به گزارش نبض وطن، نشریه آتلانتیک به بررسی رفتار دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا در جنگ علیه ایران پرداخت و به این نتیجه رسید که وی هرقدر که سرشار از شور و هیجان باشد، از احساس ترسها و ناامنیهای سیاسی و شخصی گریزی ندارد. ترامپ اعتماد به نفس خود را از دست داده است؛ علت این موضوع موفق نشدن در جنگ با ایران است.
آتلانتیک گزارش خود را این گونه آغاز کرد: دونالد ترامپ عاشق گردهماییهای انتخاباتی است. همه میبینند که این گردهماییها چگونه به او انرژی میدهند، چطور تشویق جمعیت او را ترغیب میکند تا متنهای کلیشهای نویسندگان سخنرانیاش را کنار بگذارد و بداههگوییهای پرشور و هیجانی را آغاز کند. موسیقی و هیاهوی جمعیت برای او، حکم آب برای یک فرد تشنه را دارد. شب گذشته در پایان گردهمایی دو روزهای که با عنوان «اجلاس میاندورهای» جمهوریخواهان برگزار شد، ترامپ آشکارا سرشار از شور و هیجان بود.
این نشریه در ادامه نوشت: اما وی بیش از حد هم به دفاع از خود پرداخت و در این میان، برخی از ترسها و ناامنیهای سیاسی و شخصیاش را برملا کرد. درست در همان آغاز، ترامپ به سالن و مملو بودن آن از جمعیت اشاره کرد؛ چرا که به ظاهر از دیدن تصاویر صندلیهای خالی در شب اولِ این رویداد آزردهخاطر شده بود. (وی در این مورد مطبوعاتِ غیرصادق را مقصر دانست که از صندلیهای خالیِ افرادی که برای رفتن به سرویس بهداشتی برخاسته بودند، عکس گرفته بودند.) ترامپ در اواخر مراسم دوباره به موضوع جمعیت بازگشت و مفصل درباره پر بودن صندلیها و جایگاههای ویژه سخن گفت. وی همچنین کار را برای نامزدهای جمهوریخواهی که شاید میخواستند فاصلهای میان خود و او ایجاد کنند، دشوارتر کرد؛ چرا که بارها تأکید میورزید که حتی اگر نامش در برگه رأی نباشد، باز هم شخصِ دونالد ترامپ است که به طور عملی در انتخابات حضور دارد.
در ادامه این گزارش آمده است: رئیسجمهوری که اعتمادبهنفس دارد، چنین اجلاس ساختگی و نمایشیای برگزار نمیکند. مردی که احساس میکند بر آینده سیاسی خود مسلط است، به تکتک آمریکاییها وعده پاداش پنج هزار دلاری در صورت پیروزی حزبش در انتخابات نمیدهد. مردی که گمان میکند در حال پیروزی در یک جنگ است، یک روز پس از انتشار اخبار مربوط به آسیب دیدن تجهیزات نظامی آمریکا در حمله ایران، لاف نمیزند که آمریکا «تنگه ترامپ» را تحت کنترل دارد. همچنین رهبری که به رأیدهندگانش باور دارد، آنها را وادار نمیکند که در میانه سخنرانی، سوگندهای عجیبوغریبی را تکرار کنند.
طبق این گزارش، ترامپ (در ظاهر در یکی از همان لحظاتی که از متنِ آمادهشده فاصله میگرفت) ناگهان به این فکر افتاد که شاید هوادارانش به طور کلی رأی ندهند. او سخنرانی را متوقف کرد و از آنها خواست تا با ادای یک سوگند، از او پیروی کنند. او این چنین سخنان خود را آغاز کرد: «من با بزرگترین رئیسجمهور تاریخ ایالات متحده عهد میبندم…» و جمعیت کلماتش را تکرار میکردند: «…که آنقدر ما را دوست دارد که حتی نفس کشیدن هم برایش دشوار میشود…».
نویسنده این گزارش در ادامه عنوان کرد: باید همینجا مکث کنم و به شما اطمینان دهم که هیچیک از این حرفها را از خودم درنیاوردهام. ترامپ در ادامه، با همان لحن بداههگویانه، وعده داد که «دوستان و اعضای خانواده» را برای رأی دادن پای صندوقها بیاورند، حتی اگر این کار مستلزم تقلب باشد. تا اینجای کار، حضار دیگر تسلیم شده بودند و همگی با تلاشی مشتاقانه سعی میکردند بخندند و ترامپ را راضی نگه دارند. وی با وعدهی رأی دادن، دوباره بحث را به مسیر اصلی برگرداند؛ اما بلافاصله از آن منحرف شد و گفت که آنها باید رأی دهند، حتی اگر قرار باشد به دموکراتها رأی دهند، و سپس اضافه کرد که هیچکس در آن جمع چنین کاری نخواهد کرد. فرضی که در گردهمایی هواداران وفادار، کاملاً منطقی به نظر میرسید.
آتلانتیک در ادامه نوشت: (پوچی و بیمحتواییِ این ماجرا، یادآور شوخی افشاگرانهای بود که استیو مارتین، کمدین مشهور، در اواخر دهه ۱۹۷۰ با تماشاگرانش انجام میداد: «سوگندِ عدمهمنوایی». آنها جملات او را درباره متفاوت و منحصربهفرد بودن تکرار میکردند، بیآنکه بدانند او قرار است کار را به کجا بکشاند. سپس مارتین فریاد میزد: «من قول میدهم حرفهای دیگران را تکرار نکنم!» جمعیت هم طبیعتاً شروع به تکرار آن میکردند و بعد ناگهان زیر خنده میزدند. ترامپ هم از جمعیت خواست حرفهایش را تکرار کنند، بیآنکه بدانند قرار است چه بشنوند. اما برخلاف تماشاگران مارتین، به نظر نمیرسید شرکتکنندگانِ جمهوریخواه متوجه باشند که تکرارِ بیچون و چرایِ هر حرفی که دیگران به شما دیکته میکنند، چقدر عجیب و ناخوشایند است.)
طبق این گزارش: ترامپ این سوگندِ پراکنده و نامنظم را با درخواست از جمعیت برای تأییدِ تصمیمشان به رأی دادن همراه با عبارت «خداوند مرا یاری کند»، به پایان رساند. شاید رئیسجمهور متوجه شده بود که پای خدا را وسط کشیدن برای وعدهی رفتن پای صندوق رأی، کمی زیادهروی است؛ بنابراین بهسرعت بحث را به شوخی کشاند و گفت اگر رأی ندهید به جهنم میروید، و او به عنوان رئیسجمهوری دلسوز، چنین سرنوشتی را برای هیچکس نمیخواهد. البته احتمالِ گرفتار شدن در عذاب ابدی به خاطر رأی ندادن، چندان هم خندهدار نیست، اما تلطیف فضا به ترامپ کمک کرد تا آن لحظه شرمآور را تمام کند و به سراغ بخش بعدی برود.
این گزارش اینگونه ادامه یافت: این سوگند، لحظهای عجیب در سخنرانی کوتاهی بود که پر از لحظات عجیب دیگر بود. ترامپ به طور عملی همان سخنرانی شب قبل را با عجله و شتاب تکرار کرد و بیوقفه از وعدههای مالی و لافزنیهای همیشگیاش (که گاهی از نظر واقعیت هم چندان دقیق نبودند) درباره سیاستهای مختلف سخن گفت. سرانجام تصمیم گرفت که وقت آن رسیده است تا صحنه را به کریستوفر ماکیو، خواننده اپرا، واگذار کند. اما صبر کنید. آیا میدانستید که ماکیو از لوچانو پاواروتیِ بزرگ هم بهتر است؟ ترامپ ادامه داد که او پاواروتی را میشناخته و پاواروتی دوست صمیمیاش بوده، اما «ماکیو» از پاواروتی بهتر است. ترامپ در ادامه گفت که ماکیو آنقدر فروتن است که نمیخواهد به این موضوع اذعان کند، اما…
آتلانتیک در انتهای گزارش نوشته است: ماجرا دستتان آمد؛ ترامپ اصلاً نمیتوانست دل بکند و صحنه را ترک کند. وی سرانجام، شانههایش را بالا انداخت، گویی کسی خارج از کادر دوربین به او علامت داده بود که وقت تمام است و با گفتنِ «رأی بدهید!»، صحنه را ترک کرد. ترامپ احتمالاً بهخوبی از وضعیت وخیم حزبش آگاه است؛ با این حال، بار دیگر در جمعیتی که تأکید داشت سالن را کاملاً پر کردهاند، نتوانست جلوی خود را بگیرد و انتخابات را به مسالهای حول محور شخص خودش تبدیل کرد؛ او از آمریکاییها خواست نه بر اساس ارزیابیشان از جمهوریخواهانی که واقعاً نامزد انتخابات هستند، بلکه بر مبنای وفاداریشان به شخص او رأی دهند. دموکراتها نمیتوانستند پایانی بهتر از این برای آن شب آرزو کنند.


