• امروز : پنج شنبه - ۱۹ شهریور - ۱۴۰۵

سفرهای استانی دولت چهاردهم؛ از وعده‌های روی کاغذ تا میدان اجرا

  • کد خبر : 200913
  • 19 شهریور 1405 - 8:00
سفرهای استانی دولت چهاردهم؛ از وعده‌های روی کاغذ تا میدان اجرا
سفرهای استانی دولت‌ها زمانی می‌تواند به نقطه عطفی در حل مسائل مناطق مختلف کشور تبدیل شود که از سطح وعده و مصوبه فراتر رفته و به اجرای پروژه و رفع مشکلات مردم منجر شود؛ رویکردی که دولت چهاردهم تلاش کرد با تمرکز بر شناسایی مسائل، اولویت‌بندی نیازها، تأمین منابع و پیگیری مصوبات تا مرحله بهره‌برداری، سفرهای استانی را از یک رویداد تشریفاتی به فرآیندی برای تحقق مطالبات مردم تبدیل کند.

به گزارش نبض وطن، سفر استانی برای دولت‌ها همیشه یکی از مهم‌ترین ابزارهای ارتباط مستقیم با مردم و شناسایی مسائل مناطق مختلف کشور بوده است، با این حال، تفاوت میان یک سفر استانی تشریفاتی با سفری که به حل مسائل مردم منجر شود، در نتیجه آن مشخص می‌شود.

در سال‌های گذشته، بارها شاهد سفرهایی بودیم که با فهرستی از وعده‌ها و مصوبات متعدد همراه می‌شد اما بخشی از این وعده‌ها در مسیر اجرا متوقف می‌ماند یا سال‌ها برای به نتیجه رسیدن زمان می‌برد. نگاهی به سفرهای استانی دولت چهاردهم نشان می‌دهد دولت پزشکیان تلاش کرده این مسیر را تغییر دهد؛ به‌گونه‌ای که سفر نه محل وعده دادن، بلکه نقطه آغاز پیگیری و اجرای پروژه‌ها باشد.

در همین رابطه، محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور و سرپرست نهاد ریاست جمهوری با تشریح رویکرد دولت چهاردهم در سفرهای استانی، بر تفاوت این سفرها با الگوی گذشته تاکید کرده است. از نگاه او، هدف سفرهای استانی حضور رئیس‌جمهوری در یک استان و برگزاری چند نشست نیست بلکه دولت تلاش دارد مسائل را از نزدیک بشنود، اولویت‌بندی کند، برای آنها منابع اختصاص دهد و تا مرحله بهره‌برداری پیگیر بماند.

این نگاه، در واقع تغییر یک رویکرد قدیمی از سفر برای اعلام وعده به سفر برای حل مسئله است.

سفر برای وعده دادن نیست

سفرهای استانی دولت‌های گذشته در دوره‌های مختلف، دستاوردهای متعددی نیز داشته‌اند و بسیاری از پروژه‌های عمرانی در همین سفرها آغاز یا تکمیل شده‌اند اما یکی از انتقادهای جدی به این الگو، انباشت مصوبات و وعده‌هایی بود که گاه منابع مالی متناسب با آنها وجود نداشت.

وقتی در یک سفر ده‌ها پروژه به تصویب می‌رسد اما اعتبار کافی برای اجرای همه آنها پیش‌بینی نشده است، مصوبه به‌جای آنکه راه‌حل باشد می‌تواند به فهرستی از مطالبات انباشته تبدیل شود. مردم نیز در نهایت، نه با تعداد مصوبات بلکه با نتیجه‌ای که در زندگی روزمره خود می‌بینند، عملکرد دولت را ارزیابی می‌کنند.

در دولت چهاردهم، یکی از شاخص‌های اصلی سفرهای استانی، میزان تحقق مصوبات است. تا آنجا که منابعی بیش از تعهدات اولیه برای اجرای مصوبات سفرها انجام شده و بیش از ۳۰ درصد پروژه‌های مصوب سفرهای نخست به مرحله بهره‌برداری رسیده‌اند.

همین نقطه می‌تواند مهم‌ترین تفاوت میان سفر استانی به‌عنوان یک رویداد سیاسی و سفر استانی به‌عنوان یک ابزار اجرایی باشد. اگر سفر با یک وعده آغاز شود و با یک افتتاح به پایان برسد، اثر آن محدود خواهد بود اما اگر سفر با شناسایی مسئله آغاز شود و پس از آن تامین اعتبار، اجرا و بهره‌برداری دنبال شود، سفر به بخشی از فرآیند توسعه تبدیل می‌شود.

رئیس‌جمهوری که استان‌ها را از نزدیک می‌شناسد

یکی از ویژگی‌های مهم دولت چهاردهم در این زمینه، تجربه شخصی رئیس‌جمهوری از حضور در مجلس است.

مسعود پزشکیان پیش از رسیدن به ریاست جمهوری، پنج دوره نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی بوده است. همین سابقه باعث شده مواجهه او با مسائل استان‌ها و حوزه‌های انتخابیه، فقط یک مواجهه اداری و گزارش‌محور نباشد.

نمایندگی مجلس، به‌ویژه برای فردی که سال‌ها در ارتباط مستقیم با مردم بوده، تصویری متفاوت از مسائل کشور ایجاد می‌کند. نماینده مجلس با مشکلات حوزه انتخابیه خود از نزدیک مواجه است؛ از کمبود امکانات بهداشتی و آموزشی گرفته تا مشکلات راه، آب، اشتغال، کشاورزی، صنعت و زیرساخت.

او در طول سال‌های نمایندگی با مردمی مواجه است که برای حل مسائل خود به دفتر نماینده مراجعه می‌کنند، مشکلات منطقه را مطرح می‌کنند و گاه برای یک موضوع ساده اما حیاتی، ماه‌ها و سال‌ها پیگیر است.

این تجربه می‌تواند در دوران ریاست جمهوری نیز بر نگاه او به استان‌ها اثرگذار باشد زیرا پزشکیان استان را روی نقشه نمی‌بیند؛ استان برای او مجموعه‌ای از مسائل و ظرفیت‌های واقعی است که هرکدام نیازمند تصمیم متفاوتی هستند.

به همین دلیل، سفر استانی برای چنین رئیس‌جمهوری می‌تواند معنای متفاوتی داشته باشد. او به استان می‌رود تا بخشی از همان مسائلی را ببیند که سال‌ها در جایگاه نمایندگی با آنها مواجه بوده اما این بار از جایگاه عالی‌ترین مقام اجرایی کشور برای حل آنها تصمیم بگیرد.

از تهران تا میدان؛ تغییر زاویه نگاه

یکی از مشکلات نظام اجرایی این است که بسیاری از تصمیم‌ها در تهران و بر اساس گزارش‌هایی اتخاذ می‌شوند که تمام پیچیدگی‌های یک منطقه را نشان نمی‌دهند اما وقتی رئیس‌جمهوری به استان می‌رود و با فعال اقتصادی، کارآفرین، نخبه، ورزشکار، فعال اجتماعی، محیط زیست، حوزه سلامت و مردم مناطق محروم دیدار می‌کند، تصویر متفاوتی از واقعیت استان به دست می‌آورد.

بر همین اساس، تلاش شده دیدارهای رئیس‌جمهوری از قالب‌های تشریفاتی فاصله بگیرد و گروه‌های مختلف بتوانند مسائل خود را بدون واسطه و بدون لکنت مطرح کنند.

این شیوه، یک تفاوت مهم دیگر با الگوی سنتی سفرهای استانی ایجاد می‌کند. در این مدل، مردم برای شنیدن سخنان رئیس‌جمهوری در یک مراسم عمومی گرد هم نمی‌آیند بلکه قرار است بخشی از زمان سفر به شنیدن مسائل آنها اختصاص پیدا کند.

در میان گروه‌هایی که در سفرهای استانی با رئیس‌جمهوری دیدار می‌کنند، فعالان اقتصادی جایگاه ویژه‌ای دارند و در هر سفر معمولاً ۶ تا ۸ نفر از فعالان اقتصادی انتخاب می‌شوند تا بدون واسطه مسائل خود را با رئیس‌جمهوری مطرح کنند.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که توسعه اقتصادی استان‌ها نسخه واحدی ندارد. ظرفیت اقتصادی یک استان مرزی با یک استان صنعتی یا کشاورزی متفاوت است و مسائل یک استان نفت‌خیز با مشکلات استانی که اقتصاد آن بر گردشگری یا کشاورزی متکی است، یکسان نیست، بنابراین سیاستگذاری اقتصادی نیز باید متناسب با ظرفیت‌های هر منطقه انجام شود.

رئیس‌جمهوری که سال‌ها با مسائل حوزه‌های انتخابیه درگیر بوده، بهتر می‌تواند این تفاوت‌ها را درک کند و سفر استانی را به فرصتی برای شناسایی موانع واقعی تولید و سرمایه‌گذاری تبدیل کند.

از این منظر، نشست با فعالان اقتصادی یک جلسه گفت‌وگویی نیست؛ بلکه به دولت نشان می‌دهد کدام بخش از مقررات، بوروکراسی یا زیرساخت، مانع فعالیت اقتصادی در یک استان شده است.

تفاوت اصلی سفر استانی اما در نهایت باید در نتیجه آن دیده شود زیرا سفر استانی می‌تواند فراتر از حل یک مشکل محلی، به فرصتی برای تعریف پروژه‌هایی با آثار ملی و حتی منطقه‌ای تبدیل شود.

عدالت آموزشی در متن سفرها

البته همه نتایج سفرهای استانی را نمی‌توان با شاخص‌های اقتصادی و عمرانی سنجید. یکی از محورهایی که دولت چهاردهم در سفرهای استانی مورد توجه قرار داده، عدالت آموزشی است. دیدار با خیرین مدرسه‌ساز و پیگیری ساخت و تجهیز مدارس در مناطق مختلف کشور، بخشی از همین سیاست است.

مدرسه‌ای که در یک منطقه محروم ساخته می‌شود، شاید در کوتاه‌مدت یک پروژه عمرانی به نظر برسد اما در بلندمدت می‌تواند مسیر زندگی چندین نسل را تغییر دهد.

عدالت آموزشی از این جهت اهمیت دارد که اگر قرار باشد همه ایرانیان سهمی برابر در آینده کشور داشته باشند، باید از دوران مدرسه فرصت‌های نسبتاً برابر برای آنها فراهم شود.

این نگاه نیز با همان رویکرد ایران متعلق به همه ایرانیان ارتباط پیدا می‌کند؛ یعنی توسعه نباید محدود به مراکز استان‌ها و مناطق برخوردار باقی بماند.

سفر استانی وقتی تمام نمی‌شود که هواپیما برگردد

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های سفر نتیجه‌محور با سفر وعده‌محور، در این است که سفر با بازگشت رئیس‌جمهوری پایان نمی‌یابد. در سفر وعده‌محور، ممکن است بخش اصلی توجه رسانه‌ای به زمان حضور رئیس‌جمهوری در استان معطوف باشد اما در سفر نتیجه‌محور، اتفاق اصلی پس از سفر رخ می‌دهد.

دستگاه‌ها باید منابع را تامین کنند، عملیات اجرایی را آغاز کنند، پیشرفت پروژه‌ها را گزارش دهند و در نهایت مردم باید بتوانند نتیجه را ببینند.

بر همین اساس، اعلام اینکه بیش از ۳۰ درصد پروژه‌های مصوب سفرهای نخست به بهره‌برداری رسیده‌اند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. زیرا دولت تلاش می‌کند معیار ارزیابی سفر را از تعداد مصوبات به میزان تحقق تغییر دهد.

این تغییر معیار، اگر استمرار پیدا کند، می‌تواند به اصلاح فرهنگ مدیریتی نیز منجر شود؛ مدیران به جای رقابت بر سر تعداد پروژه‌های اعلام‌شده، باید برای به نتیجه رساندن پروژه‌های موجود پاسخگو باشند.

در نهایت، مهم‌ترین تفاوت سفرهای استانی دولت چهاردهم با سفرهای گذشته را باید در یک پرسش خلاصه کرد. بعد از سفر چه اتفاقی افتاد؟

اگر یک جاده ساخته شد، یک مدرسه به بهره‌برداری رسید، یک خط ریلی تکمیل شد، مانع تولید یک واحد اقتصادی برداشته شد یا مشکل یک منطقه محروم حل شد، آن سفر توانسته است بخشی از مأموریت خود را انجام دهد.

اما اگر همه چیز به سخنرانی و وعده محدود شود، سفر هرچقدر هم پررنگ و پرمخاطب باشد، اثر پایدار خود را از دست خواهد داد.

سفر استانی در این نگاه، نه یک مقصد، بلکه یک فرآیند است؛ فرآیندی که از مردم و شنیدن مسائل آنها آغاز می‌شود، به تصمیم و تامین منابع می‌رسد و باید در نهایت به نتیجه‌ای ملموس برای همان مردمی ختم شود که مسئله را مطرح کرده‌اند.

اگر این رویکرد ادامه پیدا کند، شاید بتوان مهم‌ترین تفاوت سفرهای استانی دولت چهاردهم را نه در تعداد سفرها، نه در تعداد جلسات و نه حتی در تعداد مصوبات، بلکه در تعداد وعده‌هایی دانست که از روی کاغذ به میدان اجرا منتقل شده‌اند.

این همان جایی است که سفر استانی از یک برنامه سیاسی به یک ابزار واقعی خدمتگزاری تبدیل می‌شود؛ ابزاری که در آن مردم فقط شنونده وعده‌ها نیستند، بلکه مطالبه‌گر نتیجه‌اند و دولت نیز باید در برابر این مطالبه پاسخگو باشد.

لینک کوتاه : http://www.nabzevatan.ir/?p=200913

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.