• امروز : شنبه, ۲۱ شهریور , ۱۴۰۵

جنگ با هر عنوانی با اصول بنیادین دین‌داری ناسازگار است

  • کد خبر : 201231
  • ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۵
جنگ با هر عنوانی با اصول بنیادین دین‌داری ناسازگار است
دانشیار دانشگاه ادیان و مذاهب با تاکید بر اینکه جنگ با هر عنوانی با اصول بنیادین دین‌داری ناسازگار است، گفت: الهیات نباید جنگ را توجیه کند بلکه باید مانع وقوع آن شود

به گزارش نبض وطن، هفتمین نشست از سلسله نشست‌های «تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران معاصر» با عنوان «الهیات و جنگ»، به همت گروه علوم اجتماعی خانه اندیشمندان علوم انسانی، بخش جامعه‌شناسی دین موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران و با همکاری انجمن انسان‌شناسی ایران و مرکز نشر دانشگاهی برگزار شد.

در این نشست، مهراب صادق‌نیا (دانشیار دانشگاه ادیان و مذاهب) و سید محمود نجاتی حسینی (خراسانی) (مدیر بخش جامعه‌شناسی دین در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران) به بررسی و تبیین ابعاد مختلف این موضوع پرداختند.

الهیات؛ معرفت دینی یا خود دین؟

صادق‌نیا در ابتدا با اشاره به گستردگی موضوع «الهیات و جنگ» اظهار کرد: ابتدا باید توضیح کوتاهی درباره مفهوم الهیات بدهم و سپس به این بپردازم که اساساً مواجهه الهیات با جنگ چگونه بوده است.

وی ادامه داد: ما در ادبیات دینی خودمان چیزی معادل کلمه «الهیات» نداریم. بنابراین، تعبیر «الهیات اسلامی» با قدری مسامحه به کار می‌رود. الهیات، برگردان کلمه «تئولوژی» است و از حیث روش، موضوع و غایت، با علوم اسلامی کاملاً هم‌سنخ نیست.

صادق‌نیا توضیح داد: برای مثال، دانش کلام، فقه و تفسیر در اسلام معادل الهیات نیستند. در سنت مسیحی، الهیات مجموعه گسترده‌تری از این حوزه‌ها را دربرمی‌گیرد و کلام، فقه، اخلاق و تفسیر را شامل می‌شود. بنابراین، اگر بخواهیم با احتیاط سخن بگوییم، الهیات را باید «معرفت دینی» دانست، نه خود دین. در نتیجه، بحث ما درباره نسبت نظام‌های فکری دینی با جنگ است.

جنگ مقدس دیگر تنها مسئله الهیات نیست

صادق‌نیا گفت: رابطه میان الهیات و جنگ، بحثی قدیمی، کلاسیک و پیچیده است که امروز از حوزه مطالعات دینی فراتر رفته و در فلسفه دین، فلسفه اخلاق و مطالعات سیاسی نیز مطرح است.

وی افزود: این بحث دیگر صرفاً به «جنگ مقدس» محدود نیست؛ بلکه می‌پرسیم سنت‌های دینی چگونه جنگ را توجیه یا محدود می‌کنند، چگونه به نقد خشونت‌های سازمان‌یافته می‌پردازند و چگونه می‌توانند در صلح‌سازی و تحقق خیر عمومی مشارکت کنند.

دو چالش همزمان برای الهیات صلح‌طلب

صادق‌نیا با اشاره به بدگمانی موجود نسبت به نقش سنت‌های دینی در جهان مدرن اظهار کرد: تصور رایجی وجود دارد که افراد دیندار نمی‌توانند در خیر عمومی و صلح مشارکت کنند، زیرا دینداری مستلزم ساختن «دیگری دینی» است و همین مسئله می‌تواند به طرد، خشونت و درگیری منجر شود.

وی ادامه داد: کسانی که می‌خواهند سنت‌های دینی را صلح‌طلب‌تر نشان دهند، همزمان با دو چالش مواجه‌اند؛ یک چالش با نهاد دین و یک چالش با لیبرالیسم. نهاد دین ممکن است آنها را به اندازه کافی دینی نداند و جهان لیبرال نیز از آنها بپرسد که چه مشروعیتی برای مداخله در خیر عمومی و صلح دارند.

صادق‌نیا گفت: شرایط به گونه‌ای است که ما از یک طرف باید به بخش‌های تندرو درون نهاد دین پاسخ دهیم که اصل در دین، صلح است نه جنگ و از طرف دیگر باید به جهان لیبرال نشان دهیم که صلاحیت مداخله در صلح و جنگ‌پرهیزی را داریم.

از جنگ عادلانه تا ضرورت تراژیک جنگ

صادق‌نیا در ادامه گفت: اگر ادبیات مربوط به الهیات و جنگ را مطالعه کنیم، شاهد دو مواجهه الهیاتی با جنگ هستیم. منظور من از الهیات، یک سنت دینی خاص نیست، بلکه همه سنت‌های دینی را دربرمی‌گیرد.

وی افزود: در مواجهه نخست، که می‌توان آن را «مواجهه سنتی» نامید، تلاش می‌شود جنگ توجیه و برای «جنگ عادلانه» قواعدی وضع شود؛ یعنی مشخص شود چه جنگی مشروع است و در چه شرایطی می‌توان جنگ کرد.

صادق‌نیا با اشاره به سنت یهودی گفت: در سنت یهودی ۶۱۳ حکم شرعی وجود دارد که بیش از یک‌سوم آنها درباره جنگ است؛ از جمله اینکه جنگ چگونه می‌تواند عادلانه باشد و در چه شرایطی می‌توان جنگ کرد. در این سنت، حضور یک ربی برای نظارت بر رعایت احکام جنگ ضروری است.

وی با اشاره به سنت مسیحی افزود: مسیحیت که بر عشق حتی به دشمن و تعالیمی مانند برگرداندن گونه دیگر تأکید داشت، پس از قدرت گرفتن کلیسا ناگزیر شد جنگ را نیز بپذیرد. از قرن سوم میلادی، الهی‌دانانی مانند آگوستین درباره جنگ سخن گفتند و مفهوم «جنگ عادلانه» را در برابر جنگ ناعادلانه مطرح کردند.

صادق‌نیا ادامه داد: آگوستین جنگ را «ضرورت تراژیک» می‌دانست. از نظر او، جنگ ذاتاً شر و نتیجه گناه است، اما برای برقراری نظم، محافظت از بی‌گناهان و تنبیه ظالم، در برخی شرایط ضرورت پیدا می‌کند.

سه شرط آکویناس برای جنگ عادلانه

صادق‌نیا با اشاره به دیدگاه توماس آکویناس (معروف به حکیم آسمانی، فیلسوف ایتالیایی و متالِّه مسیحی قرن سیزدهم میلادی) گفت: آکویناس سه شرط اصلی برای جنگ عادلانه مطرح می‌کند. شرط نخست «اقتدار مشروع» است؛ یعنی تنها حاکم یا دولت مشروع می‌تواند اعلان جنگ کند.

وی افزود: اینکه چه حکومتی مشروع است، در ادیان مختلف متفاوت است. برای مثال، در برخی قرائت‌های اسلامی و یهودی، در دوره غیبت هیچ حکومتی مشروعیت ندارد و بنابراین مشروعیت اعلان جنگ نیز وجود ندارد. در سنت شیعی نیز روایاتی بر نامشروع بودن حکومت‌ها در دوره غیبت تأکید دارند، هرچند نظریه ولایت فقیه این اصل را تخصیص می‌زند.

صادق‌نیا شرط دوم را «علت عادلانه» دانست و گفت: جنگ باید پاسخی به یک ظلم جدی و واقعی باشد، نه ظلمی اندک، خیالی یا توهمی. احتمال وقوع ظلم به تنهایی کافی نیست؛ علت جنگ باید واقعی باشد.

وی درباره شرط سوم گفت: باید نیت درستی پشت جنگ وجود داشته باشد. نیت درست، نیتی است که به دنبال صلح و حفظ خیر عمومی باشد؛ نه انتقام، خون‌خواهی یا کشورگشایی.

صادق‌نیا افزود: در مجموع، الهیات سنتی نمی‌تواند از ضرورت وقوع جنگ اجتناب کند، اما تلاش می‌کند آن را موجه کند و برای جنگ شرایط و قواعدی تعیین کند.

وقتی جنگ از خشونت به امر مقدس تبدیل می‌شود

صادق‌نیا در ادامه به کارکرد دیگر الهیات سنتی اشاره کرد و گفت: الهیات علاوه بر توجیه جنگ، نظام مفهومی آن را نیز تغییر می‌دهد و جنگ را از یک امر خشن به یک امر مقدس تبدیل می‌کند.

وی افزود: در این نگاه، جنگ به درگیری «جنود خدا» و «جنود شیطان» تبدیل می‌شود. در برخی تحلیل‌ها حتی جنگ ایران و عراق به داستان هابیل و قابیل پیوند زده می‌شود و طرفین جنگ در جایگاه هابیلیان و قابیلیان قرار می‌گیرند.

صادق‌نیا تأکید کرد: در واقعیت، دو دسته انسان با یکدیگر می‌جنگند، اما دین این واقعیت را بازسازی می‌کند و آن را به جنگ جنود خدا و جنود شیطان تبدیل می‌کند. نتیجه این بازسازی آن است که مرگ افراد یک جبهه «شهادت» و مرگ افراد جبهه مقابل «هلاکت» تلقی می‌شود.

قدسی‌شدن مرگ و تحمل‌پذیر شدن هزینه جنگ

صادق‌نیا ادامه داد: نظام مفهومی جنگ به کشته‌شدگان نام و جایگاه می‌دهد و برای سوگواری آنها آیین می‌سازد. از سوی دیگر، به جامعه کمک می‌کند هزینه جنگ را تحمل کند؛ زیرا به مردم گفته می‌شود شما جنود الهی هستید و خداوند شما را حمایت خواهد کرد.

وی افزود: در این چارچوب، جنگ و رنج آن برای جامعه تحمل‌پذیرتر می‌شود و حتی سرمایه‌های جامعه راحت‌تر به سمت جنگ هدایت می‌شوند. بدون ایمان، جنگ صرفاً سر و صدا و هرج‌ومرج است، اما با ایمان می‌تواند به تاریخ و یک امر مقدس تبدیل شود.

صادق‌نیا درباره جایگاه جنگجو گفت: جنگجو در عین حال که فعال است، خود را منفعل نیز می‌داند؛ فعال است چون می‌جنگد و منفعل است چون خود را ابزار اجرای اراده الهی می‌داند. در این نگاه، حتی نتیجه جنگ نیز فراتر از کنترل جنگجو و در اختیار خداوند قرار می‌گیرد.

دین؛ توجیه‌کننده جنگ یا آغازگر آن؟

صادق‌نیا در ادامه گفت: اساساً دین در طول تاریخ آغازگر جنگ نبوده، بلکه جنگ را توجیه و صورت‌بندی کرده است. از زمانی که نهاد دین شکل گرفت و به تعبیر فرگوسن، دین بر صندلی قدرت نشست، وضعیت تغییر کرد و دین توانست آغازگر جنگ نیز باشد.

وی افزود: کلیسا پس از به دست گرفتن قدرت، جنگ‌های زیادی را آغاز کرد؛ اما در بسیاری از این موارد، نقطه آغاز جنگ امر دینی نبود، بلکه تهدیدی بود که متوجه قدرت و ساحت کلیسا می‌شد. حفظ نظام دینی یا کلیسایی، بهانه‌ای برای تجویز جنگ بود.

صادق‌نیا با اشاره به جنگ احد گفت: اگر آیات مربوط به این جنگ را بررسی کنیم، می‌بینیم مسئله تهدید ایمان نیست، بلکه تهدید گروه مؤمنان است. کسی برای حفظ ایمانش نمی‌جنگد؛ بلکه برای حفظ گروه مؤمنان مبارزه می‌کند.

وی افزود: حتی مفهوم ارتداد را نیز می‌توان در این چارچوب فهم کرد. ارتداد صرفاً به معنای تغییر ایمان فرد نیست، بلکه خروج او از گروه مؤمنان و پیوستن به گروه غیرمؤمنان است؛ یعنی در واقع نیرویی از یک گروه کم شده و به گروه مقابل پیوسته است.

صادق‌نیا تأکید کرد: بنابراین، الهی‌دانان در مقام توجیه جنگ می‌گفتند ما برای حفظ دین خدا می‌جنگیم، اما در بسیاری از این موارد، منظور از دین در واقع حفظ نهاد دین بوده است.

از جنگ عادلانه تا صلح‌طلبی

صادق‌نیا گفت: در روزگار جدید، رویکردهای دیگری نیز در رابطه میان الهیات و جنگ پدید آمده‌اند که به آنها «رویکردهای صلح‌طلبانه» گفته می‌شود.

وی افزود: در این رویکرد، جنگ تحت هر شرایطی با آموزه‌های بنیادین دینی ناسازگار است؛ آموزه‌هایی مانند عدالت، برادری، صلح و مدارا. بنابراین، الهیات و الهی‌دانان نباید جنگ را توجیه کنند، بلکه باید برای جلوگیری از جنگ و خشونت و ساختن صلح نقش ایفا کنند.

صادق‌نیا ادامه داد: نمی‌توان با یک جنگ، جنگ دیگری را خاموش کرد؛ این شبیه اطفای حریق با حریق است. الهی‌دان باید کاری کند که جنگی رخ ندهد و خشونتی پدید نیاید. به این رویکرد «صلح‌سازی» یا Peace Making گفته می‌شود.

صلح‌طلبی مطلق؛ پذیرش خشونت به جای اعمال آن

صادق‌نیا در ادامه گفت: یک دسته از صلح‌طلبان را «صلح‌طلبان مطلق» می‌نامند. این دیدگاه معتقد است خشونت، به‌ویژه کشتن انسان‌ها به هر بهانه‌ای، نقض مستقیم دستورات الهی است و باید به هر شکل ممکن از آن جلوگیری کرد.

وی با اشاره به برخی الهی‌دانان معاصر و تعالیم مسیح گفت: بر اساس تعبیری از سخن عیسی مسیح که می‌گوید صلیب خود را بردار و به دنبال من بیا، تأکید می‌شود که مسیح نگفت شمشیرت را بردار، بلکه گفت صلیبت را بردار. صلیب یعنی قربانی‌شدن و آمادگی برا ی مرگ.

صادق‌نیا افزود: در این نگاه، عدالت‌خواهی از قدرت ناشی نمی‌شود؛ بلکه برای گسترش عدالت باید آمادگی گذشت، شهادت‌طلبی و قربانی‌شدن داشت. این همان چیزی است که از آن با عنوان «اخلاق بازنده‌ها» یاد می‌شود: اگر می‌خواهید برنده باشید، باید بازنده باشید و اگر می‌خواهید جلوی جنگ را بگیرید، باید شهادت و قربانی‌شدن را بپذیرید.

از صلح‌طلبی مطلق تا صلح‌طلبی فعال

صادق‌نیا در ادامه به گروه دیگری از الهی‌دانان معاصر اشاره کرد و گفت: دسته دیگری را «صلح‌طلبان فعال» می‌نامند. این گروه معتقدند صرفاً تعلیم دادن مردم به شهادت‌طلبی و قربانی‌شدن کافی نیست، بلکه باید فعالانه برای صلح تلاش کرد.

وی افزود: در این رویکرد، باید از روش‌های غیرخشونت‌آمیز برای مقابله با خشونت استفاده کرد و برای جلوگیری از قتل، به قتل متوسل نشد. این رویکرد تا حد زیادی از سنت‌های هندوئیسم تأثیر گرفته و نمونه شاخص آن گاندی است.

صادق‌نیا ادامه داد: در مبارزات گاندی، افراد به صورت مسالمت‌آمیز در محل مورد نظر می‌نشستند و اگر یکی از آنها کشته می‌شد، فرد دیگری روز بعد جای او می‌نشست و مبارزه را ادامه می‌داد. بنابراین، آنها صلح‌طلب بودند، اما منفعل نبودند؛ بلکه فعالانه در تحقق خواسته خود مشارکت می‌کردند.

جمع‌بندی؛ دو رویکرد اصلی در نسبت الهیات و جنگ

صادق‌نیا در جمع‌بندی سخنان خود گفت: رابطه میان الهیات و جنگ، رابطه‌ای بسیار گسترده و پردامنه است و با مرور ادبیات این حوزه، شاهد دو رویکرد اصلی هستیم.

وی توضیح داد: رویکرد نخست تلاش می‌کند جنگ را توجیه و شرایطی برای جنگ عادلانه تعیین کند. این رویکرد جنگ را به مثابه یک ضرورت می‌پذیرد، اما برای آن احکام و قواعدی وضع می‌کند.

صادق‌نیا افزود: رویکرد دوم اساساً جنگ را به هیچ عنوان تأیید نمی‌کند، زیرا جنگ را نافی اصول بنیادین دینداری می‌داند. این گروه نیز به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ یک دسته صرفاً درباره صلح، آشتی و آرامش سخن می‌گویند و دسته دوم، یعنی صلح‌طلبان فعال، وارد عمل می‌شوند و از ابزارهای غیرخشونت‌آمیز برای تحقق صلح و گسترش خشونت‌پرهیزی استفاده می‌کنند.

لینک کوتاه : http://www.nabzevatan.ir/?p=201231

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.