به گزارش خبرنگار نبض وطن، دکتر مهدی خدائی استاد دانشگاه و شهردار سده لنجان در یادداشتی نوشت:
در ادبیات تخصصی برنامهریزی شهری، دیوارنگارهها دیگر صرفاً «هنر خیابانی» قلمداد نمیشوند، بلکه به عنوان ابزارهایی در چارچوب برنامهریزی مشارکتی و توسعه پایدار محله بازتعریف شدهاند. این آثار در کانون نظریههای «حق به شهر» قرار گرفته و به مثابه مکانیسمی برای بازتوزیع قدرت در تولید فضا عمل میکنند.
– مهندسی اجتماعی و سرمایه اجتماعی: دیوارنگارهها با درگیر کردن ساکنان در فرآیند خلق اثر، سرمایه اجتماعی را تقویت کرده و حس تعلق مکانی را در بافتهای فرسوده بازسازی میکنند.
– مدیریت تعارض و صلح فضایی: در شهرهای چندفرهنگی، این فضاها به عنوان «مکانهای سوم» عمل کرده و با ایجاد گفتمان بصری مشترک، تنشهای اجتماعی را کاهش میدهند.

– اقتصاد خلاق و نوسازی شهری: دیوارنگارهها به عنوان موتور محرک «اقتصاد تجربه»، ارزش افزوده بصری ایجاد کرده و از فرآیندهای دگرگونسازی (Gentrification) به شکلی کنترلشده و فرهنگی حمایت میکنند.
– پارامترهای کیفی محیطی: در مدلهای ارزیابی پایداری شهری، این آثار به عنوان شاخصهای «زیباییشناسی محیطی» و «کیفیت بصری» در معادلات سنجش کیفیت زندگی شهری لحاظ میشوند.

– حکمرانی فضایی: گذار از «کنترل پلیسی» به «مدیریت هوشمند»، دیوارنگارهها را به ابزاری برای نظارت غیرمستقیم و خودتنظیمی اجتماعی در فضاهای عمومی تبدیل میکند.
این رویکرد نشان میدهد که چگونه هنر میتواند به عنوان یک متغیر مستقل در مدلهای کمی و کیفی برنامهریزی شهری، بر پویایی و کارایی بافتهای شهری تأثیر بگذارد.

با توجه به پیچیدگیهای نظری، به نظر میرسد چالش اصلی در اجرای این طرحها، تعادل میان «خلاقیت هنری» و «قوانین صلب شهری» باشد. لذا شایسته است مدیران شهری با توجه به تمامی ابعاد شهری و با تاکید بر قوانین و ارزشهای اجتماعی و تمرکز بر خلاقیت هنر، به صورتی کاربردی و پراگماتیسم برنامهریزی نمایند.




