• امروز : سه‌شنبه, ۲۴ شهریور , ۱۴۰۵

سایه جنگ با ایران بر انتخابات کنگره؛ ترامپ در محاصره بحران انرژی و کابوس شکست انتخابات

  • کد خبر : 202012
  • ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۹:۱۰
سایه جنگ با ایران بر انتخابات کنگره؛ ترامپ در محاصره بحران انرژی و کابوس شکست انتخابات
تحولات یک هفته گذشته در آمریکا نشان می دهد جنگ این کشور با ایران، بیش از هر زمان دیگری از یک موضوع صرفا نظامی و امنیتی فاصله گرفته و به مساله ای درهم تنیده با انتخابات میان دوره ای کنگره، قیمت انرژی، افکار عمومی آمریکا و جایگاه سیاسی دونالد ترامپ تبدیل شده است؛ مساله ای که اکنون حتی زمان پایان جنگ نیز از سوی رئیس جمهوری آمریکا به انتخابات ماه نوامبر گره خورده است.

به گزارش نبض وطن، در مهم ترین تحول روزهای اخیر، رئیس جمهوری آمریکا روز چهارشنبه ۹ سپتامبر اعلام کرد جنگ با ایران احتمالا «بلافاصله پس از انتخابات میان دوره ای» پایان خواهد یافت. اگرچه او اظهارنظرش را به «قبل از انتخابات» و «بعد از انتخابات» تغییر داد اما این در حالی است که ترامپ بارها تاکید کرده بود درگیری با ایران نباید طولانی شود و حتی در مقاطع مختلف از نزدیک بودن پایان جنگ سخن گفته بود.

ترامپ همچنین مدعی شد تهران تلاش می کند بر نتیجه انتخابات آمریکا تاثیر بگذارد. این موضع از یک منظر قابل توجه است؛ اینکه رئیس جمهوری آمریکا اکنون نه تنها درباره زمان پایان جنگ صحبت می کند، بلکه به صراحت آن را به تقویم انتخاباتی آمریکا مرتبط کرده است.

جنگ با ایران و افزایش هزینه سیاسی برای ترامپ

ترامپ همچنین در گفت وگویی با رسانه های آمریکایی اعلام کرد که از تصمیم خود برای آغاز جنگ با ایران پشیمان نیست و اگر بار دیگر در همان شرایط قرار گیرد، همان تصمیم را تکرار خواهد کرد.

این موضع در حالی مطرح شد که همزمان، رئیس جمهوری آمریکا به شکل فزاینده ای درباره قیمت نفت و سوخت و تاثیر آن بر اقتصاد آمریکا سخن می گوید.

ترامپ از یک سو تلاش می کند جنگ را یک موفقیت راهبردی و دستاورد برای خود معرفی کند؛ جنگی که به ادعای او با هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای آغاز شده و از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت و سوخت و فشار بر مصرف کنندگان آمریکایی، هزینه سیاسی جنگ را افزایش داده است.

ترامپ در روزهای گذشته صراحتا گفت که قیمت نفت و در نتیجه قیمت سوخت احتمالا تا پس از انتخابات کاهش نخواهد یافت. این اظهارنظر اهمیت زیادی دارد، زیرا قیمت سوخت یکی از ملموس ترین شاخص هایی است که شهروندان آمریکایی آثار یک بحران خارجی را در زندگی روزمره خود احساس می کند.

گازوئیل ۱۰ دلاری؛ جنگی که به زندگی آمریکایی ها رسیده است

افزایش قیمت انرژی، تنها به قیمت بنزین محدود نیست. قیمت گازوئیل در برخی جایگاه های سوخت در کالیفرنیا در روزهای گذشته به ۹.۹۹۹ دلار در هر گالن رسید؛ رقمی که عملا همان گازوئیل ۱۰ دلاری است.

اهمیت افزایش قیمت گازوئیل، بسیار فراتر از هزینه ای است که یک راننده در جایگاه سوخت پرداخت می کند. کامیون های حمل کالا، ماشین آلات کشاورزی، اتوبوس ها، تجهیزات عمرانی و بخش بزرگی از شبکه حمل ونقل آمریکا به گازوئیل وابسته هستند.

بنابراین، افزایش قیمت این سوخت می تواند مستقیما هزینه انتقال مواد غذایی، کالاهای مصرفی، مصالح ساختمانی و خدمات را افزایش دهد و در نهایت فشار تورمی بیشتری را بر خانوارهای آمریکایی وارد کند و جنگی که هزاران کیلومتر دورتر از آمریکا جریان دارد، اکنون از طریق قیمت سوخت وارد زندگی روزمره آمریکایی‌ها شده است.

کالیفرنیا از این جهت اهمیت بیشتری دارد که بنادر لس آنجلس و لانگ بیچ از مهم ترین دروازه های ورود کالا به آمریکا هستند. افزایش هزینه سوخت کامیون‌ها و شبکه حمل ونقل می تواند در نهایت به افزایش هزینه توزیع و قیمت کالاها در بخش های مختلف کشور منجر شود.

برای کشاورزان، رانندگان کامیون، شرکت های حمل ونقل کوچک و کسب وکارهای خانوادگی نیز افزایش ناگهانی قیمت گازوئیل به معنای افزایش هزینه عملیاتی و کاهش حاشیه سود است؛ هزینه ای که یا باید از جیب تولیدکننده پرداخت شود یا به مصرف کننده منتقل شود.

از همین رو، گازوئیل ۱۰ دلاری را باید یکی از ملموس ترین نشانه های تبدیل جنگ خارجی به فشار اقتصادی داخلی آمریکا دانست.

این وضعیت، وعده های ترامپ درباره کاهش سریع قیمت سوخت پس از پایان جنگ را نیز با آزمونس جدی مواجه کرده است. رئیس جمهوری آمریکا از یک سو وعده کاهش قیمت انرژی را می دهد و از سوی دیگر پایان جنگ را به انتخابات میان دوره ای کنگره مرتبط می کند.

در نتیجه، برای رای دهنده آمریکایی یک پرسش ساده شکل گرفته است: اگر جنگ قرار است تا بعد از انتخابات ادامه داشته باشد، هزینه این جنگ تا آن زمان برای زندگی روزمره مردم آمریکا چقدر خواهد بود؟

ترامپ در میانه وعده پایان جنگ و منافع نفتی آمریکا

یکی از قابل توجه ترین ادعاهای ترامپ درباره آینده حضور و منافع آمریکا درجنگ علیه ایران است.

ترامپ در جریان سفر خود به ایرلند در گفت‌وگو با خبرنگاران ادعا کرد: «ایران به‌شدت می‌خواهد توافق کند. آنها مدام تماس می‌گیرند. می‌خواهند توافقی انجام دهند. اما باید توافق درستی انجام دهند. من توافقی را که خوب نباشد، نمی‌پذیرم.»

این در حالی است که رئیس‌جمهوری اسلامی ایران گفته است: اگر ایالات متحده به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد بازگردد، تهران نیز حاضر است تعهدات خود را ازسر بگیرد.

رئیس‌جمهوری آمریکا در گفت‌وگو با خبرنگاران در ایرلند در عین حال گزینه دیگری را نیز مطرح کرد: ادامه حضور و درگیر ماندن در ایران. او این وضعیت را با توافق آمریکا درباره ونزوئلا که در ماه گذشته اعلام شد، مقایسه کرد.

ترامپ ادعا کرد: «در نهایت از ایران خارج خواهیم شد، مگر این‌که تصمیم بگیریم بمانیم و مانند ونزوئلا نفت را در اختیار بگیریم.»

او ادعا کرد که درآمد آمریکا از ونزوئلا «بارها هزینه جنگ را تامین کرده است.»

او همزمان مدعی شد: انتظار دارد جنگ در ماه های آینده و احتمالا پس از انتخابات میان دوره ای پایان یابد.

ترامپ از یک سو از پایان جنگ سخن می گوید و از سوی دیگر، منافع نفتی آمریکا در ایران را مطرح می کند!

اگر در آغاز جنگ، هدف اصلی واشنگتن در روایت رسمی کاخ سفید جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای عنوان می شد، اکنون سخن گفتن مستقیم از نفت ایران، تصویر پیچیده تری از محاسبات آمریکا ارائه می دهد.

این تغییر لحن، همچنین پرسش هایی درباره اهداف بلندمدت واشنگتن در قبال ایران ایجاد کرده است؛ به ویژه آنکه ترامپ همزمان با تاکید بر پایان جنگ، از احتمال حفظ منافع آمریکا در منابع انرژی ایران سخن می گوید.

در واقع، نفت در حال تبدیل شدن به یکی از حلقه های اصلی اتصال جنگ ایران، سیاست خارجی آمریکا و سیاست داخلی این کشور است.

تنگه هرمز؛ نقطه فشار ایران و پاشنه آشیل آمریکا

همزمان با این تحولات، وضعیت تنگه هرمز همچنان یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده در معادلات جنگ است.

تلاش عمان برای برگزاری نشست میان ایران و کشورهای عرب خلیج فارس درباره نحوه مدیریت تردد در تنگه هرمز در این هفته با تعویق مواجه شد. این تعویق در شرایطی صورت گرفت که حملات و تنش های منطقه ای ادامه دارد و نگرانی ها درباره امنیت مسیرهای انتقال انرژی افزایش یافته است.

همزمان، قیمت نفت در بازار جهانی افزایش یافته و نگرانی درباره اختلال در عرضه انرژی، فشار مضاعفی بر اقتصاد جهانی و به ویژه اقتصاد آمریکا وارد کرده است.

این وضعیت، برای دولت ترامپ یک مشکل اساسی ایجاد کرده است: آمریکا از یک سو تلاش می کند نقش خود را به عنوان قدرت مسلط بر امنیت مسیرهای دریایی منطقه نشان دهد و از سوی دیگر، ادامه ناامنی در این منطقه به افزایش قیمت انرژی در داخل آمریکا منجر می شود.

در واقع، تنگه هرمز از یک موضوع نظامی به یک موضوع اقتصادی و انتخاباتی برای واشنگتن تبدیل شده است.

شورای امنیت سازمان ملل؛ رویارویی آمریکا با روسیه و چین درباره ایران

در کنار تحولات نظامی و اقتصادی، هفته گذشته شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز شاهد یکی از صحنه های مهم تقابل دیپلماتیک بر سر ایران بود.

شورای امنیت نشستی درباره کمیته ۱۷۳۷ مرتبط با ایران برگزار کرد؛ نشستی که بار دیگر اختلاف عمیق میان اعضای شورای امنیت درباره ایران را آشکار ساخت. آمریکا و کشورهای اروپایی تلاش دارند فشارهای بین المللی علیه ایران را حفظ و تشدید کنند، در حالی که روسیه و چین با این رویکرد مخالفت کردند.

نشست مذکور بدون دستیابی به نتیجه پایان یافت و مخالفت روسیه و چین نشان داد که این دو عضو دائم شورای امنیت، هرگونه تلاش آمریکا برای استفاده ابزاری از شورای امنیت علیه ایران، ناگزیر با موضع این دو قدرت روبه رو خواهد شد.

از این منظر، نشست کمیته ۱۷۳۷ را باید بخشی از تقابل گسترده تر آمریکا و متحدانش با ایران در عرصه دیپلماتیک دانست؛ تقابلی که در آستانه برگزاری هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد اهمیت بیشتری پیدا می کند.

یمن و عربستان؛ بحران انرژی در حال گسترش است

همزمان با تحولات ایران و آمریکا، درگیری های یمن و عربستان نیز در هفته گذشته به یکی دیگر از موضوعات مهم شورای امنیت تبدیل شد. شورای امنیت سازمان ملل متحد در پی تشدید درگیری ها و حملات نیروهای انصارالله و عربستان، نشستی درباره تحولات یمن برگزار کرد.

اهمیت این تحولات در آن است که بحران منطقه ای دیگر محدود به ایران و تنگه هرمز نیست. اکنون تحولات یمن و دریای سرخ نیز به همان زنجیره امنیتی و انرژی پیوسته است.

تحولات ساحل دریای سرخ، نگرانی درباره امنیت خطوط کشتیرانی و انتقال انرژی را افزایش داده است. این تحولات در شرایطی رخ می دهد که بازار نفت نیز تحت فشار قرار دارد و قیمت بالای انرژی یکی از مهم ترین نگرانی های دولت ترامپ محسوب می شود.

از این منظر، بحران یمن دیگر صرفا یک مناقشه داخلی یا حتی یک پرونده منطقه ای جدا از جنگ علیه ایران نیست؛ بلکه بخشی از زنجیره ای از بحران هاست که از خلیج فارس تا دریای سرخ امتداد یافته و مستقیما بر بازار جهانی انرژی اثر می گذارد.

برای دولت ترامپ، گسترش این بحران یک معضل راهبردی ایجاد می کند: حتی اگر واشنگتن بتواند سطح درگیری مستقیم خود با ایران را کاهش دهد، کنترل پیامدهای منطقه ای جنگ و جلوگیری از باز شدن جبهه های جدید بسیار دشوار خواهد بود.

۱۱ سپتامبر و تلاش واشنگتن برای بازتعریف روایت جنگ

یکی دیگر از تحولات قابل توجه هفته گذشته، نحوه سوءاستفاده دولت ترامپ از بیست و پنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر بود.

ترامپ و پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در مراسم سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر تلاش کردند میان میراث حملات تروریستی سال ۲۰۰۱ و جنگ‌های امروز خود پیوند برقرار کنند.

این مساله از نظر سیاسی اهمیت دارد، زیرا دولت ترامپ برای حفظ حمایت افکار عمومی از جنگ ایران نیازمند ارائه یک چارچوب امنیتی برای توجیه ادامه درگیری است.

ترامپ در سال های گذشته، بارها از جنگ های طولانی آمریکا و مداخلات خارجی انتقاد کرده و خود را رئیس جمهوری معرفی کرده بود که قرار بود، آمریکا را از جنگ های بی پایان دور کند اما اکنون جنگ علیه ایران، این وعده را با یک آزمون جدی مواجه کرده است.

ترامپ گرفتار هزینه های جنگ با ایران

مجموعه تحولات هفته گذشته نشان می دهد دولت ترامپ در برابر یک دوگانگی فزاینده قرار گرفته است؛ ترامپ برای حفظ اعتبار سیاسی خود نیاز دارد جنگ علیه ایران را یک پیروزی معرفی کند؛ اما برای کاهش فشار اقتصادی بر جامعه آمریکا نیز به پایان جنگ و کاهش قیمت انرژی نیاز دارد.

از این رو، سخنان متناقض ظاهری او درباره ایران را می توان در یک چارچوب مشترک تحلیل کرد: ترامپ به دنبال پایان جنگ است، اما نه به هر قیمتی و نه پیش از آنکه بتواند آن را به عنوان یک پیروزی سیاسی و راهبردی به افکار عمومی آمریکا عرضه کند.

گره زدن پایان جنگ به انتخابات میان دوره ای، وعده کاهش قیمت سوخت پس از پایان جنگ، سخن گفتن از منافع نفتی آمریکا در ایران و تاکید بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای، همگی نشان می دهد که جنگ ایران اکنون در نقطه تلاقی سه حوزه قرار گرفته است: حوزه های امنیتی، انرژی و سیاست داخلی(انتخابات).

در همین حال، افزایش قیمت نفت و رسیدن گازوئیل در برخی جایگاه های سوخت در کالیفرنیا به سقف ۹.۹۹۹ دلار، یعنی عملا ۱۰ دلار در هر گالن، نشان می دهد که هزینه جنگ دیگر یک مفهوم انتزاعی برای شهروند آمریکایی نیست؛ بلکه به هزینه حمل ونقل، کالا و زندگی روزمره تبدیل شده است.

در عرصه بین المللی نیز مخالفت روسیه و چین با رویکرد آمریکا در نشست شورای امنیت نشان داد واشنگتن برای ایجاد اجماع بین المللی علیه ایران با محدودیت های جدی مواجه است.

همزمان، گسترش بحران به یمن و عربستان و افزایش نگرانی درباره امنیت باب المندب، در کنار وضعیت تنگه هرمز، نشان می دهد پایان درگیری مستقیم میان آمریکا و ایران لزوما به معنای پایان بحران منطقه ای نخواهد بود.

از این منظر، پرسش اصلی هفته های آینده دیگر صرفا این نیست که جنگ چه زمانی پایان خواهد یافت؛ بلکه این است که ترامپ با چه شرایطی حاضر خواهد شد پایان جنگ را بپذیرد، هزینه اقتصادی آن تا انتخابات میان دوره ای کنگره چه میزان خواهد شد و آیا آمریکا می تواند پیش از آنکه فشار قیمت انرژی به یک مسئله جدی انتخاباتی تبدیل شود، معادله جنگ را تغییر دهد یا خیر.

اگر جنگ تا انتخابات میان دوره ای ادامه یابد، هر گالن گران تر سوخت، هر کامیون با هزینه حمل بیشتر و هر افزایش قیمت مواد غذایی می تواند به بخشی از مناظره سیاسی آمریکا تبدیل شود. در چنین شرایطی، شاید مهم ترین جبهه جنگ برای ترامپ دیگر فقط خاورمیانه نباشد؛ بخشی از سرنوشت سیاسی او اکنون در پمپ های بنزین آمریکا، در قیمت گازوئیل و در واکنش رای دهندگان آمریکایی به هزینه های جنگ رقم خواهد خورد.

لینک کوتاه : https://www.nabzevatan.ir/?p=202012

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.