به گزارش نبض وطن، ترکمانی حضور موفقی هم در دورههای گذشته جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان داشته و اکنون در ویترین افتخاراتش، چند پروانه زرین این رویداد نیز وجود دارد. به بهانه نزدیکی به دوره جدید جشنواره، گفتوگویی مفصل با این فیلمساز انجام دادیم، گپ و گفتی که در آن هم از وضعیت سینمای کودک امروز و جشنواره گفتیم، هم مروری داشتیم بر چگونگی ساخت آثار این کارگردان.
ما در سالهای قبل فیلمهای کودک و نوجوان پرفروش و پرمخاطب زیادی داشتیم، به نظر شما برای ساخت یک اثر موفق در حوزه کودک و نوجوان، فرمول مشخصی وجود دارد؟
ترکمانی: فرمول مشخص و ثابتی در سینمای کودک وجود ندارد، چون کودکان و نوجوانان هر دو، سه سال یکبار تغییر نگاه میدهند. ما ۳۰ سال پیش فکر نمیکردیم تکنولوژی تا این حد زود در دسترس کودکان قرار گیرد. بنابراین باید کودکان و نوجوانان هر دوره را بشناسیم و متناسب با آنها جلو برویم.
پس چطور باید یک فیلم موفق و پرمخاطب ساخت؟
ترکمانی: برای اینکه هم گیشه را داشته باشیم و هم مخاطب آموزش ببیند و لذت ببرد، باید از برخی نشانها استفاده کرد؛ مثل قصه روان، شخصیتهای دوستداشتنی و توجه به فانتزیها و رویاهایی که به فضای قصه میآیند. البته که هر فیلم جنس فانتزی خود را دارد، این جنس در «جادوگر شهر اوز»، «دیو و دلبر»، «برادر خرس»، «شهر اشباح»، «تام و جری» یا «پلنگ صورتی» متفاوت است و هرکدام فضای فانتزی مختلفی دارند. اگر طبق این فاکتورها جلو برویم، هم سرمایهگذار و تهیهکننده راضی است و هم مخاطب. البته در کشور ما شرایط متفاوتی وجود دارد و اگر مدیران سینمایی به فیلمسازان اعتماد کنند، میتوانیم با همین فرمولهایی که به آنها اشاره کردم، آثار جذابی در حوزه کودک و نوجوان تولید کنیم. در گذشته این مساله را دیدیم، زمانی که در دهه شصت و هفتاد به فیلمسازهایی که به اندازه امروز ما تجربه نداشتند اعتماد شد، آثاری مثل «گلنار»، «سفر جادویی»، «کلاه قرمزی»، «خواهران غریب»، «دره شاپرکها» و… ساخته شد. آن فیلمسازها در آن زمان آثار بهتری هم میساختند تا امروز که بیشتر از ۵۰، ۶۰ سال دارند.
اما در سالهای اخیر شاهد موفقیت بزرگ انیمیشن در حوزه کودک و نوجوان بودیم، فیلمسازهای این حوزه هم با همین شرایط آثارشان را ساختند و با اقبال مواجه شدند، اینطور نیست؟؟
ترکمانی: نمیتوان فیلم رئال را با انیمیشن مقایسه کرد. در جهان تعداد انیمیشنهای خوبی که تولید میشود، خیلی بیشتر از فیلمهای رئال مخصوص کودک و نوجوان است. این موضوع جهانی است، چون کودک با فضای بصری انیمیشن ارتباط بهتری برقرار میکند تا یک فیلم سینمایی. به نظر من موفقیت انیمیشن امروز ما، مدیون موفقیت انیمیشن در جهان است، چون زمینه آن برای مخاطب ایرانی ایجاد شده بود. در کشور ما چون فیلمهای رئال کودک و نوجوان در سالهای اخیر پرفرازونشیب بوده، انیمیشن به خوبی جلوه کرد. از طرف دیگر بچههای انیماتور جوانتر هستند و سراغ قصههایی میروند که ممیزی کمتری دارند. نسل جوان باهوشتر از ماست و این آمادگی را دارد که فیلمش در مسیر تولید و پخش صدمات کمتری ببیند. در حقیقت اعتماد به هنرمندان جواب میدهد. همانطور که کسانی در گذشته فیلم رئال را خوب ساختند، با اعتماد به جوانهای امروزی میبینیم که انیمیشنهای خوبی ساخته میشود.
چالشهای شیرین کار با بچهها
چالشهای کار با کودکان و نوجوانان در فیلمها، از آن دست اتفاقاتی است که فیلمسازان این حوزه بیشتر آن را چشیدهاند، چون این بچهها درک صحیحی از حرفه سینما ندارند و ممکن است فضای پشت صحنه یک فیلم را به درستی درک نکنند. تجربه شما از کار با بچهها چطور بود؟
ترکمانی: در فیلمهای اول من خیلی بچهها حضور نداشتند، اما در «بازیگوشها» چند پسربچه شیطان حضور داشتند که پشت صحنه خیلی با هم کَلکَل میکردند و بعضا من از آنها میخواستم این کلکلها را جلوی دوربین هم اجرا کنند. در کُل کار کردن با نوجوانهای پسر بسیار شیرین است، چون شیطنتهای بامزهای دارند و حرفهای جالبی به هم میزدند. به عنوان مثال در این فیلم چند پسربچه شمالی در کار بازی میکردند، یکبار دیدم که با گویش شمالی با هم کلکل میکنند، به یکی از آنها گفتم پشت صحنه به دوستت یک چیزی گفتی خیلی جالب بود، جلوی دوربین هم همان را بگو. میگفت: «نه، ما از آن بچههای بیادب نیستیم که از این حرفها بزنیم!» یعنی بچهها فکر میکردند استفاده از کلمات عامیانه و محلی ممکن است بیادبانه باشد، درحالی که من میخواستم از این اصطلاحات در فیلم استفاده کنم.
اصولا فکر میکنید حضور کودکان از سن پایین در آثار نمایشی اتفاق خوبی است؟
ترکمانی: فضای سینما اصولاً فضای خشنی است و برای بچهها درک آن سخت است. من با خودم فکر میکردم فشار به بچهها باعث آسیب ذهنی در آنها میشود. دیدم در برخی آثار بچهها را کتک میزنند، یا در لوکیشنهای سخت مثل برف شدید، یا بیابان داغ از حضور بچهها استفاده میکنند که این روش را نمیپسندم. من هرگز فیلمی نمیسازم که به بچهها فشار و سختی وارد شود و صدمه ببینند؛ حتی اگر بخواهم با آن فیلم اسکار بگیرم. متاسفانه دیدم که خیلی از این بچهها زندگیشان بعد از حضور در سینما تغییر میکند و دیگر شبیه به بقیه بچهها نیستند. به نظرم باید روی حقوق کودکان در سینما بیشتر کار کنیم.
شما خودتان روی این مساله تحقیق کردهاید؟
ترکمانی: بله، در سینمای امروز جهان قوانین سفت و سختی برای استفاده از کودکان در آثار وجود دارد. مثلاً حقوق کودک در سینمای جهان اجازه نمی دهد از نوزاد تازه متولد شده و چندروزه در آثار بهره گرفته شود. یا کودک اجازه ندارد بیشتر از یک زمان مشخص در صحنه بیدار بماند و نباید بچهها را برای برداشتهای ساعت پنج یا شش صبح بیدار نگه دارند. این بچهها باید چند مراقب ویژه توانمند و تمام وقت داشته باشند و البته برای درسشان هم باید قوانینی داشته باشیم. خیلی از کودکانی که وارد این حرفه میشوند در اولین قدم درس و مدرسه را رها میکنند. شدیدا اعتقاد دارم که هیچ فیلمسازی حق ندارد برای بازی گرفتن از بچهها به آنها فشار بیاورد. متاسفانه ما چیزهای غمانگیزی درباره کار کودکان در سینمای میبینیم. مثل پدرهایی که کارشان را رها کردند و تبدیل شدند به مدیر برنامه بچههایشان و حتی برای سلامت فرزندانشان هم ارزشی قائل نیستند و صرفاً به حضور در کارهای بیشتر و درآوردن پول از سنین پایین فکر میکنند. من والدینی را دیدم که وقتی فهمیدند تپل بودن فرزندشان از نگاه برخی سینماگران برای آثار نمایشی جذاب است، ذرهای به سلامتی فرزند خود فکر نمیکنند و فقط به دنبال این هستند که فرزندشان تپل تر شود! به نظرم سینماگران کودک و والدین بچهها باید حقوق کودک را بدانند. چون برخی از کودکان دیگر درس را ادامه نمیدهند و سمت اعتیاد میروند. اصلاً نمیگویم مقصر چنین چیزی سینما بوده، اما باید به این مسائل دقت کرد و به فکر کنترل این شرایط بود.
زندگی با عروسکها
در تاریخ سینمای ایران، آثار عروسکی جایگاه ویژهای دارند و در خاطره جمعی ما شخصیتهای عروسکی محبوب زیادی وجود دارد، تجربه کار با عروسکها و حیوانات در فیلم «گورداله» چگونه بود؟
ترکمانی: تجربه کار با عروسکها و عروسکگردانها هم بسیار شیرین بود. عروسکگردانها فوقالعاده هستند و برای این پروژه کاری کردند کارستان. عملکردشان بینظیر بود. در سرمای بهمنماه در کوههای امامزاده داوود و کنار دریا و در باغ و… این فیلم را با سختیهای فراوانی گرفتیم و نتیجه آن هم خوب بود. دنیای خود عروسکگردان ها هم بسیار جذاب است و افسوس که هیچوقت دیده نشدند. به نظر من هر عروسکی در دید مخاطب جلوه میکند و دیده میشود، در وهله اول کار عروسکگردان و در وهله دوم کار صداپیشه است.
شما در این فیلم صداپیشههای مطرحی هم داشتید، چطور به این گروه رسیدید؟
ترکمانی: بله ما از اشخاص شناخته شده مثل هنگامه مفید و شهره لرستانی برای صدای شخصیتها استفاده کردیم. البته سر فیلم «گورداله» یک الاغ داشتیم که بهمن مفید صدای او را دوبله کرد. من خیلی دوست داشتم دوبله شخصیت الاغ را به آقای مفید بسپارم، ولی نمیدانستم این را چطور مطرح کنم. او وارد استودیو شد و در زمان نمایش فیلم، تا الاغ وارد صحنه شد، بهمن مفید گفت «من عاشق این الاغ شدم، میشود به جای او حرف بزنم؟» آنقدر خوب برای این شخصیت صحبت کرد و خیلی هم خوشحال شد و اصلاً حرفی نداشت که صداپیشه شخصیت اینچنینی در یک کار عروسکی کودک باشد. من افسوس میخورم چرا از او در صنعت دوبله کمک گرفته نشد. یادم هست سر سکانسهای این الاغ هم سختیهای زیادی کشیدیم، مثلا میخواستیم برای گفتن دیالوگ، کاری کنیم که الاغ در حال حرف زدن باشد. با یک دامپزشک صحبت کردیم و پیشنهاد داد یک تکه بزرگ قرهقروت در سقف دهانش بگذاریم تا دائم با آن بازی کند و دهانش باز و بسته شود. اما به مرور یاد گرفته بود چه کار کند و همان لحظه اول با کمک زبانش کل قرهقروت را میخورد. تا پایان پروژه ما کلی هزینه کردیم برای خورد و خوراک این حیوان؛ از هویج گرفته تا نان خامهای و کباب و هر چیز دیگری به او دادیم تا دهانش دائم بجنبد!
بار دیگر جشنوارهای که دوست میدارم
شما جزء چهرههایی هستید که پیش از این در جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان آثارتان مورد تقدیر واقع شده و مخاطبان زیادی هم از این رویداد با کارهای شما آشنا شدند، چه خاطراتی از آن سالها دارید؟
ترکمانی: جشنواره کودک و نوجوان یک برند است، همانطور که بنیاد فارابی هم یک برند است. جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان ایران در همه جای دنیا شناخته شده است. شما اگر خارج از کشور بگویید پروانه زرین جشنواره کودکان را دارید، از اعتبار بالایی برخوردار هستید. به نظرم جشنواره کودک در همه این سالها به این دلیل زنده ماند که همواره تلاش بر این بود که چراغ آن روشن بماند. من خوشحالم که این رویداد همچنان فعال است. اگرچه برخی سینماگران معتقدند برای امروز سینمای کودک ایران نیاز به برگزاری این رویداد نیست، ولی به نظر من باید جشنواره کودک مثل یک رویداد جاری در تمام سال فعال باشد تا جلوی رخ دادن اتفاقات تلخ در مسیر سینمای کودک را بگیرد.
به نظرم سینما باید کودکان و نوجوانان ما را بیشتر ببیند. همانطور که در ایام جشنواره به این قشر توجه میشود، این اتفاق باید در طول سال ادامه داشته باشد.
در سالها قبل با فیلمسازان خارجی که در این جشنواره شرکت میکردند هم ارتباط گرفتید برای انتقال تجربه؟
ترکمانی: بله در این رویداد در سالهای قبل با سینماگران خارجی صحبت میکردیم؛ مثل فیلمسازهای هلند، یوگسلاوی و آلمان که به این جشنواره آمده بودند و با ما مراوده داشتند و همه از تجربیات یکدیگر استفاده میکردیم. این انتقال تجربه بسیار به پیشرفت سینمای ما کمک میکند. این جشنواره جایگاهش را نشان داده و حالا در دنیا آن را میشناسند. فیلمسازهایی از این جشنواره کارشان را شروع کردند که آبروی سینمای ما هستند. عباس کیارستمی، بهرام بیضایی، کیومرث پوراحمد، مجید مجیدی، کامبوزیا پرتوی، زندهیاد فرشته طائرپور و… با سینمای کودک کارشان را شروع کردند و نام سینمای ایران را جهانی کردند. جشنواره کودک در جهان درجه یک است و در کشور ما هم باید به همین جایگاه برسد. این جشنواره میتواند برای مردم خودمان هم یک برند باشد. امیدوارم این چراغ همواره روشن باشد و خوش بدرخشد اما به طور قطع باید این توجه به آن همیشگی باشد و در یک مقطع جشنواره نباشد. جشنواره فیلمهای کودک و نوجوان را باید فراتر از یک جشن ببینیم، رویدادی که در ذات خود تمام پتانسیل های یک جشنواره بینالمللی را دارد.



