به گزارش نبض وطن ، یادمان هست که در سال ۱۳۹۸ با همکاری دوست نویسندهای در جنوب ایران، چند هفته روی پروندهای ادبی وقت گذاشته و کار کرده بودیم تا در مناسبت تقویمیاش، یکی از روزهای آبان ماه، منتشر شود. یک روز مانده به روز موعود، اینترنت مثل این روزها کاملا قطع شد و این یعنی تنها و تنها یک راه برای ارسال مطالب از اهواز به تهران وجود داشت و آن، به اصطلاحِ قُدما، پست چاپاری بود. شرح آن دشواری را که از فرط غیرمنتظره بودن، بیشتر به طنزی تلخ شبیه بود، در یکی از شمارههای «اعتماد» در حاشیه مطلب اصلی آن پرونده نوشتم؛ اما با قطع شدن اینترنت، پرونده چطور آماده شد و به صفحه روز موعود رسید؟
دوستمان مطالب را در یک ابزار هزاره سومی، یعنی فلش، ذخیره کرد و به شیوه عهد چاپارها سپرد به راننده اتوبوسی که عازم تهران بود. طبق محاسبه، اتوبوس صبح علیالطلوع باید میرسید تهران و من هم به ناچار باید پیش از ورود او به ترمینال جنوب، آنجا حاضر میبودم. پس در تاریکی صبح پاییز تهران، راه افتادم و زودتر از روشنی هوا رسیدم و منتظر شدم که آفتاب بیاید که پیک جنوب برسد و از درهای ترمینال وارد شود. سه ساعت بعد از طلوع آفتاب بود که بالاخره آقای راننده را ملاقات کردیم. بگذریم که فلش را نمیداد و مشروط کرده بود به اینکه علاوه بر مبلغ دریافت شده در مبدا، از گیرنده مرسوله هم پول بگیرد! و بگذریم که چطور بیآنکه پول اضافی بدهم، فلش را گرفتم!
این روزها مدام یاد آن خاطره میافتم و اینکه معلوم نیست تا کی باید در چنین شرایطی کار کنیم.
به اینها بیفزایید عدم دسترسی به جستوجوگرهایی را که بخش جداییناپذیر کار روزنامهنگاری نوین محسوب میشوند. چه برای مرور سوابق موضوعی که گزارشتان را تکمیل میکند، چه برای رصد اتفاقاتی که منجر به صورتبندی سوژه در ذهن شما میشود، چه برای تهیه تصاویری که متناسب با مطالب هر صفحه به آنها نیاز دارید و … وقتی از میان همه منابع موجود در فضای مجازی تنها به چند سایت و خبرگزاری داخلی دسترسی دارید، روشن است که با محدودیت عجیبی در قیاس با روزهایی روبهرو هستید که درهای -گیرم مجازی- ارتباط با جهان اینطور بسته نبودند.
جدای از اینها، یکی از امکانهای روزنامهنویسی جدید، استفاده از پیامرسانها برای دریافت مطالب از راه دور بود. چه نویسندگان فارسیزبان خارج از کشور، چه نویسندگان و خبرنگارانی که در نقاط مختلف کشورمان با تحریریهها همکاری میکنند، این روزها ارتباطشان به کلی قطع شده و تنها مطالبی امکان انتشار دارند که نویسنده در تحریریه تولید کرده باشد!
خلاصه اینکه اوضاع برای اداره یک سرویس یا حتی تولید مطالب یک صفحه بیاندازه پیچیده است و تحملش، به اصطلاح، صبر ایوب میخواهد.
این سطرها را نوشتم که گفته باشم، مشاغل مرتبط با اینترنت که این روزها به سد بزرگ قطع شدن اینترنت برخوردهاند، روزنامهنویسی را هم همدرد و همداستان خود بدانند که «هوا بس ناجوانمردانه سرد است.»
