• امروز : دوشنبه - ۲ شهریور - ۱۴۰۵

فشار اقتصادی بر ایران، بحران انرژی برای جهان؛تنگه هرمز چگونه معادلات را تغییر داد؟

  • کد خبر : 196948
  • 02 شهریور 1405 - 14:40
فشار اقتصادی بر ایران، بحران انرژی برای جهان؛تنگه هرمز چگونه معادلات را تغییر داد؟
«ذخایر نفت خام آمریکا تنها برای ۴۱ روز دیگر باقی مانده که پایین‌ترین سطح در نیم قرن اخیر است» این جمله فقط یک مفهوم دارد: چراغ قرمز اقتصاد جهانی در حالی روشن شده که وزیر خزانه داری کشور متخاصم آمریکا مدعی است روز تسویه حساب و بزرگترین تهاجم اقتصادی علیه ایران آغاز شده است.

به گزارش نبض وطن، در پی شکست واشنگتن در میدان جنگ نظامی علیه ایران، وزیر خزانه داری آمریکا به تازگی با تکرار لفاظی هایی که نشان دهنده هویت تجاوزکارانه این کشور است، ادعا کرد که از صبح دوشنبه – امروز دوم شهریور – بزرگترین حمله مالی تاریخ علیه ایران آغاز خواهد شد. طرح این ادعا در حالی صورت گرفته که واشنگتن دهه هاست رویکرد خصمانه فشار اقتصادی و تحریم‌ها علیه ملت ایران را در پیش گرفته است و انواع تحریم های اقتصادی به بهانه ها و عناوین مختلف علیه بخش های مختلف اقتصادی ایران اعم از بانک و بیمه، انرژی و صنعت، ارتباطات و فناوری های نو اعمال کرده است.

در آن سو اما ماجرای دیگری در جریان است؛ پس از نزدیک به شش ماه اختلال شدید در تنگه هرمز، یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، زنگ خطر برای اقتصاد جهانی با صدای بلند به صدا درآمده است. جریان نفت و گاز طبیعی مایع که پیش از جنگ حدود یک‌پنجم عرضه جهانی را از این آبراه عبور می‌داد، به کسری از سطح عادی سقوط کرده و کشورهای وابسته به انرژی خلیج فارس، به‌ویژه در آسیا و اروپا، با کمبود سوخت، افزایش قیمت‌ها و ناآرامی اقتصادی روبه‌رو شده‌اند.

آمارها و تحلیل‌ها نشان می‌دهد ادامه این وضعیت می‌تواند اقتصاد بسیاری از کشورها را فلج کند. در این میان، نقش سیاست‌های دولت ترامپ در آغاز و تداوم این بحران، بارها مورد اشاره قرار گرفته است؛ بحرانی که اقتصاد ایران را نیز بی‌نصیب نگذاشته و فشارهای تورمی و تجاری سنگینی بر آن تحمیل کرده است.

وضعیت فعلی تنگه هرمز؛ باز اما عملاً بسته

از زمان آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، تنگه هرمز وارد فاز اختلال شدید شده است؛ طبق داده‌های رصد دریایی تا ۲۰ اوت ۲۰۲۶، ( ۲۹ مرداد) این آبراه از نظر فیزیکی کاملاً بسته نیست، اما عبور تجاری به‌شدت محدود و گزینشی شده است. تعداد کشتی‌های عبوری که پیش از بحران روزانه حدود ۱۳۰ فروند بود، در روزهای اخیر به چند فروند و گاه حتی یک کشتی در روز کاهش یافته است. حق بیمه ریسک جنگی تا ۴۰ برابر سطح عادی افزایش یافته و بسیاری از شرکت‌های بزرگ کشتیرانی از عبور خودداری می‌کنند.

صدها کشتی در خلیج فارس گیر افتاده‌اند و جریان نفت از حدود ۲۱ میلیون بشکه در روز به کسری از این رقم سقوط کرده است. این وضعیت نه یک بستن کامل کلاسیک، بلکه نوعی «محدودیت شدید و کنترل‌شده» است که هم از سوی ایران (با الزامات مجوز و کنترل مسیر) و هم از سوی آمریکا (با محاصره دریایی کشتی‌های مرتبط با ایران) اعمال می‌شود. نتیجه آن، نااطمینانی مداوم در بازارهای انرژی و تجارت جهانی است.

تأثیر بر اقتصاد کشورها؛ آسیا و اروپا در خط مقدم آسیب

تحلیل موسساتی چون وود مکنزی و کپیتال اکونومیکس بیانگر آن است که طولانی شدن اختلال در تنگه هرمز می‌تواند رشد اقتصادی جهانی را کاهش دهد، تورم را بالا ببرد و زنجیره‌های تأمین نفت، LNG، کود شیمیایی و محصولات پتروشیمی را مختل کند.

در این میان کشورهایی که بخش عمده انرژی خود را از طریق تنگه هرمز تأمین می‌کنند، بیشترین آسیب را دیده اند؛ آسیا که حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد جریان نفت و LNG عبوری از هرمز را دریافت می‌کرد، با بزرگترین شوک نفتی تاریخ خود روبه‌رو شده است. ژاپن، کره جنوبی، هند، پاکستان، بنگلادش و بسیاری از اقتصادهای جنوب شرق آسیا با افزایش شدید قیمت سوخت، کمبود فرآورده‌های نفتی، فشار بر صنایع پتروشیمی و فولاد و ریسک‌های غذایی ناشی از اختلال در کود شیمیایی مواجه شده‌اند. در برخی کشورها، تولید صنعتی کاهش یافته و تورم انرژی به لایه‌های دیگر اقتصاد سرایت کرده است.

اروپا نیز با افزایش قیمت گاز طبیعی و برق روبه‌رو شده و صنایع انرژی‌بر تحت فشار قرار گرفته‌اند. اورسولا فون در لاین رئیس کمیسیون اروپا بارها به هزینه‌های ده‌ها میلیارد یورویی اتحادیه اروپا اشاره کرده است. کشورهای آفریقایی وابسته به واردات مواد غذایی و انرژی نیز در معرض کمبود قرار دارند.

البته اقتصاد ایران نیز از این بحران در امان نمانده و با کاهش صادرات، تورم شدید و فشار بر منابع ارزی و اختلال در تجارت خارجی روبروست؛ محاصره دریایی آمریکا بر بنادر جنوبی ایران، که بخش عمده تجارت خارجی کشور از آن‌ها عبور می‌کند، فشار مضاعفی وارد کرده است. در واقع، هر دو طرف درگیر و بسیاری از ناظران بی‌طرف، هزینه‌های سنگینی بابت این اختلال پرداخت می‌کنند.

ادامه بسته بودن تنگه هرمز وضعیت به چه سمتی کشیده می شود؟

بسیاری از ناظران، آغاز این زنجیره رویدادها را به تصمیمات دولت ترامپ در فوریه ۲۰۲۶ نسبت می‌دهند. تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل که منجر به واکنش ایران و اختلال در هرمز شد، نقطه شروع بحران بود. پس از آن، سیاست‌های ترامپ شامل محاصره دریایی ایران، اظهارات مکرر درباره کنترل آمریکایی تنگه، پیشنهاد دریافت عوارض ۲۰ درصدی از کشتی‌ها، تهدید به اعلام تنگه به‌عنوان «قلمرو آمریکا» و نوسان میان مذاکره و تشدید نظامی و حالا اعلام تشدید تحریم های اقتصادی به طولانی شدن وضعیت بلاتکلیفی کمک کرده است.

اگر تنگه هرمز همچنان در وضعیت محدود و عملا بسته باقی بماند و آمریکا رویه فعلی خود (محاصره دریایی کشتی‌های مرتبط با ایران، تشدید فشار نظامی و اظهارات کنترلی) را ادامه دهد، کشورهای وابسته به انرژی خلیج فارس با مجموعه‌ای از سناریوهای اقتصادی سخت روبه‌رو خواهند شد. تحلیلگران و نهادهای بین‌المللی این سناریوها را در سه سطح کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت ترسیم کرده‌اند.

در این حالت، قیمت نفت و گاز طبیعی مایع همچنان بالا می‌ماند یا حتی جهش جدیدی تجربه می‌کند. کشورهای آسیایی مانند هند، پاکستان، بنگلادش، ژاپن و کره جنوبی با کمبود فیزیکی سوخت و فرآورده‌های نفتی روبه‌رو می‌شوند. جیره‌بندی سوخت، قطع موقت تولید در صنایع انرژی‌بر (پتروشیمی، فولاد و سیمان) و افزایش شدید هزینه‌های حمل‌ونقل محتمل است.

همچنین اگر اختلال ادامه یابد، رشد اقتصادی جهانی به‌طور محسوسی کاهش پیدا می‌کند. برآوردهای وود مکنزی و کپیتال اکونومیکس نشان می‌دهد که در سناریوی اختلال طولانی‌مدت، رشد جهانی می‌تواند ۰٫۵ تا بیش از ۱ درصد کمتر از پیش‌بینی‌های قبلی باشد و در این میان آسیا بیشترین ضربه را می‌خورد: کاهش تولید صنعتی، افت صادرات و فشار بر تراز پرداخت‌ها. اروپا نیز با افزایش پایدار قیمت گاز و برق، کاهش رقابت‌پذیری صنایع و تورم ماندگار روبه‌رو می‌شود.

چراغ قرمز اقتصاد جهانی روشن شد؛ تنگه هرمز در آستانه فلج کردن بازار انرژی جهان

 

آمریکا نیز از این بحران در امان نیست و بر اساس گزارش های رسمی، در جولای ۲۰۲۶، حجم ذخایر نفت خام ایالات متحده ـ شامل ذخایر راهبردی نفت (SPR) ـ با یک سقوط تاریخی به پایین‌ترین سطح خود در ۴۰ تا ۵۰ سال گذشته رسیده به طوری که میزان پوشش‌دهی این ذخایر با ریزشی تند به مرز بحرانی ۴۰ روز نزدیک شده است. این آمار فاجعه‌بار در حالی ثبت می‌شود که طبق همین مستندات، میانگین تاریخی ذخایر استراتژیک آمریکا همواره روی عدد ۶۵ روز قرار داشته است.

کارشناسان اقتصادی و تحلیلگران حوزه انرژی بر این باورند که این کاهش بی‌سابقه، زنگ خطری جدی برای اقتصاد آمریکا محسوب می‌شود. ته‌کشیدن ذخایر راهبردی (SPR) به این معناست که واشنگتن دیگر ابزار قدرتمندی برای مداخله در بازار و کنترل قیمت‌ها در اختیار ندارد و در صورت وقوع هرگونه شوک غیرمترقبه در عرضه جهانی نفت یا تشدید بحران‌ها در مناطق نفت‌خیز جهان، توانایی ایالات متحده برای مقابله با پیامدهای ویرانگر آن به حداقل ممکن کاهش یافته است.

زنگ خطر به صدا در آمده است

وضعیت فعلی تنگه هرمز یک چراغ خطر برای اقتصاد جهانی است و ناظران بین المللی اعم از سیاسی و اقتصادی هشدار می دهند بدون بازگشایی کامل و امن در این آبراه، خطر فلج شدن اقتصاد کشورها بسیار جدی است حال باید دید در چنین شرایطی تناقض گویی وزیر خزانه داری آمریکا میان ادعای پیروزی واشنگتن و تشدید فشارهای اقتصادی علیه تهران چقدر کارآمد خواهد بود!

لینک کوتاه : http://www.nabzevatan.ir/?p=196948

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.