به گزارش نبض وطن، مهدی مختارپور با بیان اینکه میان نحوه نمایش مصرف مواد مخدر در بسیاری از آثار شبکه نمایش خانگی و واقعیتهای علمی و اجتماعی فاصله قابل توجهی وجود دارد، اظهار کرد: این آثار با پیچیدگیهای روانشناختی و زیستی اعتیاد همچنین ریشههای اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی آن همخوانی ندارند.
وی افزود: یکی از مشکلات اصلی، کلیشهسازی درباره شخصیتهای مصرفکننده است؛ بهگونهای که این افراد یا در قالب هنرمندان شکستخورده و بزهکاران خردهپا نمایش داده میشوند یا افرادی ثروتمند و روشنفکر هستند که مصرف مواد را نوعی تجربه هنری، سبک زندگی یا راهی برای فرار از واقعیت میدانند؛ در حالی که اعتیاد میتواند اقشار مختلف اجتماعی را درگیر کند.
مختارپور نادیده گرفتن ریشههای اجتماعی اعتیاد را از دیگر اشکالات برخی آثار نمایشی دانست و گفت: عواملی مانند فقر، بیکاری، اختلالات روانی، فشارهای اجتماعی و خلأهای هویتی در گرایش افراد به مصرف مواد مؤثرند، اما برخی آثار به جای پرداختن به این زمینهها، بیشتر بر جنبههای هیجانی و سطحی تمرکز میکنند و اعتیاد را به یک انتخاب شخصی یا ضعف اراده تقلیل میدهند.
این جامعهشناس ادامه داد: در برخی آثار، عوارض شدید جسمی و روانی اعتیاد، فروپاشی سلامت، انزوای اجتماعی و مشکلات قانونی بهدرستی نمایش داده نمیشود و این موضوع میتواند بهویژه در میان نوجوانان و جوانان موجب شود شدت و گستردگی آسیبهای ناشی از مصرف مواد را دستکم بگیرند.
پنج سازوکار روانشناختی در همذاتپنداری جوانان با شخصیتهای مصرفکننده
وی با اشاره به سازوکارهای روانشناختی همذاتپنداری نوجوانان و جوانان با شخصیتهای مصرفکننده اظهار کرد: جستوجوی هویت، کنجکاوی و تابوشکنی، احساس درک شدن، جذابیت شخصیت ضدقهرمان و تأثیرپذیری از فشار همسالان از مهمترین عواملی هستند که میتوانند در این زمینه نقش داشته باشند.
مختارپور توضیح داد: نوجوانان و جوانان در دورهای قرار دارند که به دنبال الگوهایی برای تعریف هویت خود هستند و اگر شخصیت مصرفکننده در کنار مصرف مواد، ویژگیهایی مانند شجاعت، خلاقیت، استقلال یا محبوبیت داشته باشد، ممکن است مخاطب این ویژگیهای مثبت را با رفتار مصرف مواد در ذهن خود ترکیب کند و شخصیت را بهعنوان الگویی جذاب بپذیرد.
وی افزود: از سوی دیگر، شخصیتهای مصرفکننده معمولاً با احساساتی مانند تنهایی، اضطراب، سرخوردگی و فشار اجتماعی مواجهاند و نوجوانی که خود چنین احساساتی را تجربه میکند، ممکن است با این شخصیت احساس نزدیکی و درک شدن داشته باشد و حتی مصرف مواد را راهی برای مقابله با مشکلات تصور کند.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: همذاتپنداری با شخصیتهای مصرفکننده، بهویژه در سنین حساس نوجوانی و جوانی، میتواند نگرش و حتی رفتار واقعی مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهد.
وی ادامه داد: اگر شخصیت مصرفکننده در یک اثر نمایشی فردی موفق، محبوب یا به اصطلاح «خفن» به تصویر کشیده شود، احتمال الگوبرداری از رفتار او افزایش مییابد و حتی پس از شروع مصرف نیز ممکن است مخاطب برای توجیه رفتار خود به شخصیت مورد علاقهاش استناد کند.
عادیسازی یک رفتار پرخطر زمینهساز پذیرش رفتارهای پرخطر دیگر
مختارپور با اشاره به نمایش عادی مصرف قلیان در برخی آثار نمایشی گفت: تکرار نمایش یک رفتار پرخطر در قالب دورهمیهای دوستانه یا خانوادگی میتواند در طول زمان موجب شود بخشی از مخاطبان آن را نه یک رفتار پرخطر، بلکه امری عادی و پذیرفتهشده تلقی کنند.
وی خاطرنشان کرد: زمانی که مصرف مواد به شکل جذاب و هیجانانگیز یا بهعنوان راهکاری برای خلاقیت هنری، فرار از استرس و عضویت در یک گروه خاص نمایش داده شود، میتواند نگرش مخاطب را نسبت به این رفتار تغییر داده و قبح اجتماعی آن را کاهش دهد.
این جامعهشناس تأکید کرد: بازنمایی واقعیت اجتماعی زمانی مسئولانه است که در کنار نمایش پدیده، ریشهها، علل، فرایند شکلگیری، عوارض جسمی و روانی، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی و مسیرهای درمان و بهبود نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی بیان کرد: رمانتیک نشان دادن مصرف مواد بهعنوان نمادی از آزادی، هنر یا فرار از واقعیت، نادیده گرفتن عوارض و تقلیل اعتیاد به انتخاب شخصی یا ضعف اخلاقی، میتواند مرز میان بازنمایی واقعیت و عادیسازی آسیب را مخدوش کند.
