• امروز : سه شنبه - ۱۴ بهمن - ۱۴۰۴

پیش از تشنگی؛ یک هشدار علمی درباره بحران آب ایران

  • کد خبر : 166490
  • 14 بهمن 1404 - 7:10
پیش از تشنگی؛ یک هشدار علمی درباره بحران آب ایران
سکوت سفره‌های آب زیرزمینی ما شکسته است. صدای فرونشست زمین، خشکی تالاب‌ها و رودهای خاموش، فریاد آخرین ذخایر آبی کشور هستند. در گفت‌وگویی تخصصی، پای صحبت دو متخصص نشستیم تا از عمق بحران بگویند و راه‌های بازگشت به تعادل را بررسی کنند.

به گزارش خبرنگار نبض وطن،ایران در منطقۀ خشک و نیمه‌خشک جهان قرار گرفته، اما بحران کنونی آب تنها حاصل کمبود باران نیست. این بحران، آمیزه‌ای پیچیده از تغییرات اقلیمی، مدیریت ناپایدار منابع و الگوهای مصرفی است که سال‌هاست از مرزهای تاب‌آوری طبیعت عبور کرده است. برای درک ابعاد واقعی این چالش و جست‌وجوی راهکارهای عملی، به سراغ دو متخصص رفتیم: ژیلا حسینی، کارشناس ارشد محیط زیست با تمرکز بر اکوسیستم‌های آبی و آبتین میرزایی، هیدرولوژیست و متخصص مدیریت منابع آب. این گفت‌وگو تلاش می‌کند تصویری شفاف، علمی و بی‌طرف از وضعیت منابع آبی کشور ارائه دهد.
با تشکر از شما برای حضور در این گفت‌وگو. ابتدا از آقای میرزایی به عنوان یک هیدرولوژیست بپرسم: مهم‌ترین شاخص‌های علمی که نشان‌دهندۀ وضعیت بحرانی آب در ایران هستند، چیست؟
میرزایی (هیدرولوژیست): با سلام و تشکر. برای پاسخ علمی، باید به داده‌ها مراجعه کنیم. چند شاخص کلیدی وضعیت را فاجعه‌بار نشان می‌دهد. اول، بیلان منفی شدید آب‌های زیرزمینی. در بیش‌تر دشت‌های کشور، میزان برداشت از چاه‌ها تا ۱۵۰ درصد بیش‌تر از تغذیه طبیعی است. ما سالانه حدود ۶ میلیارد مترمکعب کسری مخزن داریم که یعنی ذخیره‌ای استراتژیک را که طی هزاران سال تشکیل شده، در چند دهه می‌خواهیم تمام کنیم. دوم، کاهش قابل توجه روان‌آب‌های سطحی. رودخانه‌های اصلی مانند زاینده‌رود، کرخه و کارون، گاه تا ۴۰ درصد کاهش جریان داشته‌اند. سوم، شاخص فالکن‌مارک (Falkenmark) که سرانه آب تجدیدپذیر را می‌سنجد. ایران سال‌هاست در مرز «تنش آبی» و حتی «کمبود مطلق آب» قرار دارد. اما بحران اصلی، فرونشست زمین است. ایران رکورددار فرونشست در جهان است. در دشت فسا، شهریار یا دشت مشهد، زمین سالانه تا ۳۰ سانتیمتر فرو می‌نشیند. این دیگر قابل بازگشت نیست؛ یعنی آن سفره برای همیشه خالی و مُرده است.
خانم حسینی، این برداشت بی‌رویه از دیدگاه محیط زیستی چه پیامدهای عینی داشته است؟
حسینی (کارشناس محیط زیست): پیامدها کاملاً ملموس و در حال وقوع است. اولین و واضح‌ترین نشانه، مرگ تالاب‌هاست. تالاب بین‌المللی گاوخونی، پریشان، هورالعظیم و بختگان یا کاملاً خشک شده‌اند یا در آستانه نابودی. خشکی تالاب فقط از بین رفتن یک دریاچه نیست؛ یعنی نابودی یک اکوسیستم کامل: پرندگان مهاجر از بین می‌روند، ریزگردهای نمکی و سمی جای آن‌ها را می‌گیرند، معیشت جوامع محلی نابود می‌شود و سلامت مردم به خطر می‌افتد. دوم، نابودی جنگل‌های دست‌کاشت مانند جنگل‌های اطراف دریاچه ارومیه یا بلوط‌های زاگرس به دلیل کاهش سطح آب‌های زیرزمینی و خشکسالی. سوم، پدیدۀ تلخ بیابان‌زایی و افزایش کانون‌های ریزگرد در داخل کشور. بسیاری از این ریزگردها از بستر خشک‌شدۀ تالاب‌ها برمی‌خیزد و حاوی نمک و سموم کشاورزی است که برای کشاورزی و سلامت مرگبار است.
اگر بخواهیم ریشه‌های اصلی را به طور خلاصه و بدون پرداختن به کلی‌گویی‌های معمول تحلیل کنیم، به چه می‌رسیم؟
میرزایی: سه محور اصلی ۱. مدیریت عرضه‌محور به جای تقاضامحور: دهه‌هاست تنها پاسخ ما به کم‌آبی، ساخت سدهای بیشتر یا حفر چاه‌های عمیق‌تر بوده است. این مانند آن است که برای درمان یک بیمار مبتلا به خونریزی، فقط به او خون تزریق کنیم، بدون آن که محل زخم را ببندیم. ۲. بخش کشاورزی ناکارآمد: حدود ۹۰ درصد مصرف آب در بخش کشاورزی است، در حالی که بازدهی و بهره‌وری در بسیاری از محصولات پایین است. الگوی کشت همچنان بر پایه محصولات پرآب مانند هندوانه یا برنج در مناطق خشک است. ۳. نبود حکمرانی یکپارچه و ضعف در اجرای قوانین: ما قوانین خوبی داریم، اما در عمل، مدیریت آب بین نهادهای مختلف پراکنده است و نظارت بر برداشت‌های غیرمجاز ضعیف.
حسینی: کاملاً موافقم و یک ریشه اساسی دیگر را اضافه می‌کنم: بیتوجهی به «حقوق محیط زیست» و «حقوق نسل‌های آینده» در تصمیم‌گیری‌های توسعه‌ای. در اکثر پروژه‌ها، تنها سود کوتاه‌مدت اقتصادی دیده می‌شود. ارزش اکوسیستمی یک تالاب، خدمات رایگان‌ای که ارائه می‌دهد – از تصفیه آب تا کنترل سیل – در معادلات به حساب نمی‌آید. ما سرمایه طبیعی را با درآمد اقتصادی اشتباه گرفته‌ایم.
با این توصیف تلخ، آیا راهی برای خروج از این بن‌بست وجود دارد؟ آیا هنوز دیر نشده است؟
میرزایی: بخشی از آسیب‌ها مانند فرونشست زمین در برخی دشت‌ها، غیرقابل بازگشت است. اما می‌توانیم از گسترش آن جلوگیری کنیم و در بقیه مناطق به تعادل نسبی برسیم. راهکارها فنی و شناخته شده هستند: ۱. مدیریت تقاضا و افزایش بهره‌وری: مجازی‌سازی کامل آب در کشاورزی با سیستم‌های نوین آبیاری، تغییر الگوی کشت متناسب با هر منطقه و توسعه گلخانه‌ها. ۲. بازچرخانی آب و استفاده از پساب: باید شهرهای بزرگ، پساب تصفیه شده را جایگزین آب شرب برای آبیاری فضای سبز و صنعت کنند. ۳. تعیین و تخصیص حقابه‌های زیست‌محیطی برای رودخانه‌ها و تالاب‌ها. آب فقط برای کشاورزی و شرب نیست، اکوسیستم هم برای بقا به حداقل آب نیاز دارد.
حسینی: دقیقاً. ما نیاز به یک تغییر پارادایم (الگوواره) داریم: از «تسلط بر طبیعت» به «همزیستی با طبیعت». اقدامات عملی آن شامل احیای اکوسیستم‌های تخریب‌شده (مثل پروژه احیای دریاچه ارومیه که نشان داد با اراده می‌شود جلوی فاجعه را گرفت)، آموزش و مشارکت جوامع محلی (کشاورزان اولین ذینفعان و اولین قربانیان این بحران هستند) و قیمت‌گذاری واقعی آب با در نظر گرفتن یارانه برای اقشار آسیب‌پذیر است. رسانه و هنر باید بیش‌تر به این موضوع بپردازند تا حساسیت عمومی بالا برود.
سخن پایانی؟
میرزایی: آب مسئله‌ای امنیتی است. ادامه این روند به معنای خالی شدن روستاها، تشدید مناقشات محلی بر سر آب و تهدید امنیت غذایی است. ما به یک عزم ملی فراجناحی نیاز داریم. هر روز تاخیر، هزینه‌های بازگشت را غیرممکن‌تر می‌کند.
حسینی: به یاد داشته باشیم که طبیعت می‌تواند بدون ما به زندگی ادامه دهد، اما ما بدون طبیعت سالم محکوم به فنا هستیم. بحران آب، تابلوی اعلان خطر بزرگ‌تری است: نشان می‌دهد که رابطه ما با سرزمینمان دچار اختلال شده است. امیدوارم این گفت‌وگو جرقه‌ای برای توجه و اقدام باشد.

لینک کوتاه : http://www.nabzevatan.ir/?p=166490
  • نویسنده : عباس صادقی

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.