به گزارش نبض وطن، این همایش به ابتکار و اهتمام معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی تهران و با مشارکت مرکز مشاوره و سلامت روان دانشجویان، با حضور رئیس دانشگاه، معاون دانشجویی فرهنگی، معاون آموزشی، مدیرکل دانشجویی وزارت بهداشت و جمعی از استادان، صاحبنظران و فعالان حوزه سلامت برگزار شد؛ نشستی که در آن، خودکشی نه بهعنوان یک «حادثه فردی»، بلکه بهمثابه یک مسئله پیچیده سلامت عمومی، آموزشی، سازمانی و فرهنگی بازخوانی شد.
خودکشی؛ از خطای فردی تا شکست سیستمی
شاید مهمترین پیام فنی نشست، تغییر زاویه دید از «علت فردی» به «نظام علّی» بود. در بسیاری از گفتارهای تخصصی اینگونه نشستها، یک خطای مزمن وجود دارد: فروکاستن خودکشی به اختلال فردی، ضعف شخصیت یا بحرانهای لحظهای، اما جمعبندی سخنرانیها و پنلها نشان میداد که خودکشی، بهویژه در جمعیتهای دانشگاهی و حرفهای از جمله پزشکان، کارکنان سلامت و دانشجویان علوم پزشکی معمولا محصول برهمکنش چند سطحی عوامل خطر است:
* فشارهای تحصیلی و شغلی مزمن
* فرسودگی عاطفی و شناختی
* اختلال در خواب و بازیابی روانی
* انزوای اجتماعی و فرسایش شبکه حمایت
* انگزدایی ناکافی از مراجعه به خدمات سلامت روان
* دسترسی به وسایل کشنده
* ضعف نظامهای غربالگری، ارجاع و مداخله بههنگام
به بیان دقیقتر، خودکشی در این سطح، بیش از آنکه فقط یک رویداد بالینی باشد، نشانگر شکست لایههای حفاظتی سازمان است؛ یعنی جایی که دانشگاه، خانواده، نظام سلامت، محیط کار و رسانه همزمان باید کارکرد پیشگیرانه داشته باشند، اما در عمل هر یک بخشی از مسئولیت را به دیگری واگذار میکنند.
دانشگاه؛ از محل آموزش به کانون پیشگیری
یکی از محورهای برجسته نشست، نقش دانشگاه بهعنوان «نقطه آغاز مداخله» بود، نه فقط محل رخداد بحران. این نگاه، از منظر سیاستگذاری سلامت، بسیار مهم است. دانشگاه، بهویژه دانشگاه های علوم پزشکی، فقط یک نهاد آموزشی نیست؛ بلکه محیطی است که در آن، الگوهای فشردهای از فشار روانی، رقابت، بیخوابی، مسئولیت بالینی و مواجهه با رنج انسانی در هم میتنند.
در چنین فضایی، پیشگیری از خودکشی مستلزم سه سطح اقدام است:
۱. پیشگیری اولیه
* آموزش سواد سلامت روان
* کاهش انگ مراجعه به مشاوره
*ارتقای مهارتهای خودمراقبتی، تنظیم هیجان و مدیریت استرس
*اصلاح فرهنگ آموزشیِ مبتنی بر تحقیر، سرزنش و فرسودگیسازی
۲. پیشگیری ثانویه
* غربالگری منظم علائم افسردگی، اضطراب، فرسودگی و افکار خودکشی
* طراحی مسیرهای ارجاع امن، محرمانه و سریع
* مداخله بههنگام در دانشجویان و کارکنان پرخطر
* آموزش استادان، مدیران آموزشی و مدیران بالینی برای شناسایی نشانههای هشدار
۳. پیشگیری ثالثیه
* پیگیری پس از بحران
* بازتوانی روانی و شغلی
*کاهش احتمال عود
*طراحی نظام بازگشت ایمن به تحصیل یا کار
در واقع، پیام ضمنی نشست این بود که پیشگیری از خودکشی، یک پروژه درمانی نیست؛ یک پروژه حکمرانی دانشگاهی است.
شکستن سکوت: از انگ تا دسترسی
عنوان نشست، «از سکوت تا اقدام»، دقیقا بر بحرانیترین مانع در مداخله تاکید میکند: سکوت. سکوت در اینجا فقط امتناع از صحبتکردن نیست؛ بلکه مجموعهای از سازوکارهاست که فرد در معرض خطر را از کمکخواهی بازمیدارد:
*ترس از برچسبخوردن
*ترس از افشای مشکل روانی
*ترس از اثر بر آینده تحصیلی یا حرفهای
*نادیدهانگاری نشانهها توسط اطرافیان
*و گاهی حتی ناتوانی خود فرد در نامگذاری رنج خویش
از این منظر، پنلهای نشست بهدرستی بر این نکته تأکید داشتند که سلامت روان زمانی قابل حفاظت است که کمکخواستن، نشانه ضعف تلقی نشود. هر نظامی که مراجعه به مشاوره را به معنای «آسیب به اعتبار» یا «تهدید صلاحیت» تلقی کند، عملاً افراد را به سمت پنهانکاری و انباشت بحران سوق میدهد.
خودکشی در جامعه دانشگاهی و پزشکی: خطرِ فرسودگی مزمن
گرچه موضوع نشست عام و دانشگاهی بود، اما از خلال مباحث مطرحشده روشن بود که یکی از جمعیتهای پرخطر، دانشجویان علوم پزشکی، دستیاران تخصصی و نیروهای بالینی جوان هستند. دلیل آن نیز روشن است:
«کشیکهای طولانی – اختلال خواب – بار عاطفی مواجهه با مرگ و رنج – رقابت شدید آموزشی – ناامنی آینده شغلی – فشارهای اقتصادی و فرهنگ تابآوری اجباری»
در این گروهها، خودکشی اغلب پایان یک بحران ناگهانی نیست، بلکه نتیجه فرسایش تدریجی توان روانی است. به همین علت، پنلهای علمی نشست بر ضرورت عبور از مداخلات مناسبتی و حرکت بهسوی سامانههای پایش مستمر سلامت روان تاکید داشتند.
نقش مدیران، استادان و نهادهای دانشجویی
یکی از نقاط قوت نشست، چندصدایی بودن آن بود. حضور رئیس دانشگاه، معاونان آموزشی و دانشجویی فرهنگی، مدیرکل دانشجویی وزارت بهداشت، مدیران برخی گروههای آموزشی و اساتید بالینی، صاحبنظران روانشناسی و روانپزشکی، رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، کارشناسان و کادر درمان و فعالان حوزه دانشجویی نشان داد که پیشگیری از خودکشی، موضوع یک اداره یا یک مرکز مشاوره بهتنهایی نیست.
از منظر تحلیلی این نشست یک پیام روشن داشت:
روسای دانشگاهها باید مسئله را در سطح حکمرانی ببیند.
معاونان آموزشی باید آن را در طراحی برنامه درسی و بار آموزشی لحاظ کنند.
معاونان دانشجویی فرهنگی باید شبکه حمایت را فعال نگه دارد.
معاونتهای دانشجویی فرهنگی و آموزشی وزارت بهداشت باید آن را به سیاست سراسری تبدیل کند.
اساتید و مدیران گروهها باید نشانههای خطر را بشناسند.
مراکز مشاوره باید در دسترس، محرمانه و بدون برچسب باشد.
دانشجویان همتا باید بهعنوان خط مقدم شناسایی و ارجاع دیده شوند.
این تقسیم کار، اگر بهدرستی نهادینه شود، میتواند از یک همایش، یک مدل اجرایی بسازد.
رسانه و روایت مسئولانه
«کیانوش جهانپور» پزشک و کارشناس سلامت و رسانه که یکی از مدعوین این نشست بود، در گفتوگو با خبرنگار سلامت ایرنا درباره نقش رسانه در زمینه کاهش خودکشی گفت: یکی از ابعاد مهم و کمتر گفتهشده چنین نشستهایی، نقش رسانه است. خودکشی، اگر نادرست و هیجانی بازنمایی شود، میتواند هم به انگزنی دامن بزند و هم الگوی تقلید ایجاد کند. در مقابل، رسانه حرفهای باید از تیترهای تحریکآمیز پرهیز کند، از سادهسازی علتها خودداری کند، به منابع کمکرسانی و مسیرهای حمایت اشاره کند، بر امکان پیشگیری تاکید کند و روایت را از مرگ به امکان نجات منتقل کند.
وی بیان کرد: از این منظر، نشست خودکشی، از سکوت تا اقدام در دانشگاه علوم پزشکی تهران، نهفقط یک برنامه آموزشی، بلکه تمرینی برای رسانهپذیری مسئولانه سلامت روان نیز بود.
پیشگیری از خودکشی، سرمایهگذاری بر بقاست
«خودکشی؛ از سکوت تا اقدام» فقط یک عنوان نبود؛ یک دعوت به تغییر پارادایم بود. اگر تا دیروز خودکشی در حاشیه گفتوگوهای رسمی قرار میگرفت، امروز روشن است که پیشگیری از آن، بخشی از امنیت روانی دانشگاه، کیفیت آموزش پزشکی و در نهایت تابآوری نظام سلامت است.
پیام محوری این نشست را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: «پیشگیری از خودکشی، زمانی ممکن میشود که رنج دیده شود، شنیده شود و بهموقع پاسخ بگیرد.» و این دقیقا همان نقطهای است که از «سکوت» به «اقدام» عبور میکند.
