به گزارش نبض وطن، در دومین آخر هفته پاییز، شبکههای سیما مجموعهای متنوع از فیلمهای سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن را روی آنتن میبرند؛ از اکشن و تریلر گرفته تا آثار خانوادگی، تاریخی، دفاع مقدسی و انیمیشن. با این حال، در میان این فهرست بلندبالا، همه انتخابها از یک وزن و اهمیت برخوردار نیستند و بخشی از جدول پخش همچنان بر فیلمهای تکراری یا آثاری استوار است که بیش از آنکه «انتخاب ویژه آخر هفته» باشند، برای تکمیل کنداکتور به میدان آمدهاند.
پنجشنبه و جمعه ۹ و ۱۰ مهرماه، فیلمهایی همچون «عملیات هادال»، «آخرین شکوفه پاییزی»، «میراث آتشنشان»، «ب مثل باز»، «کمالالملک»، «بحران»، «خودکار عطری»، «توپ پرنده» و «ذهن سفید» در کنار مجموعهای دیگر از آثار خارجی و ایرانی پخش میشوند.
از «عملیات هادال» تا «در دام افتاده»؛ سهم اکشن در جدول پخش
شبکه یک پنجشنبه شب «عملیات هادال» را روی آنتن میبرد؛ فیلمی اکشن که ماجرای درگیری نیروهای ویژه با گروهی از مزدوران و یک زیردریایی پیشرفته را روایت میکند. انتخاب فیلم از این منظر قابل توجه است که تلویزیون برای ساعت پایانی شب سراغ اثری پرتحرک و حادثهای رفته است؛ هرچند جذابیت آن بیش از هر چیز به مخاطب علاقهمند به ژانر اکشن وابسته است.
در شبکه سه نیز «استریلتسوف» و «در دام افتاده» قرار گرفتهاند؛ اولی داستان یک ستاره فوتبال شوروی را روایت میکند و دومی در فضای جنایی و تعقیبوگریز میگذرد. این تنوع ژانری قابل توجه است، اما در مجموع نشان میدهد که بخش مهمی از ظرفیت جدول فیلمهای تلویزیون همچنان به آثار خارجی اختصاص دارد.
«ب مثل باز»؛ یکی از متفاوتترین انتخابهای این هفته
شبکه چهار شاید یکی از معدود شبکههایی باشد که در این آخر هفته، ترکیبی از سینمای کلاسیک و فیلمی متفاوتتر را کنار هم قرار داده است.
«ب مثل باز» به کارگردانی فیلیپا لوثورپ، داستان زنی را دنبال میکند که پس از مرگ پدرش با بحران روحی مواجه میشود و برای فرار از سوگ، به پرورش یک باز پناه میبرد. فیلم از یک قصه شخصی و ظاهراً ساده به موضوعاتی همچون سوگ، انزوا، وابستگی و بازگشت به زندگی میرسد و از این جهت با بسیاری از فیلمهای صرفاً سرگرمکننده جدول پخش تفاوت دارد.
در روز جمعه هم «کمالالملک» ساخته زندهیاد علی حاتمی روی آنتن میرود؛ اثری که فارغ از زمان تولید، همچنان به واسطه بازی بازیگران بزرگی چون جمشید مشایخی، عزتالله انتظامی، محمدعلی کشاورز و علی نصیریان و همچنین جهان بصری و دیالوگنویسی حاتمی، قابلیت تماشای دوباره دارد.
اتفاقاً حضور «کمالالملک» در کنار یک فیلم خارجی همچون «ب مثل باز» نشان میدهد که اگر انتخاب آثار با دقت بیشتری انجام شود، کنداکتور تلویزیون میتواند به جای صرفاً افزایش تعداد فیلمها، تنوع واقعیتری در تجربه تماشای مخاطب ایجاد کند.
«بحران»؛ فیلمی که موضوعش از قصهاش جلو میزند
شبکه نمایش در این آخر هفته مجموعهای از آثار متنوع را ارائه کرده است؛ از «دار و دسته پیرزنها» و «پرواز را به خاطر بسپار» گرفته تا «تحت حمایت»، «در میان گرگها»، «پسر منو ندیدین؟»، «تنگنا» و «شنود ۳».
در میان این آثار، «بحران» از نظر موضوعی جایگاه متفاوتی دارد. داستان فیلم درباره یک شرکت داروسازی و دارویی است که ماده مخدر خطرناکی در آن پنهان شده و یک استاد داروسازی در برابر تولید آن میایستد. فیلم از این مسیر به مسئولیت علمی، منافع اقتصادی و تقابل فرد با یک ساختار قدرتمند نزدیک میشود.
«پسر منو ندیدین؟» نیز سراغ یک قصه معمایی و خانوادگی میرود؛ مادری که پس از سالها زندان تلاش میکند حقیقت ماجرای ناپدید شدن فرزندش را کشف کند. «تنگنا» نیز با حضور شهاب حسینی و گروهی از بازیگران شناختهشده، نماینده سینمای تلویزیونی ایران در این بخش از جدول پخش است.
جنگ از نگاه یک کودک؛ «خودکار عطری»
یکی از انتخابهای قابل توجه شبکه تهران، «خودکار عطری» است؛ فیلمی که جنگ را نه از زاویه فرماندهان و میدان نبرد، بلکه از دریچه یک خانواده و نوجوانی به نام سمیر روایت میکند.
ماجرا از روزهای آغاز سال تحصیلی در سال ۱۳۵۹ شروع میشود؛ زمانی که حمله عراق، برنامه زندگی خانواده را به هم میریزد و سمیر برای تأمین شیرخشک برادر کوچکش دست به فداکاری میزند.
این زاویه نگاه میتواند نقطه قوت فیلم باشد؛ چراکه روایت جنگ زمانی از کلیشه فاصله میگیرد که به زندگی روزمره مردم و تجربه کودکان و خانوادهها نزدیک شود. با این حال، موفقیت چنین آثاری بیش از هر چیز به کیفیت فیلمنامه و نحوه پرداخت شخصیتها وابسته است و صرف انتخاب یک سوژه آشنا نمیتواند بهتنهایی یک فیلم را متمایز کند.
«توپ پرنده»؛ قصهای درباره فقر و فرصت
در شبکه امید، «توپ پرنده» داستان دو برادر نوجوان در محلهای فقیرنشین در بمبئی را روایت میکند که به بدمینتون علاقهمند میشوند، اما برای بازی حتی امکانات اولیه را هم ندارند.
فیلم از مسیر ورزش به موضوعاتی مانند فقر، خانواده، استعداد و فرصت میرسد و از این جهت با مأموریت مخاطبمحور شبکه امید تناسب دارد. «زنگ آخر» نیز با داستان نوجوانی که به دنبال مادربزرگ بازیگرش میگردد، بر رابطه نسلها و خانواده تمرکز دارد.
در شبکه کودک هم «افسانه ایلیا» و «چگونه اژدهای خود را آموزش دهید ۳» قرار گرفتهاند؛ انتخابهایی آشنا برای مخاطب کودک که در کنار سرگرمی، بر دوستی، مسئولیتپذیری و مواجهه با تغییر تأکید دارند.
مسئله همیشگی؛ تعداد فیلم یا کیفیت انتخاب؟
نگاهی به جدول این هفته یک نکته مهم را دوباره به میان میآورد: زیاد بودن تعداد فیلمها لزوماً به معنای غنی بودن سبد سینمایی تلویزیون نیست.
در این فهرست، آثار قابل دفاعی مانند «کمالالملک»، «ب مثل باز»، «بحران» و «خودکار عطری» در کنار فیلمهایی قرار گرفتهاند که بیشتر کارکرد سرگرمی یا پر کردن جدول پخش را دارند. مسئله اصلی بنابراین نه کمبود مطلق فیلم، بلکه کیفیت انتخاب و تناسب آن با ساعت پخش و مخاطب هر شبکه است.
تلویزیون زمانی میتواند از ظرفیت فیلمهای آخر هفته بیشتر استفاده کند که میان «فیلم تازه»، «اثر ماندگار» و «انتخاب مناسب برای مخاطب» تعادل برقرار کند. در غیر این صورت، حتی یک جدول پخش شلوغ و متنوع هم ممکن است در نهایت فقط فهرستی طولانی از عناوین باشد، نه مجموعهای از انتخابهای بهیادماندنی برای آخر هفته.



