• امروز : چهارشنبه - ۲۲ بهمن - ۱۴۰۴

پیشران‌های نرم و مکانیسم‌های اجرایی در فرایند پیش‌آفرینی تصویر مطلوب از آیندۀ ایران

  • کد خبر : 167999
  • 22 بهمن 1404 - 8:54
پیشران‌های نرم و مکانیسم‌های اجرایی در فرایند پیش‌آفرینی تصویر مطلوب از آیندۀ ایران
در ادامه یادداشت‌های قبل و در راستای آنکه پارادایم پیش‌آفرینی تصویر مطلوب از آینده کشور از حالت تئوریک خارج شده و به سطح عملیاتی نزدیک شود، لازم است روایت‌هایی تولید شود که ضمن واقع‌گرایی، حامل افق‌های باز، امکان‌های نو و نقش فعال مردم در ساخت آینده کشور باشند.

به گزارش نبض وطن، در فرایند پیش‌آفرینی آیندۀ مطلوب، پیشران‌های نرم، همانند بنیان‌های عمیق و جهت‌دهنده‌ای هستند که امکان بالفعل‌شدن پیشران‌های سخت را فراهم می‌سازند. آینده اقتصادی، فناورانه و ژئوپلیتیکی بدون پشتوانه هویتی، ارزشی، روایی و نهادی، واجد پایداری و معنا نخواهد بود. از این منظر، پیش‌آفرینی تصویر مطلوب آیندۀ ایران مستلزم بازاندیشی عمیق در ساحت‌های نرم قدرت و تبدیل آن‌ها به موتورهای فعال کنش جمعی، انسجام اجتماعی و حکمرانی مؤثر است.

نخستین و بنیادی‌ترین پیشران نرم، «هویت» است. هویت در این چارچوب، یک سازه زنده، پویا و آینده‌محور محسوب می‌شود که پاسخ می‌دهد ایران «چه می‌خواهد باشد؟» و «چگونه می‌خواهد در جهان آینده شناخته شود؟». هویت ایرانی-اسلامی، در صورت بازتعریف پیش‌آفرینانه، می‌تواند از سطح نمادین فراتر رفته و به منبع تولید انگیزه و انسجام اجتماعی بدل شود. در پیوند با هویت، «ارزش‌ها» نیز نقش جهت‌دهنده به انتخاب‌های کلان و خرد را ایفا می‌کنند.

پیش‌آفرینی آیندۀ مطلوب نیازمند صورت‌بندی روشنی از منظومه ارزش‌های راهبردی است؛ ارزش‌هایی مانند عدالت، استقلال، پیشرفت دانش‌بنیان، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، کرامت انسانی و عقلانیت در امر حکمرانی، هنگامی که از سطح شعار به سطح معیار تصمیم‌سازی ارتقا یابد، می‌تواند رفتار نهادی و اجتماعی را به‌صورت خودکار به سمت آینده مطلوب سوق دهد. در منطق پیش‌آفرینی، ارزش‌ها همانند الگوریتم‌های تصمیم‌گیری، سمت و سوی سرمایه‌گذاری، سیاست‌گذاری و کنش‌های جمعی را تعیین می‌کنند.

سومین پیشران نرم، روایت‌ها و نظام‌های معنایی مسلط بر ادراک جمعی از آینده است. آنچه جامعه از آینده می‌فهمد عمدتاً نتیجه داستان‌هایی است که درباره «امکان»، «امید» و «توانستن» بازگو می‌شود. در شرایطی که روایت‌های مسلط، آینده را تیره، بسته و از پیش تعیین‌شده تصویر کنند، کنش جمعی به سمت انفعال، محافظه‌کاری و مهاجرت سرمایه انسانی سوق می‌یابد. در مقابل، روایت ملی پیش‌آفرینانه، آینده را همچون پروژه‌ای قابل‌ساخت و انتخاب‌پذیر بازنمایی می‌کند.

پیش‌آفرینی تصویر مطلوب ایران اسلامی، نیازمند تولید روایت‌هایی است که ضمن واقع‌گرایی، حامل افق‌های باز، امکان‌های نو و نقش فعال مردم در ساخت آینده کشور باشند. این روایت‌ها باید در نظام آموزشی، رسانه‌ها، سیاست‌گذاری‌ها و گفتار نخبگانی بازتولید شوند تا به سرمایه روانی جمعی بدل گردند. سرمایه انسانی، به‌عنوان پیشران نرم چهارم، جایگاهی محوری در این تصویر دارد.

جمعیت جوان، تحصیل‌کرده و متخصص ایران، از جمله مهم‌ترین دارایی‌های راهبردی کشور در افق بلندمدت بشمار می‌آیند؛ بااین‌حال، پیش‌آفرینی آینده مطلوب مستلزم تغییر نگرش در خصوص سطوح توانمندی نیروی انسانی است. در این راستا توجه به فاکتورهایی مانند مهارت‌های آینده‌محور، تفکر سیستمی، سواد فناورانه، خلاقیت و توان حل مسئله، حایز اهمیت است. هنگامی که نظام آموزشی و بازار کار نتواند این ظرفیت‌ها را به‌کار گیرد، مهاجرت نخبگان و اتلاف سرمایه انسانی به یکی از مهم‌ترین بازدارنده‌های تحقق آینده مطلوب تبدیل می‌شود.

در کنار سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی نیز نقشی تعیین‌کننده در امکان تحقق آینده مطلوب ایفا می‌کند. اعتماد اجتماعی، شبکه‌های همکاری، مشارکت مدنی و انسجام نهادی، زیرساخت‌های حیاتی پیشرفت‌ محسوب می‌شوند. پیش‌آفرینی آینده مطلوب مستلزم بازسازی فعال سرمایه اجتماعی از طریق شفافیت، پاسخگویی، گفت‌وگوی نهادی و مشارکت واقعی ذی‌نفعان است.

در واقع، پیشران‌های نرم حکمرانی، حلقه اتصال همه مؤلفه‌های پیش‌گفته هستند. حکمرانی پیش‌آفرینانه، به معنای عبور از منطق اداره روزمره و واکنشی به منطق طراحی آینده‌محور است. این حکمرانی دارای چند ویژگی کلیدی است: نگاه سیستمی فرابخشی، توان تصمیم‌گیری در شرایط عدم‌قطعیت، یادگیری نهادی مستمر و همچنین ترجیح منافع بلندمدت ملی بر ملاحظات کوتاه‌مدت. نهادهای حکمرانی باید قادر باشند تصویر مطلوب آینده را به سیاست‌ها، برنامه‌ها، بودجه‌ها و شاخص‌های ارزیابی ترجمه کرده و میان روایت، ارزش و اقدام، ارتباط منطقی برقرار کنند.

موضوع دیگری که در اینجا مطرح می‌شود، سازکارهای اجرایی فرایند پیش‌آفرینی آینده‌ مطلوب است. برای عملیاتی‌سازی پارادایم پیش‌آفرینی و ساخت آیندۀ مطلوب در سطح یک کشور، به‌ویژه کشوری با ویژگی‌ها و پیچیدگی‌های ایران، باید از سطح گفتمان و اسناد آرمانی فراتر رفته و به معماری فنی-نهادی، ابزارهای سیاستی و سازکارهای اجرایی مشخص اندیشید. همانگونه که پیشتر توضیح دادیم، پیش‌آفرینی در مقیاس ملی یک نظام حکمرانی آینده‌محور است که باید بر مبنای بهره‌گیری هوشمندانه از منابع سخت و نرم کشور طراحی شود.

به‌لحاظ فنی، هیچ پیش‌آفرینی‌ای بدون یک تصویر مطلوب قابل عملیاتی‌شدن، امکان تحقق نخواهد داشت. تصویر مطلوب باید: هنجاری اما واقع‌گرایانه باشد؛ چندبعدی باشد (اقتصادی، اجتماعی، فناورانه، فرهنگی، ژئوپلیتیکی) و از قابلیت ترجمه به شاخص‌ها و اهداف میان‌مدت و بلندمدت برخوردار باشد. در این مرحله کاربست ابزارهایی مانند: سناریونویسی هنجاری، آینده‌نگاری معکوس -یعنی حرکت از آینده مطلوب به اکنون- و تحلیل ارزش‌ها و ترجیحات اجتماعی، ضروری است. این تصویر باید محصول هم‌آفرینی ملی میان دولت، دانشگاه، بخش خصوصی، جامعه مدنی و نسل جوان باشد.

نکته حائز اهمیت بعدی، لزوم فعال‌سازی منابع سخت کشور است. منابع سخت ایران شامل جمعیت، جغرافیا، منابع انرژی، زیرساخت‌ها، ظرفیت‌های صنعتی، توان علمی و قدرت ژئوپلیتیکی است. پیش‌آفرینی ایجاب می‌کند این منابع از حالت منفعل یا واکنشی خارج شده و در راستای آینده تعیین‌شده جهت‌دهی شوند. در اینجا اقدامات فنی کلیدی عبارتند از: هم‌راستاسازی سرمایه‌گذاری‌های کلان با تصویر مطلوب (مثلاً اگر آینده مطلوب ایران دانش‌بنیان است، سرمایه‌گذاری زیرساختی باید به نفع علم، فناوری و اقتصاد دیجیتال بازتنظیم شود.)؛ طراحی نقشه‌های راه فناوری در حوزه‌های پیشران؛ مدیریت راهبردی منابع طبیعی با منطق بین‌نسلی (نه صرفاً بودجه‌ای)؛ و توانمندسازی مناطق بر اساس مزیت‌های آینده‌محور (توجه به موضوع آمایش سرزمینی).

همزمان با آن، بهره‌گیری از منابع نرم کشور نیز باید موردتوجه قرار داشته باشد. همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، منابع نرم ایران شامل فرهنگ، هویت تمدنی و دینی، سرمایه انسانی، دانش بومی، شبکه‌های اجتماعی، اعتماد اجتماعی و روایت‌های ملی است. پیش‌آفرینی نیازمند فعال‌سازی همزمان تمامی این منابع است. الزامات فنی در اینجا عبارتند از: ساخت روایت ملی از آینده که توضیح دهد ایران می‌خواهد در ۲۰ یا ۳۰ سال آینده چه باشد و چرا؟؛ ارتقای سواد عمومی نسبت به آینده در نظام آموزشی، مدیریتی و رسانه‌ای؛ نهادینه‌سازی تخیل راهبردی در دانشگاه‌ها، اندیشکده‌ها و دستگاه‌های اجرایی؛ و بسیج سرمایه اجتماعی از طریق مشارکت واقعی مردم در پروژه‌های آینده‌ساز. در کنار همه‌ این‌ها به لزوم بازطراحی نظام حکمرانی با منطق پیش‌آفرینانه نیز باید توجه شود.

از منظر تکنیکی، مهم‌ترین گلوگاه پیش‌آفرینی در ایران، حکمرانی کوتاه‌مدت و بخشی‌نگر است. گذار به پیش‌آفرینی مستلزم ایجاد نهاد مرکزی آینده‌نگاری و پیش‌آفرینی ملی با اختیارات واقعی؛ الزام دستگاه‌ها به ارزیابی پیامدهای آینده؛ اتصال برنامه‌های توسعه، بودجه و سیاست‌گذاری‌ها به سناریوها و تصویر مطلوب؛ و طراحی سازکارهای تصمیم‌گیری با توجه عدم‌قطعیت‌ها است. این‌ها همه در کنار هم یعنی حرکت از برنامه‌ریزی خطی به حکمرانی تطبیقی آینده‌محور. به‌لحاظ فنی و تکنیکی، ایران می‌تواند با ترکیب هوشمندانه منابع سخت و نرم خود، پارادایم پیش‌آفرینی را از یک مفهوم نظری به یک سیستم عملیاتی کارآمد و پویا در سطح ملی تبدیل کند.

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری

لینک کوتاه : http://www.nabzevatan.ir/?p=167999
  • نویسنده : محمد مخبر

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.