به گزارش نبض وطن، گذار جهانی به انرژی پاک بیش از پیش به آسیا گره خورده است. بااینحال، بعید است این قاره مسیر موردنظر واشنگتن و بروکسل را دنبال کند. دولتهای آسیایی نقش مهمی در تعیین آینده زغالسنگ، نفت، گاز طبیعی، انرژیهای تجدیدپذیر و ذخیرهسازی انرژی خواهند داشت و تحولات این منطقه مشخص میکند که گذار انرژی واقعا مصرف جهانی سوختهای فسیلی را کاهش میدهد یا فقط به افزایش تولید برق تجدیدپذیر در سیستمی منجر میشود که همچنان در حال گسترش است.
شرکت مشاوره مدیریت جهانی مککینزی (McKinsey) گزارش کرد، آسیا طی ۱۵ سال آینده به سرمایهگذاری سالانه یک تریلیون دلار در بخش انرژی نیاز دارد تا امنیت انرژی خود را تقویت کند، گذار به منابع انرژی پایدار را سرعت ببخشد و پاسخگوی افزایش تقاضای منطقهای باشد. بر اساس گزارش این شرکت، آسیا تا ۲۰۴۰، حدود ۷۰ درصد از رشد خالص تقاضای جهانی انرژی را به خود اختصاص خواهد داد. اکنون پیشبینی میشود تقاضای انرژی این قاره به ۳۷۰ میلیون تراژول برسد که در مقایسه با پیشبینی یک سال قبل، ۱۵ درصد افزایش نشان میدهد. گسترش مراکز داده، توسعه صنایع و افزایش نیاز به سرمایش از عوامل این رشد هستند.
پیشبینی میشود زغالسنگ بیش از پیشبینیهای قبلی، همچنان سوخت غالب در سبد انرژی آسیا بماند. اگرچه انتظار میرود مصرف زغالسنگ در چین به دلیل رشد سریع تولید انرژیهای تجدیدپذیر بهتدریج کاهش یابد اما افزایش نیاز هند و کشورهای جنوب شرق آسیا به برق و انرژی صنعتی، تقاضای کلی منطقه برای زغالسنگ را در سطحی ثابت نگه دارد.
با افزایش تقاضا برای برق در جنوب شرق آسیا که یکی از سریعترین نرخهای رشد مصرف برق در جهان را تجربه میکند، نیروگاههای زغالسنگسوز همچنان نقشی حیاتی در تامین تولید برق و حفظ قابلیت اطمینان شبکه دارند. زغالسنگ حدود ۴۷ درصد از سبد کل انرژی اولیه آسیا را تشکیل میدهد، درحالیکه سهم نفت، ۲۵ درصد و سهم گاز طبیعی حدود ۱۲ درصد است.
نقش زغالسنگ در بخش برق حتی پررنگتر است، این سوخت بیش از ۵۰ درصد از ترکیب تولید برق آسیا را تامین میکند. این سهم در جنوب آسیا، بهویژه با توجه به نقش هند به ۶۷ درصد میرسد. در حال حاضر، قیمت زغالسنگ حرارتی در آسیا همچنان بالا است. کاهش تولید در چین، محدودیتها و اختلالات عرضه ناشی از سهمیهبندی دولتی در اندونزی و همچنین جایگزینی گاز با زغالسنگ در ژاپن و کره جنوبی از عوامل این وضعیت هستند.
در مقابل پیشبینی میشود رشد تقاضای گاز طبیعی در آسیا طی پنج تا ۱۰ سال آینده کند شود زیرا کشورها استفاده از زغالسنگ داخلی ارزانتر و توسعه سریع انرژیهای تجدیدپذیر برای تولید برق را در اولویت قرار میدهند. بااینحال، انتظار میرود مصرف گاز در بلندمدت دوباره افزایش یابد و این رشد عمدتا ناشی از بخش صنعت خواهد بود که برای تولید و فرآوری محصولات، بهتدریج از سوختهای با کربن بیشتر مانند نفت و زغالسنگ فاصله میگیرد.
مککینزی گزارش کرد، برای تامین مالی زیرساختهای انرژی بادی و خورشیدی، سالانه حدود ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری لازم است. بخش عمده این سرمایهگذاریها در هند و جنوب شرق آسیا متمرکز خواهد بود که گذار به انرژیهای تجدیدپذیر را با سرعت بیشتری پیش میبرند. در حال حاضر، برق تولید شده از سامانههای خورشیدی فتوولتائیک در مقیاس نیروگاهی، به دلیل کاهش چشمگیر هزینههای سرمایهگذاری و تجهیزات، در بیشتر بازارهای آسیا ارزانترین منبع تولید برق به شمار میرود.

اگرچه زغالسنگ داخلی ارزان همچنان در کشورهایی مانند هند، رسیدن انرژیهای تجدیدپذیر به نقطه برتری اقتصادی را به تاخیر میاندازد، هزینه این انرژیها در سراسر منطقه آسیا و اقیانوسیه به حدود ۱۳ درصد کمتر از زغالسنگ معمول رسیده است. پیشبینی میشود تا ۲۰۳۰، هزینه انرژیهای تجدیدپذیر یکسوم کمتر از زغالسنگ باشد.
در ۱۲ ماه منتهی به آوریل ۲۰۲۶، انرژی خورشیدی برای نخستین بار از گاز طبیعی پیشی گرفت و به سومین منبع بزرگ تولید برق در آسیا تبدیل شد. همچنین، چین در نیمه نخست سال جاری برای نخستین بار کمتر از ۵۰ درصد برق خود را از زغالسنگ تولید کرد.
به همین ترتیب، انرژی بادی خشکی در بازارهای مهم منطقه به برابری هزینهای با سوختهای فسیلی معمول رسیده یا از آنها ارزانتر شده است. گسترش تولید در مقیاس صنعتی و بومیسازی زنجیره تامین به رهبری چین، از عوامل این روند هستند.
در همین حال، قیمت سامانههای ذخیرهسازی انرژی با باتری (BESS) طی ۱۵ سال گذشته، ۹۳ درصد کاهش یافته است. این کاهش قیمت، ترکیب نیروگاههای خورشیدی و سامانههای ذخیرهسازی یا نیروگاههای بادی و ذخیرهسازی را به گزینههایی هرچه عملیتر برای جایگزینی نیروگاههای گازی مورد استفاده در زمان اوج تقاضای برق تبدیل کرده است.
در نهایت، مککینزی پیشبینی کرد سوختهای زیستی میتوانند تا ۲۰۴۰، جایگزین واردات سوخت به ارزش ۹۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار در آسیا شوند. چنین تحولی وابستگی بلندمدت این منطقه به نفت وارداتی را به میزان چشمگیری کاهش میدهد.
پیشتر پیشبینی شده بود تولید جهانی سوختهای زیستی تا ۲۰۳۰، در مقایسه با سطح ۲۰۲۵، نزدیک به ۷۰ درصد افزایش یابد. این رشد در شرایطی رخ میدهد که کشورهای بزرگ تولیدکننده، در واکنش به بحران انرژی ناشی از تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، الزامات مربوط به ترکیب سوختهای زیستی با سوختهای معمول را افزایش میدهند.
هند که پیشتر استفاده از بنزین با ترکیب ۲۰ درصد اتانول (E۲۰) را آغاز کرده بود، در مه ۲۰۲۶ مشخصات فنی را برای حرکت به سمت ترکیبهای دارای اتانول بیشتر، مانند E۳۰ توسعه داد. دستورالعملهای دولت هند به عرضهکنندگان سوخت توصیه کرد، زیرساختهای توزیع را برای عرضه این ترکیبها آماده کنند تا مصرفکنندگان در نهایت بتوانند سوخت متناسب با مشخصات فنی موتور خودروی خود را انتخاب کنند. این موضوع اهمیت دارد زیرا خودروهای قدیمیتری که برای بنزین E۱۰ یا بنزین خالص طراحی شدهاند، ممکن است هنگام استفاده از ترکیبهای دارای اتانول بیشتر با مشکلات سازگاری موتور و کاهش مسافت قابل پیمایش مواجه شوند.
در همین حال، اندونزی، بزرگترین تولیدکننده روغن پالم در جهان، در اجرای سیاستهای استفاده از سوختهای زیستی قاطعانهتر عمل کرده است. این کشور با اجرای برنامه B۵۰، یعنی ترکیب ۵۰ درصدی بیودیزل با روغن پالم، درصدد حذف واردات گازوئیل است. پیشبینی میشود اجرای این برنامه سالانه به ۱۶.۷ تا ۱۸ میلیون کیلو لیتر بیودیزل نیاز داشته باشد که برای تولید آن حدود ۱۵.۲ تا ۱۶.۳ میلیون تن روغن خام پالم مصرف خواهد شد.
بر اساس گزارش اویل پرایس، دولت اندونزی برآورد کرد، برنامه B۵۰ میتواند در ۲۰۲۶ هزینه واردات سوخت این کشور را حدود ۹.۴ میلیارد دلار کاهش دهد و همزمان، انتشار سالانه دیاکسید کربن را حدود ۴۴ میلیون تن پایین بیاورد که معادل حدود ۴۲ درصد در مقایسه با گازوئیل معمول نفتی است.
