به گزارش نبض وطن، اختلافنظر با هنرمندان و نقد مواضع اجتماعی و سیاسی آنان اتفاق تازهای نیست؛ چهرههایی که در عرصه عمومی حضور دارند، همواره با موافقتها، مخالفتها و گاه واکنشهای تند مواجه میشوند. با این حال، آنچه طی روزهای اخیر درباره رضا کیانیان و تهمینه میلانی رخ داده، ماجرا را از فضای نقد و جدال کلامی فراتر برده و به دیوار محل زندگی این دو هنرمند رسانده است.
ابتدا تصاویری در شبکههای اجتماعی منتشر شد که دیوار محل سکونت رضا کیانیان، بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر، را با نوشتههایی تند نشان میداد. در میان عبارات نوشتهشده، واژههایی چون «سازشگر»، «اجنبی» و «آدم انگلیس» دیده میشد و یکی از نوشتهها نیز لحنی آشکارا تهدیدآمیز داشت.
در روزهای نخست انتشار این تصاویر، منبع رسمی مستقلی درباره زمان دقیق حادثه، هویت عاملان یا انگیزه آنان توضیحی ارائه نکرد و حتی انتساب تصاویر به محل سکونت این بازیگر نیز صرفاً بر مبنای روایتهای منتشرشده در فضای مجازی مطرح بود.
با این حال، رضا کیانیان در گفتوگو با خبرنگار ایرنا، وقوع این اتفاق را تایید کرد؛ اما حاضر نشد درباره جزییات یا واکنش خود توضیح بیشتری بدهد.
این بازیگر پیشکسوت در پاسخ به ایرنا گفت: «هیچی نمیگویم و ترجیح میدهم سکوت کنم؛ همین و بس.»
جملهای کوتاه که اگرچه اطلاعات تازهای درباره عاملان و انگیزه این اقدام در اختیار افکار عمومی قرار نمیدهد، اما اصل ماجرا را از سوی کیانیان تایید میکند. سکوت او همچنین میتواند نشانهای از تمایل نداشتن این هنرمند به گسترش حاشیهها یا تشدید فضای ملتهب پیرامون این اتفاق باشد؛ هرچند درباره دلیل این تصمیم نمیتوان بدون توضیح مستقیم خود او قضاوت کرد.
«این آخرین اخطاره»؛ تهدید در شب تولد میلانی
چند روز پس از انتشار تصاویر مربوط به خانه کیانیان، تهمینه میلانی، کارگردان و فیلمنامهنویس سینمای ایران نیز با انتشار ویدئویی در صفحه شخصی خود از نوشتهشدن مطالبی توهینآمیز و تهدیدکننده بر دیوار مجتمع محل سکونتش خبر داد.
این اتفاق شامگاه ۱۵ شهریور و همزمان با شب تولد میلانی رخ داد. در میان نوشتههای ایجادشده روی دیوار، عبارت «تهمینه میلانی، این آخرین اخطاره» بیش از دیگر عبارات مورد توجه قرار گرفت؛ جملهای که ماجرا را از یک دیوارنویسی توهینآمیز فراتر میبرد و به آن ماهیتی تهدیدکننده میدهد.
میلانی در واکنش به این اتفاق اعلام کرد که پلیس در جریان قرار گرفته و ماموران کلانتری ۱۰۱ پس از حضور در محل، بررسیهای خود را آغاز کردهاند.
این کارگردان همچنین با اشاره به مسکونی بودن ساختمان تاکید کرد که چنین رفتاری تنها متوجه یک هنرمند نیست و حریم خصوصی و آرامش سایر خانوادههای ساکن در مجتمع را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. او این اقدام را «بیمعنا» و تعرض به حریم زندگی همسایگانی دانست که ارتباطی با اختلافها و مناقشات پیرامون مواضع عمومی او ندارند.
نقد کجا تمام میشود و تعرض از کجا آغاز میشود؟
هنرمندان و چهرههای شناختهشده، به دلیل حضور در عرصه عمومی، بیش از دیگران در معرض داوری، نقد و حتی مخالفتهای تند قرار دارند. اظهار نظر آنان درباره مسائل اجتماعی و سیاسی نیز طبیعی است که واکنشهای متفاوتی برانگیزد؛ اما نقد، حتی در صریحترین شکل خود، با تهدید، توهین و نشانهگذاری محل زندگی افراد تفاوتی بنیادین دارد.
نوشتن عبارتهای تهدیدآمیز بر دیوار خانه یک فرد، فقط انتقال یک مخالفت از شبکههای اجتماعی به فضای واقعی نیست؛ این اقدام میتواند احساس ناامنی را مستقیماً به زندگی شخصی فرد، خانواده او و همسایگانش وارد کند. بهویژه هنگامی که محل سکونت بهعنوان بستر انتقال پیام انتخاب میشود، مرز میان اعتراض به یک موضع عمومی و تعرض به حریم خصوصی کمرنگ میشود.
موضوع زمانی نگرانکنندهتر میشود که زبان اختلاف، جای خود را به واژههایی چون «مرگ» و «آخرین اخطار» بدهد. این ادبیات نه زمینهای برای گفتوگو باقی میگذارد و نه نشانی از نقد دارد؛ بلکه نوعی تلاش برای ایجاد هراس و واداشتن افراد به سکوت است.
دو حادثه با پرسشهای بیپاسخ
نزدیکی زمانی اتفاقهای مربوط به کیانیان و میلانی، گمانهزنیهایی را درباره ارتباط احتمالی این دو دیوارنویسی ایجاد کرده است؛ با این حال، تاکنون هیچ نهاد رسمی از مرتبطبودن آنها سخن نگفته و مدرکی نیز درباره یکسانبودن عاملان یا هماهنگی قبلی میان این اقدامات منتشر نشده است.
از همین رو، نمیتوان صرفاً براساس شباهت ظاهری یا فاصله زمانی اندک، این دو حادثه را بخشی از اقدامی هماهنگ دانست. تعیین عاملان، انگیزه آنان و ارتباط احتمالی میان اتفاقها، نیازمند بررسی پلیسی و اعلام رسمی مراجع مسئول است.
در حال حاضر، تهمینه میلانی از ورود پلیس و آغاز بررسیها خبر داده و رضا کیانیان نیز ضمن تایید اتفاق، سکوت را برگزیده است. با این همه، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا مخالفت با یک هنرمند میتواند مجوزی برای رفتن به سراغ خانه و زندگی خصوصی او باشد؟
خانه، آخرین مرز امنیت و آرامش هر شهروند است؛ مرزی که شهرت، حرفه، موضع سیاسی یا میزان محبوبیت افراد نباید آن را بیاعتبار کند. اگر اختلافنظر از عرصه گفتوگو خارج شود و به تهدید در محل زندگی برسد، مساله دیگر تنها یک مناقشه فرهنگی یا رسانهای نیست؛ بلکه با امنیت روانی شهروندان و امکان ادامه گفتوگو در جامعه ارتباط پیدا میکند.
اکنون، در کنار شناسایی عاملان این اقدامات، نحوه مواجهه نهادهای فرهنگی و انتظامی با چنین اتفاقهایی نیز اهمیت دارد. سکوت در برابر تهدید، حتی اگر از سوی فرد تهدیدشده انتخاب شده باشد، نباید به معنای نادیدهگرفتن اصل واقعه تلقی شود؛ زیرا دیواری که اینبار با نام یک هنرمند مخدوش شده، بخشی از حریم مشترکی است که امنیت آن به همه شهروندان مربوط میشود.
