کارخانه ذوبآهن اصفهان را یک صنعت ملی میدانند؛ صنعتی که منافع آن ملی بوده اما بخش مهم و قابل توجه تبعات و آثار آسیبهای زیست محیطی فعالیت این صنعت مادر، در شهرهای همجوار و زندگی روزمره شهروندان شهرستان لنجان دیده میشود. همین مسئله مطالبه مردم را برای پاسخگویی مسئولان جدیتر میکند.
موضوعات زیست محیطی کارخانه ذوب آهن از جمله آلودگی هوا، خاک و آب و وضعیت لاگونهایی که در نزدیکی محل سکونت شهروندان زرین شهر واقع شدهاند، مستقیماً زندگی مردم لنجان خصوصا شهروندان زرین شهر را تحت تاثیر قرار داده و مطالبه مردم نیز روشن است؛ کاهش آلایندگی و خشکاندن لاگونها و توجه ویژه به فاصله محل جدید احداث لاگونها از شهر. اما آنچه بر حساسیت موضوع میافزاید، نبود شفافیت کافی درباره وضعیت موجود، میزان دقیق آلایندگی، اقدامات انجامشده درخصوص رفع آلایندگی و سرنوشت نهایی لاگونهاست که تاکنون پاسخ روشن و مستندی به مردم به ویژه مطالبهگران خطه طلایی ایران زرین شهر داده نشده است.
اما مسئله تنها به مباحث زیست محیطی ختم نمیشود، سالها فعالیت چنین صنعت بزرگی در شهرستان لنجان، این انتظار را ایجاد کرده که مسئولان شرکت سهامی ذوب آهن در حوزههای اجتماعی، ورزشی، فرهنگی، هنری و رسانهای نیز ارتباط متناسبی را با فعالان این عرصه در شهرستان لنجان داشته باشند؛ در حالی که واقعیت موجود، دستکم در حوزه رسانه، چیز دیگری را نشان میدهد. بی شک وظیفه رسانه پرسیدن است؛ حتی وقتی سؤال درباره عملکرد یک مجموعه تولیدی بزرگ و قدرتمند باشد. با این حال، وقتی پرسشها و مطالبات رسانهای بیپاسخ میماند، دیگر نمیتوان موضوع را صرفاً نادیده گرفتن رسانههای محلی دانست و اینجاست که قدرت رسانه اهمیت پیدا میکند چراکه رسانه میتواند یک مسئله را مطرح کرده، افکار عمومی را حساس نگه داشته و مطالبهای را که ممکن است در میان پیچیدگیهای اداری گم شود، تا کسب نتیجه روی میز نگه دارد.
اما باید پذیرفت ظرفیت رسانههای محلی، چنانچه در کنار جایگاه قانونی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی قرار گیرد، میتواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد و مطالبه ما از نماینده مردم لنجان در مجلس دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود تا بتوانیم مطالبات به حق مردم این شهرستان را پیگیری کرده و از این شرکت سهامی ذوب آهن در حوزههای مختلف پاسخهای شفاف و قانع کننده دریافت کنیم.
در حوزه رسانه نیز یک سؤال مشخص وجود دارد که پاسخ آن باید شفاف منتشر شود و آن سوال این بوده که شرکت سهامی ذوبآهن اصفهان چه میزان برای رسانهها هزینه میکند، این منابع طی سالیان اخیر چگونه توزیع میشده و سهم رسانههای کشور، استان اصفهان و شهرستان لنجان به چه میزان بوده است؟
بی شک امروز دیگر نمیتوان با سکوت از کنار این پرسشها عبور کرد چراکه وقتی بخش قابل توجهی از آثار و تبعات فعالیت یک صنعت بزرگ در یک شهرستان برجای میماند، پاسخگویی در برابر همان جامعه نیز بخشی از مسئولیت آن صنعت مادر است.
مطمئنا رسانههای لنجان قدرت مطالبهگری دارند و نماینده مردم لنجان در مجلس شورای اسلامی نیز ابزار قانونی پیگیری را در اختیار داشته از این رو چنانچه این دو ظرفیت در کنار یکدیگر قرار بگیرند، مطالبه مردم دیگر صدای پراکنده نخواهد بود بلکه به یک مطالبه جدی و قابل پیگیری تبدیل میشود.
امروز انتظار از نماینده مردم روشن است؛ کنار رسانههای شهرستان بایستد، رسانههای محلی را به عنوان یک بازوی توانمند در حوزه مطالبهگری دانسته و ظرفیت آنها را در کنار ابزار قانونی نمایندگی به کار بگیرد آن وقت ذوبآهن اصصفهان نه با یک خبرنگار یا یک رسانه، بلکه با مطالبهای روبهرو خواهد بود که پشتوانه رسانه و نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی را دارد.
«تا پای جان برای لنجان»؛ شعاری است که نماینده مردم لنجان در مجلس شورای اسلامی برای مسیر خدمت به مردم این شهرستان برگزید و امروز یکی از آزمونهای تحقق این شعار، ایستادن در کنار مطالبات مردمی و پیگیری شفاف و مستند مسائل مربوط به کارخانه ذوبآهن اصفهان از آلودگی و وضعیت لاگونها گرفته تا مسئولیتهای اجتماعی و نحوه هزینهکرد منابع رسانهای این صنعت بزرگ است.
پایگاه خبری نبض وطن نیز در همین مسیر، برای تحقق مطالبات بهحق مردم لنجان و تبدیل شعار «تا پای جان برای لنجان» به اقدامی عملی، پای کار ایستاده است.
