ما از «انسجام ملی» زیاد سخن میگوییم؛ اما انسجام ملی فقط در شعارها و مراسم رسمی شکل نمیگیرد انسجام ملی در لحظههای کوچک زندگی روزمره ساخته میشود؛ وقتی درد یک انسان، برای چند دقیقه درد همه میشود.
تجربه بیش از چهار دهه گذشته نشان داده است که جمهوری اسلامی برای هر یک از ارکان اساسی خود با پیشبینی سازوکارهای قانونی، استمرار مدیریت و ثبات نظام را تضمین کرده است؛ مجلس خبرگان رهبری، مهمترین جلوه این آیندهنگری در عالیترین سطح ساختار سیاسی کشور است.
شاید کمتر کسی تصور می کرد نوزادی که هنگام تولد به خاطر اشتباه پزشکی، دچار یک آسیب غیرقابل درمان و ماندگار شد، بعدها برای چند دهه به یکی از ابرستارگان سینما تبدیل شود!
در ایام وداع وتشییع امام عزیز، جای هنرمندانی که اشتیاق داشتند با صدا و قلم خود در روایت این رویداد کم نظیر و تجلی وفاداری امت به آرمانها و سیره و وجود آن رهبرعالیقدر، سهم معنوی و تاریخی خود را ایفا کنند خالیست.
اگر بخواهیم پنج سال نخست ریاست حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهای را در یک عبارت خلاصه کنیم، شاید مناسبترین تعبیر، دوره نهادسازی حکمرانی قضایی باشد؛ دورهای که در آن تلاش شد دستگاه عدالت، از یک نهاد منفعل و واکنشمحور، به نهادی مسئلهشناس، آیندهنگر و اثرگذار در حل مسائل کلان کشور تبدیل شود.
ابوذر ابراهیمی ترکمان در یادداشتی تحلیلی با عنوان «فراتر از میدان نبرد» نوشت: جنگ اخیر، علاوه بر خسارتهای انسانی و مادی، به بازتعریف برخی معادلات راهبردی، تقویت انسجام داخلی و آشکار شدن ظرفیتهای پنهان ایران انجامیده است.
در سیاست، گاهی آنچه گفته نمیشود، مهمتر از آن چیزی است که گفته میشود. در روزهایی که میلیونها ایرانی در مراسم تشییع رهبر شهید، فارغ از گرایشهای سیاسی و سلایق اجتماعی، تصویری از همبستگی ملی را به نمایش گذاشتند، انتظار میرفت این پیام از سوی برخیها بیش از هر صدای دیگری شنیده شود؛ پیامی که میگفت ایران در بزنگاههای تاریخی، حول منافع ملی و احساس تعلق به میهن گرد هم آمده است.
مدیریت رفاه اجتماعی در تراز نظام اسلامی نمیتواند و نباید صرفا در محدوده توزیع حداقلی یارانهها، پرداخت مستمری و تأمین معیشت تعریف شود. بهزیستی، مفهومی فراتر از حمایتهای معیشتی است؛ بهزیستی در معنای عمیق و انسانی خود، همان «بهزیستن» است یعنی فراهم سازی زمینههایی که انسان با همه ظرفیتها، استعدادها و امکانهای وجودی خود بتواند زندگی عزتمندانه، فعالانه و اثرگذار داشته باشد.
پاسخگویی، یکی از بنیادیترین مؤلفههای حکمرانی مطلوب و مدیریت شهری کارآمد است؛ اصلی که نه در گزارشهای عملکرد، بلکه در میدان گفتوگو با مردم معنا پیدا میکند. نشست مطالبهگری شهروندان خطه طلایی ایران، فرصتی برای شنیدن صدای مردم و پاسخگویی به دغدغههای آنان بود؛ اما غیبت برخی از مهمترین مسئولان مدیریت شهری، این پرسش را در ذهن افکار عمومی پررنگتر کرد که آیا پاسخگویی، همچنان در اولویت مدیران قرار دارد یا این آزمون مهم، بیپاسخ رها شده است؟
پیام های مردمی