• امروز : پنج شنبه - ۹ بهمن - ۱۴۰۴

میان حق مطالبه و خطر فروپاشی نظم عمومی

  • کد خبر : 165700
  • 08 بهمن 1404 - 9:50
میان حق مطالبه و خطر فروپاشی نظم عمومی
ایرانی در سیاست کودک نیست و با واقعیت‌های سخت نیز بیگانه نیست. معنی فشار را می‌فهمد، معنی رنج را می‌داند و از همه مهم‌تر فرق وعده و عمل را بارها دیده است. اما درست همین جاست که آزمون آغاز می‌شود. وقتی مشکلات اقتصادی و دل‌نگرانی‌های معیشتی که کاملا واقعی و قابل فهمند به جای آنکه اهرمی آگاهانه برای اصلاح باشند به سوختی تبدیل می‌شوند که دیگران روی آن حساب باز می‌کنند تا کشور را به طرف آشوب و بی‌ثباتی سوق دهند.

به گزارش نبض وطن، هیچ شخصی نمی‌تواند انکار کند که مطالبات مردم درباره هزینه‌های زندگی مانند مسکن و درآمد و آینده شغلی حق است. این صدا باید شنیده شود و راه اصلاح باز بماند، اما همزمان یک واقعیت روشن هم وجود دارد و آن اینکه ایران کشور فروپاشیده‌ای نیست. زندگی در ایران به‌رغم همه فشارها و محدودیت‌ها جاری است. بازار خالی نیست، خدمات اساسی برقرار است. شبکه‌های تامین و توزیع فعال است و میلیون‌ها ایرانی در همه حوزه‌ها از درمان و آموزش تا صنعت و کشاورزی و انرژی با تلاش روزانه کشور را سر پا نگه داشته‌اند. این واقعیت نه تبلیغ است و نه شعار، بلکه حاصل کار عظیم انسان‌هایی است که حتی زیر فشار هم اجازه نداده‌اند زندگی از حرکت بایستد.

مساله این است که اعتراض و مطالبه یک چیز است و شکستن نظم عمومی چیز دیگر. مطالبه‌گری یعنی گفتن حق، یعنی خواستن اصلاح، یعنی فشار مدنی و اجتماعی برای بهتر شدن اوضاع. اما به هم زدن نظم عمومی یعنی بریدن همان رگ‌هایی که اصلاح از آنها ممکن می‌شود، یعنی کشیدن فرش از زیر پای امنیت عمومی و اعتماد اجتماعی و اقتصاد روزمره. وقتی خیابان به میدان خشونت تبدیل شود نه فقط دولت، بلکه همه جامعه آسیب می‌بیند. ماشین امداد اگر بسوزد بیمار فقیر هم بی‌پناه می‌شود. مغازه اگر غارت شود نان یک خانواده قطع می‌شود و اگر امنیت فرو بریزد نخستین قربانی همیشه مردم عادی‌اند نه کسانی که از آشوب ارتزاق می‌کنند.

تجربه‌های منطقه‌ای جای خیال‌پردازی باقی نمی‌گذارد. وقتی نظم عمومی در یک کشور شکسته شود احیای آن سال‌ها زمان می‌برد حتی اگر مردم خواهان آن باشند. در بسیاری از نمونه‌ها فروپاشی نه فقط به آزادی و رفاه منتهی نشده، بلکه به سهم‌خواهی و تعدد مراکز قدرت و اقتصاد بازار سیاه و فساد گسترده و وابستگی انجامیده و مردم پس از مدتی فهمیدند که شعارهای بزرگ چگونه به زندگی کوچک و دشوار تبدیل شد آن هم برای نسل‌ها. در این میان غرب با دو زبان حرف می‌زند از یک طرف ادعای دلسوزی برای مردم می‌کند و از طرف دیگر همان مردم را با جنگ اقتصادی و تحریم‌های گسترده مورد هدف قرار می‌دهد.

تحریم یک مفهوم اخلاقی نیست یک ابزار واقعی برای قطع شریان‌های اقتصاد است. محدود کردن نقل و انتقال بانکی و دشوارسازی بیمه و حمل و نقل گران و دشوار کردن تامین مواد اولیه و سرمایه‌گذاری و بستن مسیرهای طبیعی تجارت و سپس انتظار داشتن از یک کشور که مانند شرایط عادی اداره شود؛ این معادله منصفانه نیست و نتیجه‌اش روشن است. وقتی مسیر طبیعی بسته شود اقتصاد واسطه‌گری رشد می‌کند، هزینه بالا می‌رود و بحران‌ها پدید می‌آید و بعد همین بحران‌ها را به عنوان سندی علیه همان کشور معرفی می‌کنند.

اگر شبکه‌های مالی جهانی مانند سوییفت عملا از دسترس خارج شود، هزینه جابه‌جایی پول و حواله چند برابر می‌شود. مسیرهای غیرمستقیم شکل می‌گیرد و واسطه‌ای که در شرایط عادی وجود نداشت به بازیگر اصلی تبدیل می‌شود و اینجاست که برخی انحرافات و سوءاستفاده‌ها زاده می‌شود نه از ذات یک ملت، بلکه از فشار غیرطبیعی‌ای که اقتصاد را مجبور می‌کند از راه‌های پرهزینه و آسیب‌پذیر حرکت کند و با این حال همین فشارها بعدا دستمایه تبلیغ می‌شود تا کشور را ناکارآمد و مردم را ناامید نشان بدهند. ریشه خطرناک‌تر اما در جایی دیگر است.

پروژه آشوب قرار نیست ایران را به کشوری بهتر تبدیل کند، بلکه قرار است ایران را ضعیف‌تر کند. اسراییل و برخی محافل در امریکا و اروپا نه به رفاه مردم ایران که به کاهش قدرت و استقلال ایران فکر می‌کنند. کشور ضعیف شده کشوری است که تصمیمش قابل هدایت است. کشوری است که در آن سهم‌خواهی و تجزیه و چندپارگی جای دولت را می‌گیرد و آن وقت دیگر نه توسعه عمومی روی می‌دهد نه زندگی بهتر می‌شود، بلکه وطن به صحنه رقابت شبکه‌های نفوذ تبدیل شده و مردم قربانیان دائمی این رقابت می‌شوند.

پس پیام ما به مردم معترض و خشمگین این است که حق دارید مطالبه کنید. حق دارید صدای‌تان را بلند کنید و حق دارید خواهان اصلاح باشید، اما اجازه ندهید خشم شما دزدیده شود. اجازه ندهید مطالبه به بهانه تبدیل شود برای تخریب کشور و هموارسازی مسیر برای فشارهای بیشتر و مداخله‌های جدید. راه درست میان سکوت و آشوب است یعنی فشار آگاهانه درونی و مطالبه مشخص و قابل ارزیابی نه آتش زدن زندگی روزمره. دفاع از حق بدون افتادن در دام خشونت و تخریب و درک این واقعیت که بسیاری از اشخاصی که از بیرون برای شما نسخه می‌نویسند، همان‌هایی هستند که با تحریم و جنگ اقتصادی زندگی شما را نشانه گرفته‌اند. سراب وقتی فریب می‌دهد که تشنگی زیاد باشد، اما ایرانی تجربه کافی دارد تا بداند هر سرابی آب نیست.

اصلاح حق است و زندگی بهتر حق است، اما شکستن نظم عمومی راه رسیدن به این حقوق نیست، بلکه عاملی برای از دست دادن آنهاست و آنچه دشمن بیش از هر چیز می‌خواهد همین است که کشور از درون به دست خودمان آسیب ببیند.

روزنامه‌نگار و تحلیلگر فلسطینی

لینک کوتاه : http://www.nabzevatan.ir/?p=165700
  • نویسنده : عبدالناصر سعید

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.