیتها به خودی خود یک «بلوک نظامی یکپارچه» ایجاد نمیکند.
نگرانی اصلی تلآویو؛ رژیم اسرائیل خارج از معماری جدید منطقه
شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی، توافق یادشده را در چارچوب تحولات پس از هفتم اکتبر بررسی کرده و آن را بخشی از روند شکلگیری «اتحادهای انعطافپذیر» در منطقه دانسته است. براساس این تحلیل، کشورهای منطقه به جای قرار گرفتن در دو بلوک ثابت، در حال ایجاد شبکهای از مشارکتهای پیچیده هستند که میتواند برای کشورها در برابر تهدیدهای متفاوت بازدارندگی ایجاد کند.
از دیدگاه این رسانه، مهمترین پیامد برای رژیم صهیونیستی آن است که معماری منطقهای جدید در حال شکلگیری است، بدون آنکه اسرائیل بخشی از آن باشد.
در گذشته، ادعای مقامات صهیونیستی در خصوص تهدید ایران موجب نزدیکتر شدن پنهان یا آشکار این رژیم و برخی کشورهای عربی میشد؛ اما جنگ غزه و پیامدهای آن، از دیدگاه شبکه ۱۲، این روند را تضعیف کرده است. در نتیجه، مساله فلسطین دیگر موضوعی حاشیهای در ترتیبات منطقهای نیست و منطق «عادیسازی بدون حل مساله فلسطین» با دشواری بیشتری مواجه شده است و راه درازی در پیش دارد.
این تحول برای رژیم صهیونیستی در دریای سرخ و مسیرهای راهبردی منطقه نیز اهمیت دارد زیرا امنیت تجارت و کشتیرانی این رژیم به ثبات این منطقه وابسته است. در شرایطی که کشورهای منطقه به سمت همکاریهای مستقل امنیتی حرکت میکنند، رژیم صهیونیستی نگران است که بدون حضور و نقشآفرینی آن، سازکارهای جدیدی برای تأمین امنیت دریای سرخ، بابالمندب و خلیج عدن شکل بگیرد و از میزان نفوذ تلآویو در منطقه کاسته شود.
عربستان؛ مهمترین متغیر برای اسرائیل
«اندیشکده سیاست اسرائیل»، عربستان سعودی را متغیر اصلی در ارزیابی پیامدهای پیمان یادشده میداند. ریاض در سالهای اخیر تلاش کرده است وابستگی خود به یک ضامن امنیتی خارجی را کاهش دهد و گزینههای امنیتی بیشتری در اختیار داشته باشد. توافق دفاعی با پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ (شهریور ۱۴۰۴) و سپس اضافه شدن ترکیه به این چارچوب، بخشی از همین روند تنوعبخشی ارزیابی شده است.
این مساله از دیدگاه اسرائیل یک پیام سیاسی مهم نیز دارد: عربستان سعودی دیگر برای تأمین منافع امنیتی خود لزوما به عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی وابسته نیست. همکاری نظامی با آمریکا، روابط با پاکستان و اکنون ترکیه، بخشی از نیازهای امنیتی ریاض را بدون پرداخت هزینه سیاسی عادیسازی با تلآویو تأمین میکند. از این منظر، هزینه سیاسی عادیسازی برای عربستان افزایش یافته، در حالی که ضرورت اجرای آن برای اهداف امنیتی کاهش یافته است.
اندیشکده سیاست اسرائیل نوشت، البته این روند جدید به معنای بسته شدن کامل مسیر عادیسازی نیست بلکه به ریاض قدرت چانهزنی بیشتری میدهد تا شرایط مطلوب خود را مطالبه کند.
یک قرائت متفاوت؛ پیمان سهجانبه میتواند به سود اسرائیل باشد
در مقابل، روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارانوت» رویکرد متفاوتی اتخاذ کرده و مدعی شده که مثلث عربستان، ترکیه و پاکستان الزاماً اسرائیل را هدف نگرفته، بلکه در درجه نخست برای مقابله با ایران شکل گرفته است. از نگاه این روزنامه، ترکیب منابع مالی عربستان، توان صنعتی و فناوری ترکیه و ظرفیت نظامی پاکستان میتواند بازدارندگی منطقهای را در برابر تهران تقویت کند؛ موضوعی که به صورت غیرمستقیم میتواند به سود رژیم صهیونیستی تمام شود.
بر اساس این تحلیل، خارج ماندن رژیم صهیونیستی از پیمان یاد شده حتی میتواند مزیت داشته باشد زیرا تلآویو بدون آنکه مجبور شود با ترکیه یا پاکستان وارد یک چارچوب دفاعی مشترک شود، میتواند از آثار احتمالی بازدارندگی این توافق در برابر ایران بهره ببرد بهویژه آنکه ترکیه و پاکستان هر دو منافع مستقلی دارند و نمیتوان آنها را به صورت خودکار بخشی از یک جبهه ضداسرائیلی تلقی کرد.
با این حال، همین روزنامه هشدار میدهد که اسرائیل نباید دچار خودبزرگبینی شود زیرا اتحادهای منطقهای متغیرند و ممکن است در شرایط سیاسی جدید، جهتگیری متفاوتی پیدا کنند.
پیامدهای امنیتی؛ مساله فقط موشک و جنگنده نیست
برای نهادهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، خطر اصلی الزاماً ایجاد یک ارتش مشترک نیست، بلکه انتقال دانش، فناوری و اطلاعات میان سه کشور است. تایمز اسرائیل تأکید میکند که باید تحولات مربوط به رزمایشهای مشترک، روابط اطلاعاتی امنیتی، پدافند هوایی، جنگ سایبری و الکترونیک، صنایع دفاعی مشترک، انتقال فناوری و ارزیابیهای مشترک تهدید زیر نظر گرفته شود.
در این چارچوب، سرویس جاسوسی موساد و دیگر نهادهای امنیتی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی با یک مساله جدید مواجهاند: آنها باید به جای ارزیابی کشورها به صورت جداگانه، شبکه روابط امنیتی میان آنها را رصد کنند؛ اینکه چه اطلاعاتی مبادله میشود، چه فناوریهایی منتقل میشود و در چه شرایطی تعهد دفاع جمعی فعال خواهد شد.
«آیمک»؛ ضلع اقتصادی معماری مورد نظر اسرائیل
اهمیت پیمان سهجانبه عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان برای اسرائیل تنها به حوزه نظامی و امنیتی محدود نمیشود. بخشی از نگرانی تلآویو به رقابت میان معماریهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی در حال شکلگیری در منطقه بازمیگردد؛ جایی که کریدور هند–خاورمیانه–اروپا موسوم به «آیمک» (IMEC) یکی از مهمترین پروژههای مورد توجه اسرائیل، هند، امارات و کشورهای اروپایی است.
آیمک در نگاه حامیان آن، صرفاً یک مسیر حملونقل نیست، بلکه طرحی برای پیوند دادن هند به بازارهای اروپا از مسیر خاورمیانه و ایجاد شبکهای از زیرساختهای حملونقل، انرژی و ارتباطات است. از همین رو، جایگاه عربستان و امارات در این پروژه برای تلآویو اهمیت ویژهای دارد و هرگونه تغییر در مناسبات امنیتی و سیاسی ریاض میتواند بر محاسبات مربوط به این کریدور نیز اثرگذار باشد.
پیمان یادشده از این منظر میتواند معادله متفاوتی را پیش روی تلآویو قرار دهد. اگر عربستان سعودی به سمت تنوعبخشی بیشتر به شرکای امنیتی خود حرکت کند و همزمان همکاریهای راهبردی خود با ترکیه و پاکستان را گسترش دهد، معماری منطقهای تنها بر محور شبکههای مورد حمایت آمریکا و اسرائیل شکل نخواهد گرفت.
اهمیت مساله برای رژیم صهیونیستی در این است که تنوعبخشی امنیتی عربستان ممکن است قدرت مانور این کشور را افزایش دهد و در نتیجه، تلآویو نتواند مانند گذشته از پیوندهای امنیتی و اقتصادی برای تثبیت جایگاه خود در معماری منطقه استفاده کند.
اسرائیل چه راهکاری دنبال میکند؟
مجموع تحلیلهای موجود در این منابع نشان میدهد که واکنش رژیم صهیونیستی به توافق سهجانبه عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را میتوان در چند سطح خلاصه کرد:
نخست، بیاعتبارسازی و جلوگیری از گسترش پیمان؛ اندیشکده ترکیهای «سیاست امروز» در گزارشی نوشت، رژیم صهیونیستی تلاش میکند با زیر سؤال بردن توانایی ترکیه و پاکستان برای اجرای تعهدات دفاعی، مانع پیوستن کشورهای دیگر شود و بهویژه بر مصر تمرکز کرده است. همچنین گزارش شده که تلآویو از مسیر آمریکا و امارات برای جلوگیری از مشارکت مصر در این چارچوب استفاده کرده است.
دوم، جلوگیری از تبدیل شدن توافق به یک چتر امنیتی فراگیر؛ در همین چارچوب، رژیم صهیونیستی نسبت به پیوستن کشورهای دیگری مانند اردن، عراق، سوریه و لبنان حساس است و نسبت به احتمال گسترش آن به کشورهای حوزه خلیج فارس نیز مراقبت میکند.
سوم، تقویت ائتلافهای رقیب؛ براساس گزارش «سیاست امروز»، تلآویو تلاش دارد معماری همکاری خود در مدیترانه شرقی با یونان و قبرس را فعالتر کند و همزمان چارچوب موسوم به «بلوک ششضلعی» را از هند تا کشورهای منطقه و اروپا تقویت کند. آیمک نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند زیرا میتواند بهعنوان یکی از بسترهای اتصال هند، کشورهای عربی و اروپا، مکمل شبکههای سیاسی و امنیتی مورد حمایت اسرائیل باشد.
چهارم، تعمیق روابط با هند و دیگر شرکای منطقهای؛ روزنامه صهیونیستی «جروزالم پست» نیز به اهمیت روابط دفاعی رژیم صهیونیستی و هند اشاره کرده و نوشت، تلآویو باید به جای واکنش مستقیم به این پیمان سهجانبه، عمق راهبردی خود را از طریق همکاری دفاعی، پهپادی، سایبری، هوش مصنوعی، فضایی و فناوریهای حیاتی افزایش دهد و روابط خود را با امارات، اروپا و کشورهای حوزه اقیانوس هند و شاخ آفریقا علیه این توافق تقویت کند.
مصر؛ حلقه مهم محاسبات اسرائیل
موضوع پیوستن مصر به این توافقنامه نیز برای رژیم صهیونیستی اهمیت ویژهای دارد. یدیعوت آحارانوت نوشت، باقی ماندن مصر خارج از پیمان میتواند برای تلآویو مطلوبتر باشد زیرا قاهره در حال حاضر یکی از مهمترین میانجیهای منطقهای است و پیوستن آن به یک چارچوب شامل ترکیه ممکن است بخشی از این نقش را محدود کند.
از سوی دیگر، مصر همچنان به دلیل پیمان سازش با رژیم صهیونیستی، ملاحظات امنیتی مستقل خود و نگرانی از تهدیدهای دریای سرخ، محاسبات متفاوتی دارد. بنابراین، برای رژیم صهیونیستی حفظ شکاف میان بازیگران منطقه و جلوگیری از تبدیل این پیمان سه جانبه به یک ساختار فراگیر، اهمیت راهبردی دارد.
تهدید یا نشانه یک تغییر بزرگ؟
در مجموع، از منظر رسانهها و محافل تحلیلی رژیم صهیونیستی، پیمان مذکور هنوز عملیاتی نیست و حتی اعضای آن درباره اینکه توافق علیه چه کشوری است، موضعی صریح اتخاذ نکردهاند. اما اهمیت آن در جهتگیری منطقه به سوی استقلال امنیتی و شکلگیری شبکههای چندلایه و انعطافپذیر است.
از دیدگاه رژیم صهیونیستی، یکی از پیامدهای مهم این تحول، تغییر معادلات امنیتی منطقه است؛ به این معنا که نگرانی مشترک کشورهای منطقه از تهدیدهای امنیتی، دیگر لزوماً به همکاری با تلآویو منجر نمیشود و میتواند به شکلگیری ترتیبات و سازکارهای امنیتی مستقل از رژیم صهیونیستی منجر شود. چنین روندی میتواند از نقش و نفوذ تلآویو در معادلات منطقهای بکاهد و همزمان، تداوم جنگ و جنایات این رژیم در غزه و مساله فلسطین را به عاملی مهم در تعیین مناسبات سیاسی و امنیتی کشورهای منطقه تبدیل کند.
با این حال، رژیم اسرائیل هنوز فرصتهایی برای بهرهبرداری از شکافهای موجود میان اعضای پیمان میبیند. تفاوت دیدگاههای ترکیه، پاکستان و عربستان در مسائل منطقهای، روابط متفاوت آنها با ایران و همچنین پیوندهای امنیتی عربستان با آمریکا، از جمله عواملی است که میتواند بر میزان هماهنگی اعضای این پیمان اثر بگذارد. از این منظر، تلآویو میکوشد با بهرهگیری از این تفاوتها مانع شکلگیری یک ائتلاف منسجم منطقهای علیه رژیم صهیونیستی شود و مانع گسترش دامنه همکاریهای امنیتی این پیمان شود.
بنابراین، راهبرد محتمل رژیم صهیونیستی، نه رویارویی مستقیم با پیمان سهجانبه عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، بلکه رصد اطلاعاتی، جلوگیری از گسترش آن، تقویت شبکههای رقیب، حفظ شکاف میان اعضا و تعمیق همکاری با هند، آمریکا، یونان، قبرس و دیگر شرکای منطقهای خواهد بود.




